دونالد ترامپ و مارکو روبیو در اظهارنظرهایی مجزا اما همراستا مدعی شدهاند که به زودی ایران پاسخی به پیشنهادات ایالات متحده خواهد داد. ترامپ در این زمینه گفته است: ««ظاهرا قرار است امشب نامهای دریافت کنم، خواهیم دید چه خواهد شد.» روبیو نیز توضیح داده است: «خواهیم دید که این پاسخ شامل چه چیزهایی است. امید ما این است که چیزی باشد که بتواند ما را وارد یک روند جدی مذاکره کند.» این دو اظهارنظر چند روز پس از آن منتشر میشود که ایالات متحده به عملیات آزادسازی تنگه هرمز خاتمه داده است.
پیچیدگیهای دوران آتش بس در سایه حضور ناوهای آمریکا در منطقه از یک سو و انتظار برای مشخص شدن دوگانه جنگ یا مذاکره بیش از هر زمان دیگری است. اکنون با توجه به تاکید مقامات آمریکا بر انتظار برای دریافت پاسخ تهران این پرسش مطرح است که پاسخ تهران به آمریکا چیست؟
جلال ساداتیان، تحلیلگر سیاست خارجی و کارشناس امور دیپلماتیک در گفتگو با فرارو به بررسی این موضوع پرداخته است:
پاسخ تهران نه یک «بله بیقید و شرط» است و نه یک «نه کامل»
جلال ساداتیان گفت: «واکنش تهران به پیشنهاد تازه واشنگتن، هر چه باشد، بیش از آن که در متن یک پاسخ دیپلماتیک خلاصه شود، در دل یک معادله بزرگتر معنا پیدا میکند؛ معادلهای که اکنون فقط ایران و آمریکا در آن حضور ندارند، بلکه چین، بازار انرژی، امنیت دریایی خلیج فارس و حتی آینده موقعیت ترامپ در سیاست داخلی آمریکا را نیز درگیر خود کرده است. به همین دلیل است که اظهارنظرهای دونالد ترامپ و مارکو روبیو بر این که «امشب منتظر پاسخ تهران هستیم» بیشتر از آن که نشانه اطمینان به یک توافق قریبالوقوع باشد، تلاشی برای ساختن یک فضای روانی و رسانهای است؛ فضایی که در آن واشنگتن بتواند نشان دهد ابتکار عمل همچنان در دست آمریکاست، حتی اگر واقعیت میدانی چیز دیگری بگوید.»
وی افزود: «اگر رفتار دو طرف در ماههای اخیر را کنار هم قرار دهیم، میتوان دریافت که تهران و واشنگتن عملا وارد مرحلهای شدهاند که در آن نه جنگ برایشان ممکن است و نه قطع کامل مذاکره. این همان نقطهای است که دیپلماسی اجباری شکل میگیرد؛ یعنی شرایطی که دو طرف، بدون اعتماد متقابل، ناچارند به سمت نوعی تفاهم حداقلی حرکت کنند. در چنین شرایطی، پاسخ ایران نیز احتمالا نه یک «نه» کامل خواهد بود و نه یک «بله» بیقید و شرط. تهران به احتمال زیاد تلاش خواهد کرد همان راهبرد ماههای گذشته را ادامه دهد؛ حفظ خطوط قرمز، پرهیز از عقبنشینی آشکار و در عین حال باز نگه داشتن مسیر گفتوگو. در این میان، مسئله تنگه هرمز به مهمترین متغیر جدید تبدیل شده است. آمریکا تصور میکرد با عملیات موسوم به «آزادی تنگه هرمز» میتواند موازنه روانی و امنیتی منطقه را تغییر دهد و تهران را در موقعیت تدافعی قرار دهد، اما نتیجه معکوس شد. نه تنها ایران از مواضع خود عقب ننشست، بلکه واشنگتن نیز متوجه شد ورود به یک تقابل فرسایشی دریایی در منطقهای که ایران بر جغرافیا و مسیرهای آن اشراف کامل دارد، هزینهای بسیار سنگین خواهد داشت.»
ترامپ به دنبال یک دستاورد بزرگ است نه تسلیم ایران
این تحلیلگر حوزه سیاست خارجی در خصوص اهمیت تنگه هرمز تاکید کرد: «نکته مهمتر این است که بحران هرمز تنها یک مسئله امنیتی نیست. این بحران مستقیما به بازار جهانی انرژی، قیمت نفت، بیمه کشتیها، زنجیره تامین جهانی و حتی رقابت اقتصادی آمریکا و چین گره خورده است. به همین دلیل سفر پیشروی ترامپ به چین اهمیتی مضاعف پیدا میکند. ترامپ اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن است که پیش از ورود به مذاکرات حساس با پکن، از گشوده شدن یک جبهه پرهزینه جدید در خاورمیانه جلوگیری کند. از سوی دیگر، ترامپ برخلاف برخی چهرههای تندرو اطرافش، به خوبی دریافته که پروژه فشار حداکثری در شکل کلاسیک خود به بنبست رسیده است. بنابراین ترامپ اکنون بیش از آن که به دنبال «تسلیم ایران» باشد، به دنبال یک دستاورد سیاسی قابل ارائه است؛ دستاوردی که بتواند آن را در رسانههای آمریکایی به عنوان موفقیت سیاست خارجی خود معرفی کند. او نیاز دارد نشان دهد برخلاف دولتهای پیشین آمریکا، توانسته ایران را پای میز تفاهم نگه دارد. اما مشکل اینجاست که تهران نیز دقیقا همین مسئله را میداند و به همین دلیل حاضر نیست امتیازی بدهد که شائبه عقبنشینی یکجانبه ایجاد کند.»
وی در خصوص مناقشات هستهای بین ایران و آمریکا گفت: «در موضوع هستهای نیز وضعیت کاملا روشن است. ایران بارها اعلام کرده که برنامهای برای تولید سلاح هستهای ندارد و حتی در شدیدترین تنشها نیز از خطوط اعلامی خود عبور نکرده است. اما واشنگتن همچنان تلاش میکند پرونده هستهای را به عنوان اهرم فشار حفظ کند. این در حالی است که واقعیت صحنه بینالمللی تغییر کرده است. حتی متحدان سنتی واشنگتن در اروپا نیز دیگر مانند گذشته آمادگی همراهی کامل با سیاستهای تنشزا علیه تهران را ندارند. در چنین فضایی، ایران احتمالا تلاش خواهد کرد پاسخ خود را به گونهای تنظیم کند که هم از مواضع اصولیاش عقب ننشیند و هم توپ را دوباره به زمین آمریکا بیندازد. به بیان دیگر، تهران احتمالا خواهد کوشید نشان دهد مانع اصلی توافق، نه ایران بلکه اصرار واشنگتن بر برخی مطالبات فراتر از چارچوبهای متعارف است. این همان بازی پیچیدهای است که اکنون دو طرف درگیر آن هستند؛ بازی انتقال مسئولیت شکست مذاکرات به طرف مقابل.»
پنجره دیپلماسی برای همیشه باز نخواهد ماند
این کارشناس مسائل دیپلماتیک در ادامه گفت: «تغییر تدریجی ادبیات آمریکا نیز مهم است. صحبتهای اخیر ترامپ و روبیو، اینگونه نشان میدهد که سعی دارند به افکار عمومی این پیام را ارائه دهند که کانال مذاکره همچنان فعال است و احتمال تفاهم وجود دارد. این ادبیات با ماههای نخست بحران تفاوت اساسی دارد؛ زمانی که واشنگتن بیشتر بر زبان تهدید و فشار تاکید میکرد. تغییر این لحن اتفاقی نیست. آمریکا اکنون میداند که درگیری مستقیم با ایران میتواند کل منطقه را وارد بحرانی کند که پایان آن قابل پیشبینی نیست. از سوی دیگر، تهران نیز به خوبی آگاه است که پنجره دیپلماسی همیشه باز نخواهد ماند. ایران نمیخواهد وارد چرخهای شود که در آن تنش دائمی، اقتصاد منطقه را به سمت بیثباتی عمیقتر سوق دهد. به همین دلیل، احتمال زیادی وجود دارد که پاسخ ایران حاوی نوعی انعطاف تاکتیکی باشد، اما نه انعطافی که به تغییر راهبردی تعبیر شود. تهران احتمالا تلاش خواهد کرد با حفظ مواضع اصلی خود، زمینه را برای ادامه گفتوگوها باز نگه دارد، زیرا در شرایط فعلی، حتی ادامه مذاکره بدون توافق نیز برای دو طرف ارزشمندتر از ورود به یک تقابل کنترلناپذیر است.»