به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از ایندیپندنت، هوش مصنوعی برای بسیاری از نویسندگان پدیدهای مطرود و نفرتانگیز است. در نبرد میان انسان و ماشین، گمان میرفت که هنرِ نوشتن آخرین سنگر خلاقیت باشد. اما حالا میبینیم که هوش مصنوعی آرامآرام به قفسههای کتابخانههای ما نیز نفوذ کردهاند.
اخبار مربوط به نویسندگانی که از هوش مصنوعی استفاده میکنند، با رواج پیدا کردن این نرمافزارها کمکم شنیده میشود و معمولاً با ناباوری و تعجب همراه است. یکی از شوکهکنندهترین گزارشها، مطلبی در نیویورکتایمز در ماه مارس بود که نشان میداد یک ناشر بزرگ، رمان ترسناک و پرهیاهوی نویسندهای به نام میا بالارد را به دلیل استفاده از هوش مصنوعی جمعآوری کرده است. بالارد شخصاً استفاده از آن را برای نوشتن رمان انکار کرد و به روزنامه گفت که فردی آشنا را برای کار بر روی نسخه اولیه کتاب استخدام کرده بود که از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده کرده است. اندکی بعد، نیویورکتایمز همکاری خود را با یک روزنامهنگار آزاد پس از کشف استفاده او از هوش مصنوعی برای نوشتن نقد کتاب، قطع کرد.
مدتی بعد، جنجالی مشابه برای مجله ادبی «گرانت» (Granta) پیش آمد؛ پس از آنکه یک پلتفرم تشخیص هوش مصنوعی مدعی شد که داستان برنده مسابقه آنها، به احتمال زیاد توسط هوش مصنوعی نوشته شده است. همچنین اولگا توکارچوک، نویسنده برنده جایزه نوبل، وقتی در یک مصاحبه زنده اعتراف کرد که برای پردازش شخصیتهای رمانهایش، از ماشین (که با لحنی محبتآمیز او را «عزیزم» صدا میزد) کمک میگیرد تا بفهمد آنها چه موسیقیای گوش میدهند، جنجال به پا کرد؛ واکنشها به قدری تند بود که او مجبور شد بیانیهای صادر کند و تأکید کند که این تکنولوژی را صرفاً برای تحقیق استفاده میکند.
برای بسیاری از نویسندگان، هوش مصنوعی یک تهدید وجودی است. یک مطالعه در کمبریج نشان داد که بیش از نیمی از رماننویسان بریتانیایی معتقدند هوش مصنوعی در نهایت جایگزین آنها خواهد شد. با این حال، همان مطالعه نشان داد که یکسوم نویسندگان بریتانیایی در حال حاضر از هوش مصنوعی مولد در فرآیند نوشتار خود استفاده میکنند؛ و این فقط مربوط به کسانی است که جرأت اعتراف به آن را دارند. اما آیا راه دیگری هم وجود دارد؟ آیا میشود از هوش مصنوعی برای کمک به دنیای کتاب استفاده کرد، نه برای آسیب زدن به آن؟
آنتونی هوروویتس، رماننویس و فیلمنامهنویس پرفروش، خوشبینتر است. او که ماه مه اعتراف کرد همیشه از چتجیپیتی به عنوان بخشی از فرآیند کارش استفاده میکند، تأکید دارد که این استفاده صرفاً برای تحقیق است. او میگوید: «من هرگز دو کلمه تولید شده توسط هوش مصنوعی را کنار هم نمیگذارم.» هوروویتس از این کار اصلاً خجالتزده نیست و میگوید: «اصلاً بابت استفاده از آن احساس شرم نمیکنم. دیوانگی است که چنین منبع فوقالعادهای را کنار بگذاریم.»
هوروویتس برای رمان تاریخی جدیدش، از هوش مصنوعی برای بررسی جزئیات زمانی استفاده میکند، اما منبع اصلیاش همچنان کتابها هستند. او میگوید: «اطلاعات را از هوش مصنوعی میگیرم، اما آنها را چک میکنم. هوش مصنوعی فقط یکی از منابع من است، در کنار کتابها و ذهن خودم.» او حتی به خطای هوش مصنوعی اشاره میکند و میگوید: «یک بار طرح داستان یکی از رمانهای خودم را از او پرسیدم و جواب اشتباه داد. با خودم فکر کردم اگر یک جراح قلب برای تشخیص بخشهای حساس قلب از هوش مصنوعی استفاده کند، چه دنیای خطرناکی خواهیم داشت!»
بخشی از حساسیتها به این خاطر است که بسیاری از مدلهای هوش مصنوعی بدون اجازه، از آثار نویسندگان برای آموزش دیدن استفاده کردهاند. در ماه مارس، حدود ۱۰ هزار نویسنده از جمله کازوئو ایشیگورو و ریچارد عثمان، در اعتراض به این موضوع یک «کتاب خالی» منتشر کردند. پنج ناشر بزرگ نیز از شرکت متا به دلیل نقض کپیرایت شکایت کردهاند که متا این اتهامات را رد کرده است. با این حال، هوروویتس خیلی نگران نیست: «اگر بخواهیم اینطور به زندگی نگاه کنیم، هیچچیز نمیتوانیم بخوریم و هیچچیز نمیتوانیم بپوشیم، چون همه چیز به نوعی با این چالشها درگیر است.»
کیتی پرسکات، نویسنده زندگینامه مایک لینچ (میلیاردر حوزه تکنولوژی)، نیز تجربه متفاوتی دارد. او هنگام نوشتن کتابش با کوهی از اسناد پیچیده حقوقی و هزاران صفحه رونویسی دادگاه مواجه بود. او از «Google NotebookLM» استفاده کرد تا مانند یک دستیار پژوهشی بسیار هوشمند، نکات کلیدی را از دل این اسناد بیرون بکشد. او میگوید: «این فقط یک ابزار است. قرار نیست هوش مصنوعی شغل من را انجام دهد. نوشتن کتاب به گفتگو با آدمها و اعتماد سازی نیاز دارد؛ چیزی که هوش مصنوعی نمیتواند انجام دهد.»
آجی چودری، نویسنده رمانهای جنایی، نیز هوش مصنوعی را به عنوان یک «ویراستار درخواستی» میبیند. او میگوید: «وقتی در نوشتن گیر میکنم، با هوش مصنوعی گفتگو میکنم تا ایدههای جدیدی بگیرم. ۹۵ درصد پیشنهادهایش را دور میریزم، اما گاهی جرقهای میزند که مسیر داستان را روشن میکند.» چودری هوش مصنوعی را برای تست کردنِ خروجی صحنهها یا بهبود ریتم داستان به کار میگیرد.
در نهایت، مشخص است که هوش مصنوعی به این زودیها کنار نمیرود. برخی نویسندگان همچنان از آن دوری میکنند و برخی دیگر، مثل هوروویتس، پرسکات و چودری، در حال یافتن راهی هستند تا بدون از دست دادن هویت هنری خود، از این ابزار برای کارآمدتر کردن فرآیند نوشتن بهره ببرند. همانطور که هوروویتس میگوید: «نگرانی بزرگی ندارم، چون هوش مصنوعی نمیتواند به خوبی من بنویسد. ما انسانها از هوش مصنوعی بهتریم.»