به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از نیویورک تایمز، از اواسط ماه مارس، ایران کنترل تنگه هرمز، یک آبراه بینالمللی حیاتی برای تجارت نفت و گاز جهان، را حفظ کرده و توانسته حملات ایالات متحده و اسرائیل به صنعت انرژی خود را محدود کند. این موضوع حتی باعث شد دونالد ترامپ جنگ اسرائیل در لبنان علیه حزب الله را مهار کند.
نیکول گراجوسکی، که در مرکز مطالعات بین المللی در دانشگاه علوم سیاسی فرانسه تدریس و سیاست خارجی ایران را مطالعه میکند، گفت: ایران قطعاً در اینجا برتری دارد. ایالات متحده در حال حاضر فقط عقبنشینی میکند. در نگاه اول، این موضوع تا حدودی تعجبآور است. آمریکا قدرتمندترین ارتش جهان را دارد و ایران یک قدرت منطقهای است. اما جنگها در انزوا انجام نمیشوند.
دن سوبلمن، استاد دانشگاه عبری در اورشلیم که راهبردهای بازدارندگی ایران را مطالعه میکند، گفت: ایران برای کسب برتری بر دشمن بسیار قدرتمندتر خود، از روشی استفاده کرد که محققان نظریه بازی آن را «اجبار مثلثی» مینامند. این استراتژی با حمله به یک طرف ثالث آسیبپذیرتر که تا حدودی بر دشمن نفوذ دارد، برای کسب برتری بر حریفی که نمیتوان مستقیماً با او مقابله کرد، عمل میکند.
در این مورد، طرفهای ثالث در درجه اول کشورهای خلیج فارس بودند که هم از نظر نظامی آسیبپذیر و هم از نظر اقتصادی برای ایالات متحده مهم هستند. حملات ایران علیه آنها در اوایل جنگ، همراه با توانایی در بستن مؤثر تنگه، تاکنون با موفقیت یک پیروزی قاطع برای ایالات متحده و اسرائیل را خنثی کرده است. این راهبردی است که میتواند پیامدهای بلندمدتی نه تنها برای نتیجه درگیری فعلی و نقش ایران در خاورمیانه، بلکه برای محدودیتهای قدرت ایالات متحده در جاهای دیگر نیز داشته باشد.
ایران اندکی پس از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، با شلیک به کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکردند، فشار بر کشورهای خلیج فارس را آغاز کرد و عملاً این آبراه باریک را که ۲۰ درصد از نفت جهان از طریق آن ترانزیت میشود، بست. اما لحظه حیاتی که راهبرد اجبار مثلثی ایران به اجرا درآمد، حدود ۲۰ روز بعد فرارسید.
در ۱۸ مارس، اسرائیل میدان گاز طبیعی پارس جنوبی ایران را بمباران کرد و ایران با بمباران راس لفان، یک تأسیسات بزرگ گاز طبیعی مایع در قطر، و انجام حملات پهپادی به پالایشگاههای عربستان سعودی و کویت، تلافی کرد. سوبلمن گفت که این تلافی «یک معادله را ایجاد کرد. اگر اسرائیل یا ایالات متحده به تأسیسات انرژی ایران حمله میکردند، ایران نیز به تأسیسات انرژی خلیج فارس حمله میکرد.»
ظرف چند ساعت، رئیس جمهوری آمریکا در رسانههای اجتماعی نوشت که حمله اسرائیل با ایالات متحده هماهنگ نشده بود و تا زمانی که ایران حملات خود به قطر را متوقف کند، دیگر حملهای از سوی اسرائیل به پارس جنوبی انجام نخواهد شد. این نقطه عطفی در جنگ بود. اگرچه دو طرف هنوز حملات متقابلی انجام میدادند، اما به نظر میرسید سقفی برای تشدید تنش وجود دارد.
سوبلمن گفت: «ایالات متحده و اسرائیل نسبتاً در برابر حملات مستقیم نظامی مصون هستند، اما کشورهای خلیج فارس مانند قطر و امارات متحده عربی بسیار آسیبپذیرترند. ایران با استفاده از همسایگان آسیبپذیر خود علیه رقیب قدرتمندتر خود، به موفقیت دست یافت.»
حمله ایران به تأسیسات انرژی باعث شد قیمت نفت به بالاترین سطح خود از زمان آغاز جنگ برسد و روشن شود که تشدید بیشتر تنشها منجر به هزینههای اقتصادی برای ایالات متحده هم خواهد شد. خانم گراجوسکی گفت که این برای پایان دادن به درگیری کافی نبود، اما «بازدارندگی درونجنگی» را ایجاد کرد و به ایران اهرم فشار چشمگیر داد.
استفاده ایران از این راهبرد، بخش عمدهای از تمرکز جنگ را به این سوال حیاتی معطوف کرده است که چگونه میتوان تنگه را بازگشایی - و چگونه میتوان نفوذ ایران بر آن را در آینده محدود کرد. تلاشها برای اعمال فشار بر ایران برای بازگشایی این آبراه حیاتی، ناموفق بوده است.
در ماه آوریل، ایالات متحده تنگه را مسدود کرد و متعهد شد که آن را تا زمانی که ایران و ایالات متحده به یک توافق صلح پایدار برسند، حفظ کند. این اقدام فشار فراوان بر ایران وارد کرد که به درآمد حاصل از صادرات نفت نیاز دارد و در نهایت فضای ذخیرهسازی برای نفتی که تولید میکند، تمام خواهد شد. اما تنگه همچنان بسته ماند.
در ۳ مه، ترامپ «پروژه آزادی» را اعلام کرد، عملیاتی از سوی ایالات متحده برای هدایت کشتیهای سرگردان در تنگه. او چند روز بعد عقبنشینی کرد و بیش از هزار کشتی را همچنان در محاصره گذاشت. سوبلمن گفت: «به نظر من، این به خوبی نشاندهنده ظرفیت ایران برای مهار و بازداشتن ایالات متحده است.»
به گفته کارشناسان، با طولانی شدن اوضاع، احتمال اینکه ایران به دنبال حفظ حداقل کنترل جزئی بر این آبراه باشد، بیشتر میشود. نیتیا لاب، پژوهشگر امنیت بینالملل در چتم هاوس، موسسه تحقیقاتی مستقر در لندن، گفت: «هر چه ایران بتواند مدت طولانیتری کشتیرانی را گروگان نگه دارد، این موضوع که ایران باید یک ذینفع مشروع در بازگشایی تنگه باشد، بیشتر صحت پیدا میکند.»
این یعنی ایران، اگرچه عمیقاً از جنگ آسیب دیده اما احتمالاً با یک دارایی ارزشمند جدید از آن بیرون خواهد آمد. داشتن حداقل کنترل جزئی بر این تنگه نه تنها منبع درآمدی برای تهران، بلکه نوعی قدرت ژئوپلیتیکی هم خواهد بود.
گراجوسکی گفت: توانایی ایران برای بستن مجدد تنگه به عنوان یک «بیمهنامه» در برابر حملات آینده عمل خواهد کرد. این سناریو به یک ضعف گستردهتر و بالقوه دائمیتر در سیاست خارجی ترامپ اشاره دارد: ایالات متحده، اگرچه قدرتمند است، اما شاید آنطور که کاخ سفید اغلب تصور میکرده، در برابر انتقامجویی مصون نباشد.
همه کشورها مایل یا قادر نخواهند بود از اجبار مثلثی علیه یک ابرقدرت متخاصم به یک شکل استفاده کنند. اما پس از الگوی ایران، ممکن است کشورهای بیشتری تلاش کنند.