حسین انتظامی: اخیراً جملهای از رهبر روسیه، همرسانی شده است که میگوید دوران استیلای آمریکا گذشته است و اینجور نیست که او رهبر دنیا باشد چرا که امروز، روسیه و چین و ایران هم هستند.
واقعیت این است که آقای پوتین چنین جملهای را نگفته است و طبق معمول چنین عبارتی دسته گل ناآگاهان رسانهای است که عمدتا از سر صدق چنین میکنند. تازه برای باورپذیر کردن این خبر، ویدیویی از او هم گذاشتهاند که به روسی سخن میگوید و گوینده انگلیسیزبان ترجمهی همزمان میکند و از قضا در همین ترجمه هم صحبتی از آن خبر نیست!
این که ایرانِ قبل از جنگ رمضان با ایرانِ بعد از جنگ، فرق دارد امری واضح و مبرهن است. همچنان که آمریکای قبل و بعد از این جنگ، تفاوت دارد. عزت و عظمت ایران بشدت افزوده شده و در قامت یک قدرت ظهور کرده و هیمنه آمریکا فرو ریخته و در چشم رقبا و ایادی، خوار شده است. اینها گزارههای درستی است ولی دلیلی ندارد برای تصویرسازی و دل دادن به یکدیگر به دروغ هم متوسل شویم.
فریب و دروغ که از اصول جنگ روانی است خودش فنونی دارد! ضمنا منهای حرمت اخلاقی، در عصر ارتباطات هم کارآیی چندین سدهای خود را از دست داده است.
چنین دسته گلهایی علاوه بر آنکه ممکن است به مناسبات دوجانبه آسیب برساند سبب بیاعتمادی مخاطب به اولین منتشر کننده (و به تبع آن، کل رسانهها) میشود و مرجعیت رسانهای را نزد افکار عمومی ایرانیان از بین میبرد. ضمن آن که «دادهی غلط» به خطای تحلیلی تصمیمسازان و تصمیمگیران میانجامد که در شرایط بحران، بسیار مخاطرهآمیز است.
این روشها -که از فهم ناقص و نادرست پدیدهای به نام رسانه میآید- متعلق به یک مکتب خاص رسانهای است. ما نیازی به دروغسازی نداریم. انبوهی از کارشناسان زبده با ملیتهای متفاوت و از زوایای گوناگون به ظهور درخشان ایران در جنگ اخیر اشاره کردهاند. همانها را اگر درست بازتاب دهیم نیازی به جعل نداریم.