وقتی یک گروه کوچک از مشترکان چند برابر الگو مصرف میکنند، فقط قبض بزرگتری برای خودشان نمیسازند؛ آنها بخشی از ظرفیت عمومی شبکه را اشغال میکنند
با شروع فصل گرما، بار دیگر ضرورت تغییر نگرش عمومی به برق از یک «خدمت روزمره» به «ستون امنیت و تولید کشور» بیش از پیش احساس میشود؛ تغییری که مستلزم مدیریت جدی مصرف است.
مساله برق در ایران دیگر فقط مساله قبض ماهانه یا روشن ماندن یک لامپ و کار کردن یک کولر نیست؛ برق، پشت صحنه همهچیز ایستاده است؛ از پمپاژ آب و فعالیت بیمارستانها گرفته تا ارتباطات، امنیت، صنایع بزرگ، سوخترسانی و زندگی و اشتغال روزمره میلیونها خانواده. به همین دلیل، هر بار که درباره مدیریت مصرف صحبت میشود، در واقع درباره حفظ پایداری یکی از حیاتیترین زیرساختهای کشور حرف میزنیم.
به همیندلیل، دولت از مدتها پیش اجرای پویشی با عنوان «پویش ۲۵ درجه» را آغاز کرده است که به معنای تنظیم دمای هوای محیط در شرایط مناسب برای زندگی است به گونهای که نه چنان دمای هوا گرم باشد که تحمل آن سخت باشد و نه چنان سرد، که رسیدن به آن بهویژه در تابستان انرژی برق زیادی را طلب کند. این پویش در اصل دعوتی است به فهم یکواقعیت ساده اما تعیینکننده: «اگر الگوی مصرف اصلاح نشود، هیچ میزان توسعه تولید هم به تنهایی برای جبران اسراف کافی نخواهد بود.»
صنعت برق کشور در ماههای گذشته و در بحبوحه جنگ، روزهای راحتی را پشت سر نگذاشته است. شبکهای با بیش از یکمیلیون کیلومتر خطوط انتقال، فوق توزیع و توزیع، صدها هزار کیلومتر کابل سرویس، دهها هزار مگاوات ظرفیت نیروگاهی و میلیونها تجهیز روشنایی، در مقطعی زیر فشار شدید قرار گرفت و هزاران نیروی عملیاتی، فنی و مدیریتی شبانهروزی پای کار آمدند تا چراغ خانهها، مراکز حیاتی و واحدهای تولیدی خاموش نماند.
مهندسان، تکنسینها و کارگران حوزه برق در گرما، در خطر، در شرایط دشوار بمباران و موشکباران جنگ و حتی در مناسبتهای معنوی و شبانه، برای ترمیم خطوط و بازگرداندن پایداری به شبکه جنگیدند. اما مصرف بیحساب و بیتوجهی به الگوی درست، میتواند همه تلاشهای آنها را خنثی کند.
آماری که باید ما را تکان بدهد
شاید هیچ چیز به اندازه مقایسه مصرف برق ایران با برخی کشورهای منطقه، عمق مساله را روشن نکند. گفته میشود مجموع مصرف برق ۶ کشور همسایه با جمعیتی حدود ۳۵۰ میلیون نفر، از مصرف برق ایران با حدود ۸۵ میلیون نفر کمتر است. این نشانه یک الگوی مصرف نادرست و مزمن است.
به زبان سادهتر، ما نه فقط زیاد مصرف میکنیم، بلکه در بخشهایی بد مصرف میکنیم. بخشی از این بدمصرفی در تابستان خود را بهوضوح نشان میدهد؛ جایی که بار سیستمهای سرمایشی، سهمی بسیار بزرگ از مصرف برق کشور را به خود اختصاص میدهد. کولرهایی که روی دماهای غیرضروری تنظیم میشوند، فضاهایی که بیدلیل بیش از اندازه خنک میشوند، وسایلی که همزمان روشن میمانند و خانههایی که بدون توجه به حداقل اصول بهرهوری، انرژی میبلعند؛ همه اینها در مقیاس ملی، فشار عظیمی بر شبکه وارد میکند.
اینجاست که پویش ۲۵ درجه معنا پیدا میکند. این پویش نمیخواهد رفاه مردم را بگیرد؛ میخواهد مرز بین رفاه و اسراف را یادآوری کند. دمای ۲۵ درجه، دمای آسایش است؛ نه گرمای طاقتفرسا و نه سرمای غیرمنطقی. مساله این است که در سالهای اخیر، در برخی خانهها و ساختمانها، تابستان را به زمستان مصنوعی تبدیل کردهایم و بعد از شبکه انتظار داریم بدون تنش، بدون هزینه و بدون محدودیت پاسخگوی این زیادهخواهی مصرفی باشد.
وقتی یک گروه کوچک از مشترکان چند برابر الگو مصرف میکنند، در واقع فقط قبض بزرگتری برای خودشان نمیسازند؛ آنها بخشی از ظرفیت عمومی شبکه را اشغال میکنند؛ ظرفیتی که میتواند به تولید، خدمات، کشاورزی، بیمارستانها یا حتی تامین پایدار برق سایر خانوارها برسد. به همین دلیل، مدیریت مصرف فقط یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه مسالهای مرتبط با عدالت انرژی است.
بر اساس آمارهای ارائهشده از سوی شرکت توانیر، درصد کمی از مشترکان، سهم نامتعارفی در مصرف دارند؛ بهطوری که حدود ۲ درصد مشترکان پرمصرف، نزدیک به ۱۰ درصد مصرف کل را به خود اختصاص میدهند. این یعنی یک اقلیت کوچک، فشاری نامتناسب بر شبکه وارد میکند. اگر قرار باشد کشور از تابستان با کمترین تنش عبور کند، اصلاح رفتار همین بخش، نقشی تعیینکننده خواهد داشت.
یک انتخاب کوچک با اثر ملی
وزارت نیرو میگوید در پویش ۲۵ درجه قرار نیست مردم کار پیچیدهای انجام دهند و سبک زندگی خود را زیر و رو کنند. بلکه کافی است از افراط فاصله بگیرند. کافی است کولرها روی دمای آسایش تنظیم شود، درها و پنجرهها بیدلیل باز نماند، وسایل سرمایشی در فضاهای بلااستفاده روشن نمانند، لامپها و تجهیزات اضافی خاموش شوند و خانوادهها بپذیرند که مصرف منطقی، نه محرومیت است و نه عقبگرد.
در مقیاس فردی، شاید این تغییرات ناچیز به نظر برسد. اما در مقیاس ملی، همین اقدامهای کوچک میتواند به هزاران مگاوات کاهش مصرف منجر شود. چون هردرجه دمای بالاتر کولر هم در پایداری شبکه مهم است.
این موضوع زمانی مهمتر میشود که بدانیم در تابستان، سهم بزرگی از بار شبکه به مصرف سرمایشی اختصاص دارد. یعنی درست همان بخشی که بیشتر از هر چیز به رفتار مصرفکننده وابسته است.
کارشناسان میگویند همزمان با تلاش مردم برای کاهش مصرف وظیفه دستگاهها نیز در زمینه توسعه ظرفیت تولید، تعمیر شبکه، افزایش بهرهوری، مقابله با تلفات و برخورد با مصارف غیرمجاز باید بخوبی انجام شود؛ از توسعه نیروگاهها و رشد ظرفیت تجدیدپذیرها گرفته تا هوشمندسازی، نصب کنترلگرها، مدیریت مشترکان پرمصرف و برخورد با استخراج غیرمجاز رمزارز.
با اینحال، حتی اگر همه این اقدامات انجام شود، باز هم بدون همراهی مردم، شکاف میان تولید و مصرف از بین نمیرود. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که توسعه تولید، اگر با اصلاح الگوی مصرف همراه نباشد، خیلی زود توسط رشد تقاضای بیرویه بلعیده میشود. به بیان دیگر، کشوری که فقط نیروگاه میسازد اما فرهنگ مصرفش را اصلاح نمیکند، مثل کسی است که مدام آب بیشتری وارد مخزن میکند، بیآنکه نشتیها را ببندد.
از همینرو، شاید وقت آن رسیده باشد که به جای نگاه کردن به کولر بهعنوان یکوسیله شخصی، آن را بخشی از معادلهای ملی ببینیم. معادلهای که یک سمت آن رفاه معقول مردم قرار دارد و سمت دیگر آن پایداری شبکه، عدالت انرژی، استمرار تولید و آرامش عمومی.
در اینصورت، رفاه واقعی نه در مصرف بیمرز، بلکه در استفاده عاقلانه از سرمایههای مشترک معنا پیدا میکند.
شما چه نظری دارید؟