سه‌شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۳۳
نظرات: ۰
۰
-
وقتی زبانی می‌میرد، چه بر سر ما می‌آید؟/ نقش زبان مادری در تاب‌آوری فرهنگی و اجتماعی

۴۴ درصد از زبان‌های دنیا در آستانه‌ نابودی هستند؛ فاجعه‌ای که فرهنگ، سنت و شیوه‌های منحصربه‌فرد درک جهان را با خطری جدی روبرو کرده است.

به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از گاردین، اگر چاره‌ای اندیشیده نشود، انتظار می‌رود سرعت نابودی زبان‌ها در ۴۰ سال آینده سه برابر شود. با این حال، ما درباره‌ خطر انقراض زبان‌ها خیلی کمتر از دیگر آسیب‌های وارده به تنوع زیستی یا تاریخی سیاره‌مان می‌شنویم. مثلا در کاستاریکا، وقتی فهمیدند با نابودی درختان چه منابع طبیعی و علمی عظیمی از دست می‌رود، روند جنگل‌زدایی را معکوس کردند. یا باستان‌شناسان جهان پس از تخریب‌های داعش در سوریه، برای حفظ آثار باستانی بسیج شدند. اما تلاش کسانی که عمرشان را وقف ثبت و نگهداری زبان‌های اقلیت می‌کنند، به‌ندرت ارج نهاده می‌شود.

پایگاه‌های داده‌ای مثل «اتنولوگ»، ثروت فرهنگی غیرقابل‌تصوری را در میان بیش از ۷۰۰۰ زبان زنده‌ دنیا نشان می‌دهند. اما نکته‌ تکان‌دهنده اینجاست که ۴۴ درصد این زبان‌ها اکنون در معرض خطر هستند و بسیاری از آن‌ها کمتر از هزار گویشور دارند. تفکر «هر کشور، یک زبان» ما را به اشتباه انداخته که انگار در فرانسه فقط فرانسوی یا در چین فقط ماندارین صحبت می‌شود؛ این نگاه، صدها زبان منطقه‌ای را نادیده می‌گیرد؛ زبان‌هایی که گویشورانشان یا سرکوب شده‌اند، یا در مدارس حق صحبت به زبان خود را نداشته‌اند و یا صرفا به خاطر حرف زدن به زبان مادری‌شان تحقیر می‌شوند.

برخی جوامع مثل ولزی‌ها یا مائوری‌ها (بومیان نیوزلند) آن‌قدر قدرت سیاسی و فرهنگی دارند که از زبانشان محافظت کنند، اما بسیاری دیگر این‌طور نیستند. برخی برای حفظ زبانشان می‌جنگند و برخی دیگر تسلیمِ زوال آن می‌شوند؛ نه به این خاطر که بخواهند زبانشان را رها کنند، بلکه چون نگه داشتن یک زبان در برابر هجمه‌ زبانی غالب‌تر، عزم جزم و منابع مالی عظیمی می‌طلبد.

اغلب این زبان‌شناسان هستند که در خط مقدم ایستاده‌اند؛ مطالعه‌ زبان‌های در حال انقراض نشان می‌دهد که مردمان بومی، گیاهان و جانوران را بسیار پیش از آنکه علم غرب کشفشان کند، شناسایی و طبقه‌بندی کرده بودند. بسیاری از آن‌ها واژگان وسیعی در پیوند با سنت‌های اصیل خود دارند که آن‌ها هم در خطر نابودی‌اند. گاهی زبان‌شناسان درست در آخرین لحظات رسیده‌اند تا صدای پیرانِ قوم را پیش از آنکه به خاک سپرده شوند، ضبط کنند.

ثبت زبان‌ها از این جهت حیاتی است که اگر روزی جامعه‌ای تصمیم به احیای هویتش گرفت، منبعی در اختیار داشته باشد. تجارب نشان می‌شود حقوق زبانی با حقوق بشر گره خورده است همان‌طور که آوارگی بومیان آمریکا دقیقا همزمان با نابودی زبان‌های متنوع آن‌ها رخ داد. حالا که این جوامع می‌خواهند میراث خود را پس بگیرند، محور اصلی کارشان احیای زبان است. اما چرا این موضوع تا این حد مهم است؟ در کانادا، تحقیقی نشان داد در گروه‌های بومی که بیش از نیمی از افراد می‌توانستند به زبان مادری‌شان صحبت کنند، نرخ خودکشی میان جوانان بسیار پایین یا در حد صفر بود، اما در گروه‌هایی که پیوندشان با زبان مادری قطع شده بود، این نرخ ۶ برابر بیشتر بود. البته زبان به تنهایی معجزه نمی‌کند، اما نشان‌دهنده‌ی یک تاب‌آوری فرهنگی است که جامعه را سرپا نگه می‌دارد.

امروزه همه‌ این اتفاقات در سایه‌ یکسان‌سازی رخ می‌دهد؛ جایی که غول‌های زبانی مثل انگلیسی، ماندارین و اسپانیایی همه چیز را بلعیده‌اند. طبق آمار، ۸۸ درصد مردم جهان تنها به ۲۰ زبان اصلی صحبت می‌کنند. زبان‌شناسان می‌گویند مهاجران معمولا تا نسل سوم، دیگر زبان مادری‌شان را فراموش کرده و تک‌زبانه می‌شوند.

هرچند ثبت و ضبط زبان‌ها دست‌کم امیدی برای احیا باقی می‌گذارد اما برای برخی زبان‌ها دیگر خیلی دیر شده است. کسی چه می‌داند با نابودی هر زبان، چه دانش عظیمی درباره‌ گیاهان، حیوانات یا چه ضرب‌المثل‌های حکیمانه‌ای را برای همیشه از دست داده‌ایم؟ همین حالا فعالانی هستند که برای به رسمیت شناختن زبان‌های در خطر تلاش می‌کنند؛ باید پیش از آنکه سکوت ابدی همه‌جا را فرا بگیرد، به آن‌ها گوش دهیم.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی