به گزارش اطلاعات آنلاین، سفر در زمان بدون شک فانتزی نهایی بشریت است. رویای دیدن جهان در دو قرن آینده یا برعکس، رویای بازگشت به گذشته را فقط در فیلم ها و داستان های علمی و تخیلی می توانیم به واقعیت تبدیل کنیم اما اگر از سینما بیرون بیاییم و وارد یک آزمایشگاه فیزیک شویم، آیا امکانش هست این رویا را در دنیای واقعی تجربه کنیم؟ آیا دانشمندان می توانند معادلات پیچیده فیزیک را دستکاری کنند تا دروازه ای کوچک برای ما باز شود و بتوانیم از طریق آن در زمان سفر کنیم؟
برای مدت طولانی این فرضیه ایزاک نیوتن که زمان نوعی تسمه نقاله تغییرناپذیر است تنها جواب برای این پرسش ها و کنجکاوی ها بود. نیوتن گفته بود: "یک ثانیه برای شما یک ثانیه برای من است و یک ثانیه در لبه کهکشان. این «زمان مطلق» است."
اما این فرضیه اشتباه از آب درآمد زیرا اولین کسی که این قطعیت را در هم شکست، آلبرت اینشتین بود. در آغاز قرن بیستم، او با یک ایده انقلابی وارد شد: "نسبیت."
برای او، زمان یک تسمه نقاله نیست؛ بیشتر شبیه یک ماده کشسان است. بخشی از یک کل است که او آن را «فضاـزمان» نامید. جایی که برای موضوع ما جذاب میشود این است که این ماده کشسان میتواند بر اساس دو عامل، کشیده یا فشرده شود: "سرعت و گرانش."
آیا میتوانیم به آینده سفر کنیم؟
اگر به شما بگویند که برخی از انسانها همین الان هم این کار را می کنند شاید تعجب کنید. اما جای هیچ تعجبی نیست زیرا ما در مورد کسری از ثانیه صحبت میکنیم و از نظر فیزیکی هم ثابت شده است. فضانوردان ایستگاه فضایی بینالمللی را در نظر بگیرید. آنها با سرعت ۲۸۰۰۰ کیلومتر در ساعت به دور زمین میچرخند. با این سرعت، زمان برای آنها کمی کندتر از ما میگذرد. وقتی به زمین برمیگردند، از نظر فنی چند میلیثانیه از ما جلوتر هستند و در واقع آنها یک جهش کوچک به آینده داشتهاند.
با این حال اگر بخواهیم جهش چشمگیرتری داشته باشیم، مثلاً چند سال؛ باید یک سفینه فضایی فوق پیشرفته میساختیم که قادر به نزدیک شدن به سرعت نور (300 هزار کیلومتر بر ثانیه) باشد یا باید مدت زمانی را در نزدیکی جسمی با گرانش دیوانهوار، مانند یک سیاهچاله، سپری میکردیم.
در فیلم میانستارهای، دقیقاً همین اتفاق میافتد: "قهرمانان فیلم چند ساعت در نزدیکی یک سیاهچاله سپری کرده و وقتی به زمین برمیگردند، متوجه می شوند عزیزانشان چندین دهه پیر شدهاند. از نظر علمی، فیزیک به ما میگوید: "بله، مسیر آینده مشخص است، فقط مسأله فناوری است."
آیا می توان به گذشته سفر کرد؟
اینجاست که اوضاع نا امید کننده میشود. برای بازگشت به گذشته، طبق معادلات فیزیک و کوانتوم، باید از سرعت نور فراتر برویم و به نظر میرسد که جهان ما رسماً سفر به گذشته را ممنوع کرده است. در واقع این یک حد غیرقابل عبور است.
اما نور این اجازه را دارد چرا که نوری که در درخشش ستارگان آسمان می بینیم سفری طولانی و خستگی ناپذیر داشته است؛ این نور حکایت از گذشته دارد و توسط پیامآورانی منتقل میشود که درک معمول ما از زمان و مکان را به چالش میکشند.
سفر نور ستارگان با مشاهده ما به پایان نمی رسد. نور با سرعت ۳۰۰ هزار کیلومتر بر ثانیه در کیهان سفر میکند و هرگز تمام نمیشود.
حتی اگر یک روزنه یا یک مسیر میانبر مانند کرمچاله پیدا کنیم، به دیواری حتی بزرگ تر برمیخوریم: یعنی «منطق». این همان پارادوکس معروف پدربزرگ است. اگر به گذشته سفر کنید و به طور تصادفی یا عمدی از ازدواج پدربزرگ و مادربزرگ خود جلوگیری کنید، شما هرگز متولد نمیشوید. وقتی هم متولد نشوید، پس وجود ندارید که بتوانید به گذشته سفر کنید و از ازدواج آنها جلوگیری کنید. در حقیقت وجود شما به یک خطای سیستمی یا یک اشکال بزرگ کامپیوتری تبدیل میشود.
به نظر میرسد سفر به گذشته خط قرمز طبیعت است. به همین دلیل است که اکثر فیزیکدانان معتقدند گذشته «یک قلمرو ممنوعه» است. البته میتوانیم آن را با نگاه کردن به ستارگانی که نورشان میلیونها سال طول کشیده تا به ما برسد، مشاهده کنیم، اما هرگز نمیتوانیم پا به آنجا بگذاریم.
در نهایت، علم به ما میگوید همه ما مسافران زمان هستیم، محکوم به حرکت فقط در یک جهت، با سرعت یک ثانیه در ثانیه. میتوانیم سرعت خود را کم کنیم، میتوانیم رویای آیندههای دور را در سر بپرورانیم، اما گذشته اسرار خود را محکم در خود نگه میدارد. باید این را قبول کنیم که ما هنوز کنترل از راه دور را برای برگرداندن این نوار پیدا نکردهایم.
مرتضی جوهری