به گزارش اطلاعات آنلاین، بهروز رضوی که ماههای اخیر را میان امید و بیم بستری شدن و بازگشت به خانه سپری کرده بود، سرانجام در پی تشدید بیماری، در حالی دار فانی را وداع گفت که صدایش در گوش جان هزاران ایرانی، همچنان طنینی زنده دارد. برای نسلی که رادیو، همراه شبنشینیها و لحظات تنهاییشان بود، نام بهروز رضوی با آرامش کتاب شب و شکوه روایت مستند ایران گره خورده است. او تنها یک گوینده نبود؛ او روایتگری بود که واژهها را با وقار در ذهن مخاطب مینشاند.
این صدای مخملی و مقتدر، ریشه در کودکی پر از سودایی در یزد سال ۱۳۲۶ داشت. رضوی در خاطراتش همواره از روزهایی میگفت که در میان هیاهوی دنیای کودکانه، گوشهای دنج میجست تا با رادیو خلوت کند. برای او، رادیو نه یک دستگاه گیرنده، که پنجرهای به جهان بیکران تخیل بود. او در همان نوجوانی، وقتی در تنهایی اتاقش کتابهای کهن را با صدای بلند میخواند، در رویای رسیدن به پشت میکروفونهای رویایی رادیو بود؛ میکروفونهایی که آن زمان برایش حکم قلهای دوردست را داشتند.
وقتی در سال ۱۳۴۷ برای نخستین بار به عنوان گوینده پا به ساختمان رادیو گذاشت، گویی آن کودک یزدی، سرانجام به سرزمین رویاهایش رسیده بود. او همیشه از آن سالها با احترام عمیق یاد میکرد؛ از روزهایی که در مکتب بزرگان رادیو، درس فروتنی در برابر کلمه را آموخت. رضوی معتقد بود گویندگی بدون درک عمیق ادبیات، تنها یک صدای توخالی است. او با همین باور، بیش از نیمقرن، کلمات را با وسواس یک هنرمند و عشق یک شیفته، به گوش مخاطبان رساند.
امروز او درگذشته اما میراثش در آرشیوهای رادیو و جان کلمات باقی است. بهروز رضوی رفت، اما طنین آن صدای گرم و اطمینانبخش، در گوش تاریخ فرهنگ معاصر ایران باقی خواهد ماند؛ صدایی که همیشه دعوتکننده بود، دعوت به خواندن، به شنیدن و به اندیشیدن. یادش در هر بار که کتابی باز میشود و صدایی در دل شب میپیچد، گرامی خواهد بود.
پیکر این صدای ماندگار، چهارشنبه ۲۷ خرداد ماه ساعت ۹ صبح از مقابل مسجد بلال صداوسیما بدرقه و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) آرام خواهد گرفت.