عبدالوهاب دهمرده- زابل: هر سال اردیبهشت که میشد، حالوهوای نمایشگاه کتاب در تهران همهجا میپیچید؛ از خبرها گرفته تا صفحههای مجازی و گفتوگوهای روزمره؛ اما برای ما شهرستانیها، خیلی وقتها نمایشگاه کتاب بیشتر شبیه یک رؤیای دور بود؛ رویدادی جذاب که عکسها و گزارشهایش را میدیدیم و حسرتش برایمان میماند.
از بعد از همهگیری کرونا که نمایشگاه مجازی کتاب تهران، رایج شد تا امسال که هفتمین دوره خود را تا پایان امروز (۲ خرداد) پشت سر میگذارد، دیگر بهانهای نیست که بگوییم کاش میشد خودمان را به تهران برسانیم و فلان کتابها را بخریم. البته خیلیها هنوز میگویند هیچ نسخه مجازیای جای حضور واقعی را نمیگیرد که حرف بیراهی هم نیست. همانطور که کلاس مجازی هیچوقت حال و هوای نشستن پای درس معلم را ندارد، نمایشگاه مجازی هم نمیتواند بوی کاغذ تازه، شلوغی سالنها و هیجان قدم زدن میان غرفهها را کامل تکرار کند؛ اما برای ما که ساکن شهرهای دور از تهران هستیم، ماجرا کمی فرق دارد.
نمایشگاه مجازی در واقع فرصتی است برای برابرتر شدن. قبلاً اگر کسی میخواست به نمایشگاه حضوری برود، باید هزینه رفتوآمد، اقامت، غذا و هزار خرج ریز و درشت دیگر را هم حساب میکرد. خیلی وقتها همین هزینهها از قیمت خود کتابها بیشتر میشد. حالا اما همان پول را میتوانیم مستقیم خرج خرید کتاب بکنیم؛ یعنی سهم بیشتری برای مطالعه و فرهنگ ته جیبمان میماند.
خرید مجازی یک مزیت مهم دیگر هم دارد: آرامش! در نمایشگاه حضوری معمولاً آدم میان شلوغی و ازدحام، ناخواسته خریدهای هیجانی میکند. کتابی را فقط به خاطر تخفیف یا تعریف یک نفر میخرد و بعد شاید ماهها گوشه قفسه بماند، اما در نمایشگاه مجازی میتوان با حوصله فهرست کتابها را دید، ناشرها را مقایسه کرد، درباره کتابها جستجو کرد و بعد تصمیم گرفت. این فرصت فکر کردن، باعث میشود انتخابها دقیقتر و مفیدتر باشند.
یک خوبی دیگر نمایشگاه مجازی این است که آدم را با کتابهایی آشنا میکند که شاید در کتابفروشیهای شهر خودش هیچوقت پیدا نشوند. در بسیاری از شهرهای کوچک، انتخاب کتاب محدود است و معمولاً فقط آثار پرفروش یا عمومی در دسترس قرار میگیرند. اما در نمایشگاه مجازی میتوان سراغ ناشران تخصصی رفت، کتابهای تازهمنتشرشده را دید و حتی نویسندهها و مترجمهایی را پیدا کرد که شاید پیشتر نامشان هم به گوشمان نخورده باشد. این گستردگی انتخاب، برای اهل کتاب نعمتی واقعی است؛ بهویژه برای جوانهایی که در شهرهای دورتر، تشنه دسترسی به منابع بهتر و متنوعترند.
جالب اینجاست که این مدل نمایشگاه فقط به نفع خریداران نیست؛ ناشران هم سود میبرند. در نمایشگاه حضوری، بخش زیادی از هزینه ناشر صرف اجاره غرفه، طراحی و غرفهآرایی، حملونقل کتابها و هزینههای جانبی میشد. تازه همه ناشران هم امکان گرفتن غرفههای بزرگ و در موقعیت مناسب را نداشتند و بعضیها عملاً در ته سالنها و گوشهای دور از دید مخاطب قرار میگرفتند. اما در نمایشگاه مجازی، ناشر کوچک و بزرگ تقریباً فرصت برابری برای دیده شدن دارند. دیگر مهم نیست دفتر ناشر در تهران باشد یا شهرستان؛ کتابش میتواند به دست مخاطبی در هر نقطه ایران برسد.
مزیت دیگر، خرید تمیز و آسان است؛ چند روز بعد پستچی کتابها را درِ خانه تحویل میدهد، حتی گاهی ناشر یک هدیه (مثلا نشان کتاب یا تقویمهای کوچک تک برگی یا بازیهای فکری) هم میفرستد.البته اگر خریدار خیلی مشتاقی نباشیم، کندی اینترنت یا اختلال سایت آدم را کلافه میکند و از خیر خرید میگذریم.
در مجموع نمایشگاه مجازی برای خیلی از ما فقط یک نسخه جایگزین نیست؛ بلکه یک جورهایی فرصت واقعی مشارکت در بزرگترین رویداد کتاب کشور است. شاید نمایشگاه حضوری حال و هوای خودش را داشته باشد، اما نمایشگاه مجازی این حسن بزرگ را دارد که فاصله میان تهران و شهرستان را کمتر میکند و این، دستاورد کمی نیست.
شما چه نظری دارید؟