به گزارش اطلاعات آنلاین، ایمون جاورز، خبرنگار CNBC، روز دوشنبه در مصاحبه با دونالد ترامپ از او درباره وضعیت مذاکرات با ایران پرسید: فکر میکنید مذاکرات اکنون تمام شده یا این یک بلوف است؟ این سوال با توجه به گزارشهایی مبنی بر توقف مذاکرات صلح ایران با آمریکا به دلیل حملات اسرائیل به لبنان مطرح شد.
ترامپ پاسخ داد: صادقانه بگویم، برایم مهم نیست تمام شده باشند. واقعاً برایم مهم نیست. برایم اهمیتی ندارد. اگر تمام شده باشد، دیگر تمام شده. اگر نه، میدانید، فکر میکنم خیلی وقتگیر بود. صادقانه بگویم، فکر میکردم خیلی کسلکننده شدهاند. آنها میبایست چیزی را که نیاز داشتیم به ما میدادند، اما فکر میکنم مذاکرات را ضعیف مدیریت کردند. خیلی طول کشید.
این بهترین چکیده است از اینکه چرا ترامپ به شکلی منحصر به فرد برای اجرای توافق صلحی که به شدت به آن نیاز دارد، نامناسب است و اینکه چگونه دامنه توجه کوتاه او دائماً آرزوهای سیاسیاش را نقش بر آب میکند. البته ادعای ترامپ مبنی بر اینکه به وضعیت مذاکرات اهمیتی نمیدهد، مزخرفات نمایشی است.
تردیدی نیست که او باید برای پایان دادن به جنگ فاجعهبار خود و پایین آوردن قیمتهای سرسامآور نفت پیش از انتخابات میاندورهای، به توافقی با ایران برسد. اما میتوان به جرأت گفت که این حرکتها و اقدامهای نمایشی ترامپ تا اندازهای با ناراحتی او از اینکه مذاکرات شروع به خستهکننده شدن کردهاند توضیح داده میشود.
ترامپ با صدای بلند چیزی را میگوید که خبرنگاران نیویورک تایمز و آتلانتیک در مصاحبه با حلقه نزدیکانش مستند کردهاند: مذاکرات دامنه توجه کوتاه او را آزمایش میکنند. این نشانه شومی برای هر گونه توافق صلح در آینده است.
مذاکرات دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگها ذاتاً خستهکننده و طاقتفرسا و نیازمند صبر، توجه به جزئیات، توانایی منتظر ماندن برای بلوف زدنهای دشمن و ارزیابی مداوم و در حال تکامل از منافع و قدرت طرف مقابل هستند. در این مورد، همچنین مستلزم آن است که ایالات متحده اسرائیل را مهار کند که منافع سیاسی و ژئواستراتژیک متمایزی از منافع ایالات متحده دارد و به نظر میرسد اشتهایش برای بمباران منطقه بیپایان است.
توافق هستهای سال ۲۰۱۵ باراک اوباما با ایران، ۲۰ ماه مذاکره طول کشید. روند مذاکرات ترامپ برای پایان دادن به جنگ و رسیدن به توافق در مورد برنامه هستهای ایران کمتر از دو ماه پیش آغاز شد و دلایل زیادی وجود دارد که فکر کنیم این روند به سرعت پیش نخواهد رفت. تهران بیش از هر زمان دیگری به واشنگتن بیاعتماد است، زیرا دو بار در بحبوحه مذاکرات بر سر برنامه هستهای خود، قربانی بمبارانهای آمریکا و اسرائیل شده است.
ترامپ در این حملهها افرادی را در دولت ایران که بیشترین تمایل را به مذاکرات سازنده داشتند، ترور و همچنین ساختار قدرت آن را غیرمتمرکزتر و کندتر کرده است. اگر او از این روند خسته شده باشد، این نشانهای بسیار نگرانکننده است.
بیشتر دوران ریاست جمهوری ترامپ حول محور سبک حکومتداریِ رضایت آنی گذشته است. تصویب یک لایحه بزرگ در کنگره نیازمند تمرکز مداوم و ساعتهای طاقتفرسای اقناع است. جای تعجب نیست که ترامپ علاقه نسبتاً کمی به تدوین قوانین بزرگ نشان داده و در عوض بر تصویب هر آنچه میتواند با استفاده از قدرت خود در قوه مجریه - از تعرفهها گرفته تا تشدید اجرای مهاجرت و برچیدن بروکراسی فدرال - تمرکز دارد.
روسای جمهور معمولاً یادداشتهای سیاسی و گزارشهای اطلاعاتی بیشماری را میخوانند، اما خود ترامپ گفته است ترجیح میدهد «تا حد امکان کم» بخواند. به عنوان یک سخنور، او به سرعت از هر چیزی که به نظرش جذاب نباشد، خسته میشود. ترامپ یک بار به معنای واقعی کلمه سخنرانی آماده در مورد اصلاحات مالیاتی را کنار گذاشت زیرا گفت این موضوع را «خستهکننده» میداند و در عوض بداهه در مورد مهاجران صحبت کرد.
ترامپ در دوران سیاسی خود بر اقتصاد توجه تسلط داشته و از آن پاداش گرفته است و هویت سیاسی او به عنوان یک هنرمند کلید ظهور او بود. اما همین ویژگیها او را در انجام کارها ضعیفتر میکند. جنگ با ایران بزرگترین آزمون ترامپ تاکنون است و فقدان تمرکز، علاقه و صبر او، ضعفی است که جامعه جهانی به سختی میتواند آن را تحمل کند.