دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۴
نظرات: ۰
۰
-
درباره امدادگری فرهنگی برای کاهش رنج مردم؛ موفقیت نتیجه کار تیمی است

امدادگر باید نه آن‌قدر عاشق مردم آسیب‌دیده شود که خود را فدا کند، نه آن‌قدر عاقلانه عمل کند که هیچ حس مردمی نداشته باشد.

اطلاعات - ارمغان زمان‌فشمی: در سالی که گذشت، بعد از انتصاب سیدعباس صالحی به وزارت ارشاد، حجت‌الاسلام عبدالرضا ایزدپناه، سکان روزنامه صدساله اطلاعات را به دست گرفت و یکی از نخستین اقداماتی که انجام داد، پیشنهاد اجرای طرحی با عنوان «گفتمان کاهش رنج مردم» بود. قرار شد این طرح بر پایه تولید محتوا، مشارکت اجتماعی، تعامل نخبگان با مردم، تقویت مسیر حل مشکلات و پاسخگویی نهادها پیش برود تا به اهداف خود شامل افزایش آگاهی، همدلی و کنشگری اجتماعی در راستای کاهش رنج‌های ملموس مردم برسد.

نخستین نشست هسته راهبری این گفتمان روز چهارشنبه ۲۹ مرداد ماه ۱۴۰۴ برگزار و قرار شد که هر هفته ادامه پیدا کند. در بسیاری از این جلسات، افرادی دعوت شدند که به هرنحو در کاستن از رنج مردم نقشی داشتند. هدف، استفاده متقابل از تجربیات و امکانات دو طرف، برای سهولت در خدمت‌رسانی به مردم و تلاش برای برداشتن باری از دوش جامعه بود. در جلسه هفته گذشته، مهدی مولایی آرانی به عنوان میهمان حاضر شد و درباره تجربیاتش در این حوزه سخن گفت.

از ایده تا عمل

نویسنده جلد اول کتاب «امداد فرهنگی: از ادبیات تا تجربه» با موضوع «درآمدی بر مفهوم‌شناسی و مروری بر تجربیات» که دکترای سیاست‌گذاری فرهنگی دارد، درباره شکل‌گیری  ایده امداد فرهنگی گفت: در سال‌های  ۹۷-۱۳۹۶ این موضوع در دفتر تبلیغات اسلامی مطرح شد که چه نقشی می‌توان در بحث آسیب‌های اجتماعی ایفا کرد؟ در پاسخ به این پرسش، به ایده امداد فرهنگی رسیدیم و به این فکر افتادیم که چگونه می‌توان آن را بدل به اندیشه کرد؟ این درحالی بود که در گیر و دار مسایل حکمرانی، کمتر به ابعاد فرهنگی جامعه توجه شده بود.

مولایی افزود: با طلاب و کسانی که در حوزه‌های‌ کرونا، سیل و آسیب‌های اجتماعی در حال خدمت‌گذاری بودند تماس گرفتیم و پنج گروه پژوهشی تشکیل دادیم تا این افراد درباره مسایل زندان‌ها، حاشیه‌نشینی و امثال آن کار کنند. خدمت‌رسانی به اهدافی از این دست، به کسب تجربه‌هایی انجامید که در چند جلد کتاب، گردآوری شد.

او درباره یکی از چالش‌های حوزه مطالعات آسیب‌های اجتماعی گفت: با جستجو درمی‌یابیم که ما بیش از حل مسأله رنج مردم، خود آسیب را موردمطالعه قرار می‎دهیم، مثلا بررسی می‌کنیم که معتادان چگونه‌اند یا طلاق چه تبعاتی دارد اما به افرادی که در جهت کاهش این مسائل کار کرده‌اند تشخص نمی‌دهیم. این یک دور باطل است و باعث می‌شود که آسیب، خود را بازتولید کند.

مولایی آرانی تأکید کرد: وقتی برای همه خانواده‎های تحت پوشش کمیته امداد، در یک منطقه خانه ساخته شود، معضلات این قشر، گسترش پیدا می‌کند، زیرا تجمع فقر، فقر می‌آورد و این افراد، فرهنگ خود را به یکدیگر منتقل می‌کنند.

ویژگی‌های امداد و امدادگر فرهنگی

امداد فرهنگی، چهار مؤلفه اصلی دارد که شامل هویت، دینداری و معنویت، همزیستی و سازماندهی و شبکه‌سازی  است. مولایی آرانی با بیان این موضوع گفت: امدادگر فرهنگی، فرد یا گروه و نهادی است که در جهت جلوگیری از وقوع و تشدید آسیب و به قصد فراهم کردن مسیر رشد و ترقی جامعه تلاش می‌کند. امدادگر فرهنگی هرگز به دنبال برهم زدن زیست فرهنگی جامعه نیست.

او مثال زد: در ماجرای سیل سال ۱۳۹۸  در اهواز، مردم از شهرهای مختلف برای کمک رفتند. گروهی از دانشجویان دانشگاه تهران هم برای شاد کردن بچه‌های سیل‌زده، روی صورت آن‌ها نقاشی می‌کشیدند، درحالی که این موضوع با فرهنگ خانواده‌های ساکن در آن منطقه، مغایرت داشت.

این دانش‌آموخته سیاست‌گذاری فرهنگی، هویت امدادگران فرهنگی را هم به چهار دسته تقسیم کرد و گفت: یک گروه، هویت معنوی دارند و حضورشان در حوزه امداد نیز برای پالایش روح خودشان است. یک گروه، تکلیف‌گرایانی هستند که به چشم جهاد به امدادرسانی نگاه می‌کنند و حتی به قیمت رنج خودشان، برا ی برطرف کردن رنج دیگران، تلاش حداکثری انجام می‌دهند. دسته سوم که تعدادشان کمتر است، نیم‌نگاهی به جایگاه و ارتقای شغلی خود دارند و رنج را برای رسیدن به قدرت و ثروت، تحمل می‌کنند. دسته چهارم فاقد هویت و سردرگم هستند و تغییر مدام باورها آنان را در دایره شک و تردید همیشگی نگاه می‌دارد.

معنویت در امدادگری فرهنگی

از نظر دسته اول امدادگران فرهنگی، مددکاری اجتماعی، کاری تخصصی با هدف درمانگری است و امداد آن‌ها بیشتر بر پیشگیری و یاریگری متمرکز است. این گروه بیشتر از مفاهیم دینی استفاده می‌کنند.

مولایی آرانی توضیح داد: بعضی از این افراد، ایثارگرند، چیزی مانند مهاجرین و انصار. برخی خود را احیاگر می‌دانند، برخی خود را «طبیب دوار» می‌دانند که می‌چرخند تا صاحبان  درد را پیدا کنند (برعکس  مددکار که صاحب درد، خودش به او مراجعه می‌کند). برخی خود را هدایتگر می‌دانند و برخی نیز به خاطر امر به معروف و نهی از منکر وارد گود می‌شوند.او تأکید کرد: داروی امداگر فرهنگی با هویت معنوی، مفاهیم و روایاتی است که از آن‌ها برای کاهش رنج مردم استفاده می‌کند.

بومی‌گرایی درامدادگری

نویسنده کتاب «درآمدی بر مفهوم‌شناسی و مروری بر تجربیات امداد فرهنگی» گفت: در نگاه دینی، کمتر به مؤلفه همزیستی در امدادگری فرهنگی پرداخته‌ایم. باید ببینیم امدادگر فرهنگی با چه عینکی به جامعه نگاه می‌کند؟ با عینک فقه؟ با رویکرد معیشتی؟ یا جامعه‌شناختی؟

او افزود: یکی از اصول و لوازم همزیستی  در حوزه کاهش رنج، تعاد ل میان عقل و عشق است. امدادگر باید نه آن‌قدر عاشق مردم آسیب‌دیده شود که خود را فدا کند، نه آن‌قدر عاقلانه عمل کند که هیچ حس مردمی نداشته باشد. او پیونددهنده منابع به یکدیگر است و برای حل مسایل هر منطقه، از امکانات همان منطقه استفاده می‌کند؛ یعنی بومی‌گراست.

مولایی آرانی در توضیح مؤلفه «سازماندهی و شبکه‌سازی» گفت: ما به‌عنوان امدادگر فرهنگی باید به جای مطالبه‌گری که هنوز به خوبی درفرهنگ ما جا نیفتاده، واسطه‌گر باشیم، یعنی فرد را به منابع کمک‌کننده وصل  کنیم. متأسفانه ما در کار گروهی ضعیف هستیم، مثلا وقتی با آمدن «ولاسکو»، جهشی در موفقیت‌های تیم ملی والیبال کشورمان اتفاق افتاد، یکی از مجریان صداوسیما در مصاحبه با ایشان مدام می‌گفت شما والیبال ایران را متحول کردید و ولاسکو پاسخ  داد این یک کار تیمی بین باشگاه‌ها، فدراسیون و بازیکنان بود. موفقیت، نتیجه کار تیمی است.

از ایران بگو

اما روزنامه اطلاعات به عنوان یک رسانه چه نقشی می‌تواند در پیوند ایده «امداد فرهنگی» با ایده «کاهش رنج مردم» داشته باشد؟ مولایی آرانی در شرح اهمیت فعالیت‌های رسانه‌ای گفت: متأسفانه دایره مخاطبان صداوسیما و بسیاری از رسانه‌های ما صرفا داخلی است و کسی به فراتر از آن نمی‌اندیشد. یکی از رنج‌های ما بعد از تحریم‌های گسترده هم همین است که صدایمان دیگر به جایی نمی‌رسد و در کشورهای دیگر شنیده نمی‌شود؛ درحالی که ما راهی جز شبکه‌سازی با رسانه‌های آن‎ها نداریم.

او افزود: ما در سازمان فرهنگ و ارتباطات، طرح «از ایران بگو» را راه انداختیم و با آژانس گردشگری در صربستان تماس گرفتیم و اطلاع دادیم که با حمایت ما چند بلاگر را به ایران بیاورند. بعد از مدتی از آن‌ها پرسیدیم برداشتن ویزای گردشگری چه تأثیری در کار شما داشته؟ گفتند مسأله ما ویزا نیست، اخبار ایران است. مثلا در اردیبهشت ماه خبر ارسال ریزپرنده‌هابه اصفهان، تور گردشگری را که پر هم شده بود لغو کرد. آنجا بود که اهمیت حوزه ارتباطات رسانه‌ای آشکار شد، زیرا تصویر رسانه‌ای که از ما ساخته می‌شود، مهم است.

حرف آخر

به عقیده این پژوهشگر، فهم نقش رسانه در کاهش رنج مردم کمک می‌کند تا بتوانیم گام‎های مؤثرتری در این راه برداریم. در این راستا ،همکاری روزنامه اطلاعات با افراد، نهادها و سازمان‌هایی که در این زمینه فعالیت دارند، می‌تواند این ایده را به اجرا نزدیک کند و اقدامات عملی برای حل مشکلات مردم در پی داشته باشد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی