سه‌شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۶
نظرات: ۰
۰
-
[عبدالوهاب فراتی] نگاهی روانشناختی به شخصیت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای

در آغاز، انتخاب حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای به منصب ولایت را تبریک می‌گویم و با ایشان تجدید بیعت می‌کنم. اما این نوشتار، تبریک‌نامه‌ای معمولی نیست. می‌خواهم از روزنه‌ای دیگر به ایشان بنگرم...

در آغاز، انتخاب حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای به منصب ولایت را تبریک می‌گویم و با ایشان تجدید بیعت می‌کنم. اما این نوشتار، تبریک‌نامه‌ای معمولی نیست. می‌خواهم از روزنه‌ای دیگر به ایشان بنگرم: روزنه‌ی روان‌شناسی سیاسی. شاید پرسیده باشید: این دانش چه کمکی به شناخت یک رهبر می‌کند؟ روان‌شناسی سیاسی به ما می‌آموزد که تصمیم‌های بزرگ، ریشه در لایه‌های پنهان شخصیت دارند؛ لایه‌هایی که در بحران‌های جوانی شکل می‌گیرند، در سکوت هوشمندانه در حاشیه‌ی قدرت پخته می‌شوند، و در زیستن بی‌واسطه میان مردم جان می‌گیرند.

این سه گره‌گاه، دقیقاً همان سه کلیدی هستند که در سرشت یک رهبر، سرنوشت‌ساز می‌شوند. تاکنون بیشتر از اجتهاد، سلامت نفس و تربیت‌یافتگی در مکتب پدر گفته‌اند. اما شأن رهبری، ابعادی عمیق‌تر و ناپیداتر نیز می‌طلبد؛ ابعادی که بدون ابزار روان‌شناسی سیاسی به سادگی قابل رؤیت نیستند. در این نوشتار، سه محور از آن ابعاد کمتر دیده‌شده را واکاوی می‌کنم.

روحیه‌ی تعامل؛ میراث جامعه‌پذیری در روزهای پرالتهاب

منظور از این ویژگی، فرآیند شکل‌گیری هویت سیاسی در سنین ۱۸ تا ۲۳ سالگی است. در روان‌شناسی تحولی، این دوره «بحران هویت» و زمانِ قالب‌گیری شخصیت اجتماعی نامیده می‌شود. آنچه این مقطع را از نظر روان‌شناسی سیاسی برجسته می‌کند، تجربه‌ی شرایط پرتنش و آشفته در همان سال‌های حساس زندگی است. آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای (متولد ۱۳۴۸ش) چنین دوره‌ای را میان سال‌های ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۲ سپری کرده است؛ دوره‌ای که بی‌تردید یکی از پرالتهاب‌ترین مقاطع تاریخ انقلاب اسلامی به شمار می‌رود. وقایعی چون عزل آیت‌الله منتظری، پایان جنگ تحمیلی، بازنگری در قانون اساسی، آغاز عصر سازندگی، کشمکش مجمع روحانیون با جامعه‌ی روحانیت مبارز، و ظهور بحث‌های جدی درباره‌ی دموکراسی دینی، همگی در همین سال‌ها رخ داده‌اند.

از دیدگاه روان‌شناسی سیاسی، کسی که هویت سیاسی خویش را در چنین گردبادی می‌سازد، دو ویژگی برجسته پیدا می‌کند: نخست «تحملِ بالا»؛ یعنی می‌آموزد بی‌آنکه در دام افراط‌گرایی افتد، در فضایی آکنده از نظرات متضاد نفس بکشد. دوم «هوش سیاسی میان‌فردی»؛ یعنی یاد می‌گیرد با جریان‌های مختلف، حتی با کسانی که عقایدی دیگر دارند، به گفت‌وگو بنشیند. گفت‌وگوهایی که با برخی از شاگردان ایشان داشته‌ام گواه آن است که او با حوصله نقدها را می‌شنود، با استدلال و مطالعه پاسخ می‌دهد و حتی جلسه‌ای مستقل را به بررسی آن نقدها اختصاص می‌دهد؛ امری که در سیره‌ی برخی از اساتید حوزه کمتر دیده می‌شود.

سکوت هوشمند و آگاهی از نقصان‌های نظام

دانشِ انتقادی در سایه‌ی قدرت اگرچه بخش بزرگی از عمر ۵۷‌ ساله‌ آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای صرف بحث و تدریس علوم دینی شده، اما ایشان همواره در کنار پدر بوده و از نزدیک قدرت را تجربه کرده است. از نظر روان‌شناسی سیاسی، کسانی که در سایه‌ی قدرت زیست می‌کنند، اغلب به «سکوتی راهبردی» دچار می‌شوند و به دلایلی ترجیح می‌دهند خاموش بمانند. اما این خاموشی به معنای نبود نقد درونی نیست.

برعکس، چنین افرادی معمولاً به «دانشی انتقادی» دست می‌یابند؛ دقیقاً می‌دانند کدام نقطه‌ی سیستم کار نمی‌کند، چه تصمیماتی نتیجه‌ی معکوس داشته و چه وعده‌هایی ناتمام مانده است. در روان‌شناسی رهبری به این پدیده «نظارت درونی بر قدرت» می‌گویند؛ یعنی آن دسته از نقدها که در دوران حاشیه‌نشینیِ قدرت انباشته شده، اکنون می‌تواند بی‌آنکه به درگیری و رویارویی آشکار انجامد، به برنامه‌ای عملی برای بازآرایی نهادها تبدیل شود. این همان مزیتی است که رهبرانِ رسیده از «حاشیه» به «مرکز» از آن بهره‌مندند.

زندگی میان مردم و آزمون واقعیت

پادزهر توهم دانایی از راه دورآنچه ایشان را از بسیاری از نخبگان سیاسی ایران جدا می‌کند، نه فقط تواضع رفتاری، بلکه یک مزیت شناختی نادر است: آزمون مستقیم واقعیت. یکی از رایج‌ترین خطاهای فکری، «توهم دانایی از راه دور» نام دارد. این توهم از اتکا به بولتن‌ها، گزارش‌های فیلترشده و حلقه‌ی بسته‌ی مشاوران زاده می‌شود و به تدریج اهل سیاست را از زیستِ واقعی مردم دور می‌کند. اما آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای برخلاف این الگو، با نشستن در تاکسی، ایستادن در صف نانوایی و گفت‌وگوهای بی‌واسطه با مردم، به نوعی «آگاهی زیسته» دست یافته است.

این آگاهی، خطای آزمون واقعیت را به کمترین میزان ممکن می‌رساند. در روان‌شناسی تصمیم‌گیری سیاسی، کسانی که به داده‌های دستِ اول و بی‌واسطه دسترسی دارند، دو آسیب بزرگ را تجربه نمی‌کنند: ساده‌سازی افراطی و سوگیری تأیید. آنان می‌دانند مسئله‌ی واقعی چیست، نه آنچه مشاوران می‌خواهند باور کنند. این ویژگی، شانس تصمیم‌گیری هوشمندانه، به‌هنگام و متناسب با نیازهای واقعی جامعه را به شدت افزایش می‌دهد.

بنابراین با جمع این سه ویژگی، این فرضیه قوت می‌گیرد که آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای احتمالاً به عنوان «رهبری مصلح» ظاهر خواهد شد. از نظر روان‌شناسی سیاسی، چنین شخصیتی نه محافظه‌کاری خشک است و نه شورشی آرمان‌گرا که حساب هزینه و فایده را از کف می‌دهد. او به احتمال قریب، سیاستمداری واقع‌بین و عمل‌گرا خواهد بود که تغییرات مهم را در قالب بازآرایی تدریجی نهادها و با کمترین هزینه‌ی اجتماعی پیش می‌برد.

البته اثبات این فرضیه نیازمند گذر زمان و مشاهده‌ی رفتار عملی ایشان در موقعیت جدید است. اما آنچه روان‌شناسی سیاسی امروز می‌تواند با اطمینانی نسبی از آن سخن بگوید، این است که بسترهای شخصیتی، شناختی و تجربی برای یک رهبری اصلاح‌گر، واقعیت‌آزمای کم‌حاشیه در شخصیت ایشان فراهم آمده است.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی