روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: همزمان با بحران امنیتی در تنگه هرمز، گذرگاهی راهبردی که بخش قابلتوجهی از صادرات نفت جهان از آن عبور میکند، نگرانیهای گستردهای را درباره آینده بازار انرژی و ثبات اقتصاد جهانی به وجود آورده است. در چنین فضایی، سفر ترامپ به پکن تنها یک دیدار دیپلماتیک یا اقتصادی تلقی نمیشود، بلکه تلاشی برای مدیریت همزمان چند بحران ژئوپلیتیک است. از یکسو واشنگتن تلاش داشت از نفوذ چین بر تهران برای کاهش تنشها و باز نگه داشتن تنگه هرمز استفاده کند و از سوی دیگر، پکن نیز هدفش این بود که ضمن حفظ روابط راهبردی خود با ایران، از گسترش بحران و آسیب دیدن جریان تجارت و انرژی جلوگیری کند.
در این راستا دولت چین گفته است که «بیوقفه» برای پایان دادن به درگیریها در خاورمیانه تلاش میکند و امیدوار است با «حمایت بیشتر از مذاکرات صلح، نقشی سازنده در دستیابی به صلحی پایدار ایفا کند.» این بیانیه که از سوی رسانههای دولتی چین منتشر شده، پس از آن مطرح شد که دونالد ترامپ به شبکه فاکس نیوز گفت که در مورد احتمال دستیابی به یک توافق صلح با ایران «دیگر خیلی صبور نخواهد ماند.» رئیسجمهور آمریکا همچنین گفت که شی جینپینگ پیشنهاد داده است که چین برای رسیدن به نوعی توافق به ایران کمک کند. در بیانیه چین گفته شده است که این درگیری «هرگز نباید رخ میداد» و «هیچ دلیلی برای ادامه آن وجود ندارد.»
در این بین سیانان مدعی شده است که مقامات ایرانی از چین خواستهاند برای پایان دادن به این بنبست میانجیگری کند. از سوی دیگر، واشنگتن از پکن میخواهد تهران را برای پذیرش شرایط خود تحت فشار قرار دهد. در ادامه این مطلب آمده است، روابط دوستانه ایران و چین در عمل نیز مشهود است؛ به طوری که کشتیهای چینی اغلب اجازه عبور از تنگه هرمز را دارند. روز چهارشنبه، همزمان با ورود ترامپ به پکن، ایران به یک ابرنفتکش چینی حامل ۲میلیون بشکه نفت که از اوایل مارس در خلیج فارس سرگردان بود، اجازه عبور داد. این اقدام میتواند به عنوان یادآوری منافع ملموس روابط نزدیک با چین برای تهران تلقی شود. روز پنجشنبه نیز نیروی دریایی سپاه اعلام کرد که از چهارشنبه شب یعنی همزمان با ورود ترامپ به چین بیش از ۳۰ فروند کشتی عمدتا چینی از تنگه هرمز با مجوز ایران عبور کردهاند. همچنین سخنگوی وزارت خارجه چین در پایان این سفر دو روزه در بیانیهای اعلام کرد که بازگشایی هرچه سریعتر خطوط کشتیرانی برای پاسخ به فراخوان جامعه بینالمللی و حفظ ثبات و بدون مانع زنجیرههای تامین جهانی، مهم است.
بازیگر پنهان جنگ ایران
موسسه واشنگتن در تحلیلی از اهمیت این سفر نوشت، همزمان با سفر رئیسجمهور آمریکا به چین، ترامپ در موقعیت ناخوشایندی قرار گرفت؛ به این صورت که ناچار شد برای مسائل خاورمیانه از رئیسجمهور شی جینپینگ کمک بخواهد. مسلما چین کشوری است که بیشترین نفوذ را بر ایران دارد و مقامات آمریکایی بارها از آن خواستهاند که در طول جنگ فعلی از این نفوذ استفاده کند. با این حال، پاسخ پکن تاکنون محتاطانه بوده است. طبق گزارشها، قابلتوجهترین میانجیگری آن، فشار بر تهران برای پذیرش شرایط آتشبس آوریل بوده است. این نشان میدهد که رهبران چین به دنبال گرفتن امتیازات متقابل از ایالات متحده هستند.
براساس این گزارش، پکن حمایت خود از تهران در زمان جنگ را به دو روش اصلی نشان داده است: با ادامه خرید نفت ایران و با ارائه انواع کمکهای مخفیانه نظامی. پکن علاوه بر رویه دیرینه خود در ارسال قطعات دو منظوره برای برنامههای موشکی و پهپادی تهران، ارائه تصاویر هوایی را در طول درگیری تسهیل کرده و به نیروهای ایرانی این امکان را داده است که اطلاعات خود را در مورد اهداف ایالات متحده و متحدان بهبود بخشند. برای مثال، ایران از دادههای تحلیلی و ردیابی منتشر شده توسط شرکتهای اطلاعات جغرافیایی چینی بهره برده و حتی طبق گزارشها، ماهواره اطلاعاتی چینی با وضوح بالا را اجاره کرده است. واشنگتن اقداماتی را علیه هر دو خط حمایتی انجام داده است، از توقیف کشتیهای حامل نفت ایران گرفته تا تحریم چندین شرکت خاص.
در همین حال، اگر خصومتها از سر گرفته شود، مقابله یکجانبه با حمایت چین از تهران، کار دشواری خواهد بود. نیروهای آمریکایی مورد نیاز برای محاصره بنادر ایران و سایر عملیاتهای بالقوه ممکن است برای ادامه ممنوعیتهای دریایی تحت فشار قرار گیرند و چین به طور فزایندهای تمایل خود را برای دور زدن تحریمهای ایالات متحده نشان داده است. بنابراین، ترامپ ممکن است از شی جین پینگ بخواهد که در صورت فروپاشی آتشبس، برخی از جنبههای حمایت از تهران را متوقف کند. سوال این است که آیا شی سعی خواهد کرد ترامپ را از از سرگیری عملیات جنگی منصرف کند یا در عوض از ایالات متحده در صحنه دیگری امتیاز بخواهد.
کارت قدرتمند ایران در دستان شی
نیویورک تایمز هم به سفر ترامپ به چین پرداخت و نوشت، سفر ترامپ به پکن در حالی انجام شد که او کارت قدرتمندی برای بازی در اختیار داشت؛ جنگ در ایران. لی دائوکویی، اقتصاددان برجسته دانشگاه تسینگهوا در پکن میگوید که مساله ایران در واقع به نفع چین است. او ادامه داد: «چین اهرم اقتصادی مهمی بر تهران دارد و ممکن است حاضر باشد از آن در راستای اهداف مهمتر خود استفاده کند که مهمترینشان دور کردن ایالات متحده از تایوان است.»
چین دلایل خودش را برای کمک به پایان دادن به درگیری میان ایران و آمریکا دارد. اقتصاد این کشور از افزایش قیمت انرژی آسیب میبیند. رکود جهانی نیز به صادرات چین، که موتور اصلی رشد اقتصادی آن است، لطمه خواهد زد. ذخایر راهبردی نفت چین هرچند مفید هستند، اما نامحدود نیستند. چین، مقامهای ایرانی را تشویق کرده تا با ایالات متحده مذاکره کنند، اما نمیخواهد در جنگی گرفتار شود که آن را عمدتا مسالهای میداند که واشنگتن باید آن را حل کند. با این حال، حتی اگر چین مداخله نظامی نکند، ممکن است حاضر باشد با آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز همکاری کند؛ مسیر دریایی حیاتیای که تا ۴۰ درصد واردات نفت چین از آن عبور میکند. لی گفت: «طرف چینی ممکن است با آمریکا به توافقی برسد و بگوید: بیایید با هم ایران را متقاعد کنیم که تنگه را باز نگه دارد.» او افزود پکن احتمالا خواهان تضمینهایی خواهد بود که آمریکا این آبراه را مسدود نکند.
به گزارش نیویورکتایمز تحلیلگران میگویند چین همچنان میتواند مشوقهای مختلفی به تهران ارائه دهد تا با واشنگتن همکاری کند؛ مانند وامها، سرمایهگذاریها و پیشنهاد کمک به بازسازی پس از جنگ. البته بعید است پکن، تهران را برای کنار گذاشتن برنامه هستهایاش تحت فشار قرار دهد. در میان برخی از پژوهشگران چینی، جنگ با ایران همچنین ضعف نظامی آمریکا را آشکار کرده و به پکن اعتمادبهنفس بیشتری برای فشار آوردن بر مساله تایوان داده است. در جریان این درگیری، آمریکا مجبور شد بخشی از تجهیزات نظامی خود را از آسیا منتقل کند و ذخایر مهماتش را کاهش دهد. وو شینبو، پژوهشگر برجسته مطالعات آمریکا در دانشگاه فودان شانگهای، گفت: «درگیری با ایران نشان میدهد که آمریکا اساسا نمیتواند همزمان یک جنگ بزرگ با چین بر سر تایوان را تحمل کند. این کاملا روشن است.»
درسهای جنگ برای پکن
فارنافرز دیگر نشریهای است که به تاثیر جنگ ایران بر سفر ترامپ به چین پرداخت و نوشت، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، که اکنون به بحرانی منطقهای تبدیل شده، مهمترین آزمون خویشتنداری راهبردی چین تاکنون است. برخلاف جنگ روسیه در اوکراین، جنگ ایران مستقیما منافع اصلی چین را تهدید میکند؛ نه بهخاطر وابستگی شدید به نفت خاورمیانه، بلکه به این دلیل که واشنگتنِ بیثباتتر، نظمی جهانی را که پکن به آن وابسته است، متزلزل میکند. به گزارش فارنافرز، خطر اصلی برای چین کمبود فوری منابع نیست، بلکه بینظمی است. آمریکایی که صرفا ضعیفتر شده باشد، قابل مدیریت است؛ اما آمریکایی غیرقابلپیشبینی، خشن و رهاشده از محدودیتهای نظمی که زمانی خود مدافع آن بود، بسیار خطرناکتر است.
بر اساس گزارش فارنافرز، واکنش محتاطانه چین به جنگ ایران، شامل تعاملات دیپلماتیک، درخواست برای آتشبس و پرهیز از مداخله نظامی مستقیم نه از بیتفاوتی ناشی میشود و نه از فرصتطلبی. این واکنشی حسابشده برای مدیریت ریسکهای سیستمی، حفظ شرایط لازم برای تجارت و جریان سرمایه و محافظت از پایههای صعود بلندمدت چین است. از زمانی که چین در سال ۱۹۷۹ دوباره به جهان بازگشت، ثروت و قدرت خود را در چارچوب نظمی بینالمللی که آمریکا ساخته و حفظ کرده بود، انباشت. پکن از آن نظم بهره برد، در برابرش مقاومت کرد و در حاشیهاش گزینههای جایگزین ساخت؛ اما همچنان به عناصر اساسی همان نظم وابسته ماند.
اقدامات نظامی اخیر واشنگتن در ونزوئلا و ایران، که بدون توجه جدی به پیامدهای اقتصادی یا حقوق بینالملل انجام شد، واقعیتی را آشکار کرده که استراتژیستهای چینی نمیتوانند نادیده بگیرند: نظمی که آمریکا رهبری میکرد و چین یاد گرفته بود چگونه در آن رشد کند، در حال فرسایش است و بازآرایی جدید جهان شاید به نفع پکن نباشد. رهبران چین، آمریکا را قدرتی در حال افول میبینند، اما قدرتی که خطرناکتر میشود، نه ضعیفتر. آنها میدانند که با کاهش نفوذ اقتصادی و دیپلماتیک واشنگتن، آمریکا ممکن است بیش از پیش به تنها ابزاری متوسل شود که هنوز در آن برتری مطلق دارد: نیروی نظامی. همچنین برای بسیاری در واشنگتن، درگیر شدن دوباره آمریکا در خاورمیانه هدیهای استراتژیک به چین به نظر میرسد؛ زیرا تصور میشود که تمرکز آمریکا از آسیا منحرف میشود. اما رهبران چین این بحران را بازی حاصلجمع صفر نمیبینند. خاورمیانه بیثبات الزاما به معنای مزیت برای چین نیست. نه واشنگتن و نه پکن از پیامدهای ژئوپلیتیک و اقتصادی این جنگ در امان نخواهند ماند.
برای چین، بسته شدن تنگه هرمز نگرانی انتزاعی نیست. چین بزرگترین واردکننده نفت خام جهان است و حدود ۷۰ درصد نفت خود را از خارج تامین میکند که نزدیک به یکسوم آن از تنگه هرمز عبور میکند. به همین دلیل، پکن بیش از ایفای نقشی گستردهتر در نظمی آشفته، خواهان بازگشت ثبات است. چین به انرژی، بازار و نفوذ در خاورمیانه نیاز دارد، نه مسوولیت پلیس منطقه شدن. فارغ از اینکه جنگ ایران چقدر ادامه یابد، بعید است چین بخواهد کشتیها را در تنگه هرمز اسکورت کند، بر تهران فشار مستقیم وارد کند یا جای آمریکا را در منطقه بگیرد.