همشهری نوشت: هنوز متن رسمی توافق منتشر نشده و برای قضاوت زود است اما براساس اخبار موجود، فرمول اصلی این است: ایران تنگه را باز میکند و آمریکا محاصره را برمیدارد.
برای فهمیدن اینکه در این معامله چندچندیم، باید به عقب برگشت:
قرار اولیه: پس از آتشبس، مقرر شده بود ایران تنگه را باز کند.
زیادهخواهی آمریکا: آمریکا با شکست مذاکرات، محاصره را آغاز کرد تا به یک «توافق حداکثری» در حوزههای هستهای و منطقهای برسد.
پاسخ ایران: ایران در واکنش به این فشار، مجددا تنگه را بست.
وضعیت فعلی:
اکنون توافق بدون دستیابی آمریکا به آن «توافق بزرگ» حاصل شده و دو طرف تازه باید آماده مذاکره شوند. در این میان، کفه ترازو به چند دلیل به نفع ایران سنگینی میکند:
۱.حاکمیت بر تنگه: اوضاع به پیش از جنگ برنگشته است. کلید تنگه اکنون در دست ایران است؛ هر زمان اراده کند میتواند آن را ببندد و حتی میتواند به عناوین مختلف مانند ارائه خدمات عوارض دریافت کند.
۲.فرصت تنفس اقتصادی و نظامی: حتی اگر مذاکرات ۲ماه آینده به نتیجه نرسد، این بازه زمانی یک فرصت طلایی برای ایران است تا پس از دوران محاصره و عدمفروش نفت، به بازسازی و بازیابی نظامی و اقتصادی خود بپردازد.
۳.تثبیت موقعیت منطقهای: آمریکا عملا وحدت جبهه مقاومت را با محوریت و رهبری ایران پذیرفته است.
۴.دستاورد آمریکا: آمریکا در این مرحله چیزی بیشتر از همان امتیاز قرار پس از آتشبس یعنی بازشدن تنگه به دست نیاورده است.
سؤال: اگر آمریکا بدعهدی کند، «برجام ۲» تکرار میشود؟
خیر. مدل این توافق با برجام کاملا متفاوت است. در برجام، ایران امتیازات نقد داد و وعدههای نسیه گرفت که محقق نشدند اما در این توافق، ایران چیزی را از دست نمیدهد. ساختار توافق برگشتپذیر است؛ یعنی درصورت بدعهدی آمریکا، همهچیز بهسرعت به نقطه صفر برمیگردد؛ چرا که بازماندن تنگه منوط به اراده و رفتار طرف مقابل است.