سه‌شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۸
نظرات: ۰
۰
-
مسأله اصلی سالمندی در ایران، فقر، بیماری و تنهایی است

صدای آهسته سالمندی، سال‌هاست زیر هیاهوی تورم، بیکاری و بحران‌های روزمره گم شده است، اما آمارها چیزی دیگر می‌گویند.

روزنامه اطلاعات - مینا حیدری: ایران در حال عبور از یکی از مهم‌ترین پیچ‌های جمعیتی تاریخ خود به نظر می‌رسد؛ جایی میان جوانیِ دیروز و سالمندیِ فردا. نسلی که روزی موتور کار و تولید کشور بود، حالا آرام‌آرام به سن بازنشستگی نزدیک می‌شود و این پرسش را پیش روی سیاست‌گذاران قرار داده که آیا سالمندی جمعیت، یک تهدید اقتصادی است یا فرصتی که هنوز برای شناختنش دیر نشده است؟

مجید فولادیان، رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور در گفتگو با «اطلاعات»، از مفهومی سخن می‌گوید که این روزها بیش از گذشته وارد ادبیات برنامه‌ریزی کشور شده است: «اقتصاد نقره‌ای»؛ مفهومی که به گفته او می‌تواند آینده سالمندی در ایران را از یک بحران پرهزینه، به بازاری بزرگ و مولد تبدیل کند.

عبور از مرز ۱۲ درصد سالمندی

فولادیان با اشاره به تغییرات هرم جمعیتی کشور می‌گوید: امروز ایران با عبور از مرز ۱۲ درصد سالمندی، در مسیری قطعی به سمت جامعه‌ای با سهم ۲۶ تا ۳۲ درصدی جمعیت سالمند در افق ۱۴۳۰ قرار دارد و جمعیت سالمندان ایران که در سال ۱۳۳۵ تنها حدود ۸۰۰ هزار نفر بود، در افق ۱۴۳۰ به بیش از ۲۷ میلیون نفر خواهد رسید؛ تغییری که به گفته او یک «شوک تقاضا» در حوزه خدمات، مراقبت و زیرساخت‌های سالمندی ایجاد خواهد کرد.

رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان تأکید می‌کند: اگر ساختارها همچنان جوان‌محور باقی بمانند، این روند می‌تواند به یک بحران مالی تبدیل شود، اما اگر اکوسیستم اقتصاد نقره‌ای شکل بگیرد، همین جمعیت سالمند به یک پیشران اقتصادی جدید بدل خواهد شد.

اقتصاد نقره‌ای یعنی چه؟

فولادیان معتقد است نگاه سنتی، حمایتی و تک‌بعدی به سالمندی باید تغییر کند. او می‌گوید: اقتصاد نقره‌ای، مجموعه فعالیت‌های اقتصادی بخش عمومی و خصوصی است که با نیازها، ترجیحات و دارایی‌های افراد بالای ۶۰ سال ارتباط دارد. به گفته او، سالمندان تنها مصرف‌کننده خدمات نیستند، بلکه می‌توانند به‌عنوان نیروی کار، مراقب، سرمایه‌گذار، انتقال‌دهنده تجربه و شهروند فعال اجتماعی، نقش‌آفرینی کنند.

وی تأکید می‌کند: این بازار نوظهور در ۱۴ حوزه خدماتی طراحی شده است؛ حوزه‌هایی که از خدمات سلامت، مراقبت در منزل، فناوری‌های سلامت و پرستاری از راه دور گرفته تا سلامت روان، مسکن متناسب، خدمات روزمره، بیمه‌های ویژه سالمندان و حمایت از مراقبان خانگی را دربرمی‌گیرد.

جمعیت ناهمگون سالمندان

فولادیان با اشاره به تنوع نیازهای سالمندان می‌گوید: سالمندان یک گروه همگن نیستند و سیاست‌گذاری برای آنان باید متناسب با شرایط جسمی، روانی و سنی طراحی شود. رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان توضیح می‌دهد: در گروه سنی ۶۰ تا ۶۹ سال، مسأله اصلی «پیشگیری، مشارکت اجتماعی و شمول دیجیتال» است، اما در دهه هفتم زندگی، نیاز به مدیریت بیماری‌های مزمن و پایش سلامت، افزایش پیدا می‌کند و در سالمندان بالای ۸۰ سال، مراقبت‌های پرشدت، نظارت ۲۴ ساعته و صیانت حقوقی اهمیت بیشتری دارد.

ساختارهای پراکنده و بحران مراقبت

رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان، پراکندگی و جزیره‌ای بودن مدیریت سالمندی را یکی از مهم‌ترین چالش‌های کشور می‌داند. او می‌گوید: اکنون وظایف مربوط به سالمندان، میان بهزیستی، وزارت بهداشت، شهرداری‌ها و صندوق‌های بازنشستگی تقسیم شده است، اما هماهنگی لازم میان این دستگاه‌ها وجود ندارد.

فولادیان همچنین به تغییر سبک زندگی و افزایش سالمندان تنها اشاره می‌کند و می‌افزاید: در کلانشهرها و حتی برخی استان‌های شمالی کشور، به دلیل مهاجرت فرزندان،پدیده سالمندان تنهامانده در حال گسترش است و مدل سنتی مراقبت خانوادگی، دیگر پاسخگوی این شرایط نیست.

به گفته او، نظام فعلی همچنان بیمارستان محور است و بار اصلی مراقبت از سالمندان بر دوش زنان خانواده قرار دارد؛ مراقبتی که اغلب بدون دستمزد، بدون آموزش حرفه‌ای و بدون حمایت بیمه‌ای انجام می‌شود.

حرکت به سمت سالمندی در خانه

فولادیان از تغییر رویکرد شورای ملی سالمندان خبر می‌دهد و می‌گوید: راهبرد اصلی ما گذار از مدل درمان‌محور بیمارستانی به سمت تداوم مراقبت در منزل و جامعه است؛ همان مدلی که در دنیا با عنوان Aging in Place شناخته می‌شود. او توضیح می‌دهد که در این الگو، سالمند تا حد امکان در خانه و محیط اجتماعی خود باقی می‌ماند و خدمات مراقبتی، درمانی و حمایتی به‌صورت ساختارمند به او ارائه می‌شود.

هدف این است که خدمات سالمندی به بسته‌های رسمی و قابل خرید تبدیل شوند، نیروی کار مراقب، آموزش ببیند و نظام بیمه‌ای مراقبت بلندمدت نیز برای تجمیع ریسک‌ها شکل بگیرد.

کارخانه پروژه

فولادیان از طراحی سازوکاری با عنوان «کارخانه پروژه» در شورای ملی سالمندان خبر می‌دهد؛ مدلی که قرار است سیاست‌های سالمندی را از مرحله حرف و سند، وارد مرحله اجرا کند. او توضیح می‌دهد: این فرآیند شش‌مرحله‌ای از تعریف مسأله بر پایه داده‌ها آغاز می‌شود، سپس به طراحی بازار، مدل‌های مشارکت دولتی خصوصی، تهیه اسناد خرید خدمت و اجرای پایلوت می‌رسد و در نهایت پروژه‌ها مقیاس‌پذیر می‌شوند.

به گفته او شورای ملی سالمندان در این مدل به عنوان «موتور قواعد» عمل خواهد کرد تا از تعهدات مالی بی‌پایان دولت جلوگیری و خرید خدمت هدفمند، جایگزین مدل‌های سنتی شود. رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان از برنامه‌ریزی برای ایجاد سیستم عامل دیجیتال سالمندی نیز خبر می‌دهد؛ زیرساختی که قرار است داده‌ها، هویت دیجیتال، رضایت‌نامه‌های قانونی و پرداخت‌ها را یکپارچه کند.

او می‌گوید: این زیرساخت باعث می‌شود پلتفرم‌های تخصصی بخش خصوصی بدون دوباره‌کاری به سیستم متصل شوند و خدمات سالمندی، شکل منسجم‌تری پیدا کند.

تجربه ژاپن و اروپا

فولادیان با اشاره به تجربه کشورهای توسعه‌یافته می‌گوید: کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) سال‌هاست ریسک مراقبت بلندمدت سالمندان را تجمیع کرده‌اند. او به تجربه هلند، آلمان و ژاپن اشاره می‌کند؛ کشورهایی که با ایجاد بیمه‌های مراقبت بلندمدت، رسمی‌سازی مراقبان و کاهش هزینه‌های درمانی سالمندان، توانسته‌اند فشار سالمندی را کنترل کنند.

به گفته او، ایران نیز در طراحی نخستین نمایشگاه اقتصاد سالمندی و اکوسیستم نقره‌ای، از نمونه‌های موفق ژاپن و فرانسه الهام گرفته است تا فناوری‌های سالمندی، مسکن دوستدار سالمند و ابزارهای مالی حمایتی را در قالب یک پلتفرم تخصصی معرفی کند.

هنوز دیر نشده است

فولادیان هشدار می‌دهد که ایران کمتر از یک دهه برای آماده‌سازی زیرساخت‌های سالمندی فرصت دارد. او می‌گوید: بازه ۱۰‌تا ۲۰ سال آینده، پنجره طلایی اقدام برای ایران است؛ زمانی که هنوز فشارهای مالی سالمندی به نقطه اوج غیرقابل کنترل نرسیده و امکان ریل‌گذاری وجود دارد. مناسب‌سازی معابر و منازل، رسمی‌سازی نیروی کار مراقب، توسعه بیمه‌های حمایتی و ایجاد ابزارهای مالی ضدکلاهبرداری، از جمله اقداماتی است که باید از امروز آغاز شود.

سالمندی؛ بحران یا یک پدیده طبیعی؟

در کنار این نگاه، شهلا کاظمی‌پور، جمعیت‌شناس و جامعه‌شناس در گفتگو با روزنامه «اطلاعات» تأکید می‌کند که سالمندی ذاتا بحران نیست، بلکه پدیده‌ای طبیعی در روند تحولات جمعیتی جهان به شمار می‌آید.

او می‌گوید: ایران هنوز در پنجره جمعیتی قرار دارد و بیش از دوسوم جمعیت کشور در سن فعالیت هستند. در حال حاضر حدود ۱۰درصد جمعیت بالای ۶۰ سال و حدود ۷ درصد بالای ۶۵ سال سن دارند، اما در آینده ما نیز مانند بسیاری از کشورهای جهان با سالمندی جمعیت روبرو خواهیم شد.

کاظمی‌پور معتقد است واژه بحران زمانی معنا پیدا می‌کند که جامعه برای سالمندی آماده نباشد. او توضیح می‌دهد: اگر از همین امروز به صندوق‌های بازنشستگی، خدمات درمانی، حمایت‌های اجتماعی و وضعیت اقتصادی نسل فعال توجه شود، می‌توان سالمندی فعال و باکیفیتی داشت. اما اگر همین روند مشکلات اقتصادی و اجتماعی ادامه پیدا کند، سالمندی می‌تواند به بحران تبدیل شود.

سالمندِ فقیر، سالمندِ تنها

این جامعه‌شناس تأکید می‌کند که مسأله اصلی سالمندی در ایران، فقر، بیماری و تنهایی است. کاظمی‌پور می‌گوید: سالمندی زمانی به معضل تبدیل می‌شود که فرد به دلیل ناتوانی، بیماری یا نبود درآمد کافی، زیر خط فقر قرار بگیرد. در غیر این صورت، سالمندان می‌توانند همچنان فعال باشند، به جوان‌ترها آموزش بدهند، تجربه‌هایشان را منتقل کنند و حتی در مدیریت اجتماعی و خانوادگی نقش داشته باشند.

او همچنین به نقش خانواده در کیفیت سالمندی اشاره می‌کند و می‌افزاید: اگر سالمند در محیط خانواده و اجتماع، احساس مفید بودن داشته باشد، دچار افسردگی نمی‌شود. اما تنهایی، فقر و ناتوانی می‌تواند زمینه‌ساز افسردگی، انزوای اجتماعی و حتی زوال عقل شود.

کیفیت سالمندی از جوانی آغاز می‌شود

سالمندیِ موفق، نتیجه کیفیت زندگی در دوران جوانی و میانسالی است. کاظمی‌پور با بیان این موضوع می‌گوید: اشتغال پایدار، تغذیه مناسب، خدمات درمانی، هوای پاک، امنیت روانی و کاهش آسیب‌های اجتماعی، همه در کیفیت‌ سالمندی آینده اثرگذارند. فشارهای اقتصادی و اجتماعی از همان دوران جوانی بر جسم و روان افراد اثر می‌گذارد و این مشکلات تا سالمندی ادامه پیدا می‌کند.

اکنون پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا ایران پیر خواهد شد یا نه؛ پرسش این است که آیا کشور برای سال‌هایی که موهایش سپیدتر می‌شود، آماده خواهد بود یا همچنان سالمندی را مسأله‌ای برای فردا خواهد دانست؟

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی