عصر ایران نوشت: بعد از پایان جنگ ۴۰ روزه و اتمام شرایط امنیتی، دولت در صدد باز کردن اینترنت بین الملل بر آمد ولی یک جریان قدرتمند، مانع از این کار شد به حدی که بیش از دو برابر طول مدت جنگ، دسترسی ایرانیان به شبکه جهانی اینترنت مسدود و خسارت های مادی و معنوی عدیده ای بر ایران و ایرانیان تحمیل شد.
سرانجام با ابتکار رئیس جمهور در تشکیل «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور» و پیگیری های معاون اول او، ایران به اینترنت جهانی وصل شد. هر چند که بعد از این اقدام دولت، مخالفان کوشیدند - و همچنان می کوشند - ایرانی ها را از شبکه جهانی اینترنت محروم کنند.
کسانی که در شورای عالی فضای مجازی و حتی در ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور، علیه باز شدن اینترنت رأی داده و سنگ اندازی کرده اند، همان کسانی اند که در طول سال های گذشته، طرفدار پر و پا قرص فیلترینگ گسترده بوده اند.
بعد از تشدید محدودیت های اینترنتی نیز بازار فیلترشکن فروش ها سود آوری چند برابر داشت و به موازات آن، تلاش این عالیجنابان برای مسدود ماندن اینترنت نیز مضاعف شد.
سوال اینجاست که چه ارتباطی بین سود دهها هزار میلیارد تومانی بازار سیاه فیلترشکن فروشی با این افراد وجود دارد؟
البته هرگاه بحث به اینجا می رسد، خود را به آن را می زنند و بحث امنیت را به میان می کشند ؛ این در حالی است که هیچ کدام شان نه مسؤول امنیتی اند و نه تخصصی در این باره دارند.
با این حال ، چون موضوع را به امنیت ملی پیوند می زنند، باید از همین منظر به این سوال پاسخ دهند که آیا باز بودن فضای اینترنت که همه تبادلات در آن، شفاف و قابل رصد فنی است برای امنیت ملی بهتر است یا سپردن فضای اینترنت به بدافزارهایی که تحت عنوان فیلترشکن ، ویروس وار در موبایل های و کامپیوترهای مردم گسترش یافته اند و اکنون ثابت شده که بسیاری از آنها، آمریکایی و اسرائیلی اند و اساساً ابزارهایی برای تسلط بیگانگان در همه تبادلات فضای مجازی ایران؟
آیا تمام جهان، عقلش نرسید که برای امنیت ملی باید فیلتر کنند و فقط این عقل کُل ها فهمیدند؟
آیا زمان آن نرسیده است که نهادهای امنیتی، تحقیقات مستقل و جدی درباره ارتباط حامیان سینه چاک فیلترینگ با سرویس های جاسوسی امریکا و اسرائیل به عمل آورند و به عنوان مثال، سهم فیلترشکن ها در ترورها و دسترسی دشمن به اماکن و اشخاص را بررسی کنند؟
بحث که به اینجا می رسد، آقایان رنگ عوض می کنند و می گویند برای حفظ اخلاقیات باید اینترنت را محدود کرد. این البته امری بدیهی است و حتی در کشورهایی که اینترنت آزاد دارند، سایت های غیر اخلاقی مسدود هستند و هر کس بخواهد واردشان شود، باید فیلترشکن داشته باشد.
اما در ایران بر اثر خیانتی که این افراد ظاهرالصلاح کرده اند، فیلترشکن - که زمانی داشتنش در بین عموم مردم عجیب و قبیح بود - به یک پدیده عادی تبدیل شده و حتی کودکان نیز بدان دسترسی دارند؛ به این ترتیب، دسترسی به محتواهای غیراخلاقی در ایران، فراگیرتر و سهل تر از همه جهان شده است.
جنایتی که این قوم در عرصه اینترنت علیه ایران و ایرانی انجام دادند، هم باعث شد دهها هزار میلیارد تومان هزینه بر خانواده های ایرانی تحمیل شود، هم فضای مجازی کشور را دو دستی تقدیم سرویس های جاسوسی -که پشت پرده بسیاری از فیلترشکن ها هستند- کرد و هم با عمومی کردن فیلترشکن، دسترسی همگانی به سایت های غیراخلاقی را تسهیل کرد.
به علاوه سهم بزرگی از اعتماد سوزی و تشدید نارضایتی های عمومی، دستپخت همین هاست که در کمال شگفتی، هنوز راست راست راه می روند و کسی هم نمی گوید بالای چشم تان ابروست.