به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از فایننشال تایمز، یک روز معمولی در کاخ سفید دونالد ترامپ اینگونه میگذرد: او حدود ساعت ۱۰ صبح بیدار میشود؛ در حالی که بیشترِ شب قبل را بیدار بوده و در شبکه «تروث سوشال» مطلب میگذاشته است. اتاقخواب او دو تلویزیون بزرگ دارد و حمامی که اصرار داشته کاملاً موکتکاری شود، دارای یک تلویزیون دیگر است. ملانیا که در اتاقخوابی جداگانه میخوابد، نظم خواب بهتری دارد. برنامهای که سوزی وایلز، رئیس دفتر ترامپ (که ترامپ او را «دوشیزه یخی» نامیده) تهیه میکند، در بهترین حالت یک پیشنهاد است. دستیاران مدام به داخل و خارج دفتر بیضی میروند و جلسات در یکدیگر گره میخورند.
ممکن است یک مدیرعامل روی کاناپه کنار یک سناتور جمهوریخواه یا حتی یک رهبر خارجی نشسته باشد و در همان حال، صدای دیگری هم از یکی از بلندگوهای تلفن به گوش برسد؛ گاهی دو تلفن همزمان فعال است. با ادغام گفتگوها، ممکن است ترامپ تماس تلفنی یک دوست تجاری یا یک خبرنگار را هم به بحث اضافه کند. هر از گاهی هم کسی نوشابه رژیمی او را پر میکند. موضوعات برنامهریزیشده در میان صحبتهای پراکنده درباره زیبایی تزئینات آبکاری طلای او («مردم به آن نگاه میکنند و فقط پول میبینند» - تعبیر ترامپ درباره رنگ آن) یا نقشههایش برای یک تالار رقص در کاخ سفید، محو میشوند. این وضعیت بهویژه زمانی رخ میدهد که موضوعِ تعیینشده مربوط به هزینهها باشد (وایلز در اینجا نقش کسی را دارد که باید اسفناج را بهزور به خورد بچه بدهد).
مگی هابرمان و جاناتان سوان، از خبرنگاران حوزه کاخ سفید در نیویورک تایمز، در کتاب جدید، عمیق و گیرای خود درباره دور دوم ریاستجمهوری ترامپ با عنوان «تغییر رژیم» مینویسند که ترامپ در این دوره تقریباً کاملاً خانهنشین شده است. به گفته نویسندگان، جلسات مربوط به نظرسنجیها و گپوگفتهای سیاسی که در دور اول او را به خود مشغول میکرد، بهطور فزایندهای نادر شدهاند. تجمعات «ماگا» (آمریکا را دوباره باشکوه کنیم) نیز بسیار کمشمار شدهاند. همانطور که استیو بنن، استراتژیست ارشد سابق ترامپ گفت: «الان شاهد ترامپ خالص هستیم.»
به دلیل سلطه بیپایان او بر رسانهها، آسان است که متوجه تفاوتهای بنیادین ترامپ در این دوره نشویم. وقتی او در ژانویه ۲۰۲۱ پایگاه هوایی اندروز را ترک کرد، هیچ چهره مهم جمهوریخواهی برای بدرقه او حاضر نبود. بدنامی حمله ۶ ژانویه به ساختمان کنگره که دو هفته پیش از آن در پی ادعای دزدیده شدن انتخابات رخ داد، رئیسجمهورِ در حال خروج را به آدمی مطرود تبدیل کرده بود. او حالا به کاخ سفید بازگشته است، در حالی که باور به آن دروغ بزرگ را به یک تست وفاداری تبدیل کرده است.
او اکنون منحصراً توسط وفادارانی احاطه شده که بسیاری از آنها صرفاً به این دلیل انتخاب شدهاند که از لیست بازیگران انتخاب شدهاند. او اغلب این نکته را درباره اسکات بسنت، وزیر خزانهداری باابهت، و بهویژه درباره پیت هگست، «وزیر جنگ» رجزخوان و مجری سابق تلویزیون میگوید. جلسه اطلاعاتی روزانه هم به همان اندازه هرجومرجزده است. ترفند هگست برای جلبتوجه ترامپ، نشان دادن ویدئوهای کوتاه از حملات موشکی آمریکا یا قایقهایی است که در کارائیب نابود میشوند. اینها به «فیلمهای کشت و کشتار هگست» معروفاند که ترامپ آنها را به جلسات توجیهی عادی ترجیح میدهد.
سایر مقامات اصلی، مانند هاوارد لاتنیک، وزیر بازرگانی، عمدتاً به این دلیل در آنجا حضور دارند که ثروتمند هستند. ترامپ به دیگران میگوید که چرندیات لاتنیک را تحمل میکند، چون او ۲۵ میلیون دلار به کتابخانه برنامهریزیشده ترامپ در فلوریدا کمک کرده است. اما کتابخانه ترامپ چنین چیزی نخواهد بود؛ همانطور که هابرمان و سوان گزارش میدهند، این مکان در واقع یک هتل آسمانخراش و یک پروژه لوکس خواهد بود که با هدیه قطریها، یعنی یک جت لوکس بوئینگ، همراه است. پس از پایان دوره ترامپ، پنتاگون آن جت را به کتابخانه تحویل خواهد داد. زمین آن نیز که ۶۷ میلیون دلار ارزش دارد، هدیهای از طرف ایالت فلوریدا بوده است.
«تغییر رژیم» مملو از چنین جزئیات گویایی است. از جمله یافتههای مهم کتاب، تلاشهای گسترده کابینه ترامپ برای جلوگیری از انتشار فایلهای اپستین است؛ جلسات اضطراری در اتاق وضعیت (Situation Room) برگزار میشد، گویی یک جنگ واقعی در جریان است. روایت کتاب از نقش بنیامین نتانیاهو در متقاعد کردن ترامپ برای حمله به ایران در ماه فوریه، حیرتانگیز است. گزارش آنها از تماس ترامپ با نتانیاهو در چند هفته قبلتر، پس از اینکه جتهای اسرائیلی ساختمانهای حماس در دوحه را هدف قرار دادند، به همان اندازه ماندگار است. این حادثه باعث تلاش دیوانهواری شد تا نتانیاهو را برای عذرخواهی عمومی از قطر متقاعد کنند. ترامپ در حالی که مذاکرهکنندگانش، جرد کوشنر و استیو ویتکاف، به مکالمه گوش میدادند، به نتانیاهو گفت: «همه از دست تو خستهاند. حتی دو یهودی که در این تماس هستند هم از تو خستهاند.»
پس از اتمام تحقیقات، نویسندگان با ترامپ نشستند تا حقایق را بررسی کنند. او بحث را به این سمت کشاند که چرا «ماجرای عاشقانه» او با ونزوئلا به سالهای مالکیت او بر مسابقات دختر شایسته جهان برمیگردد؛ این که شرکتکنندگان ونزوئلایی زیبایی داشت. آنچه او واقعاً میخواست بازگو کند، گفتگویی بود که با یک مورخ داشت؛ مورخی که نتیجهگیریاش این بود که ترامپ «بدون شک قدرتمندترین مردی است که این سیاره با اختلاف زیاد به حال به خود دیده است.» آن مورخ یادداشتی دو صفحهای برای ترامپ فرستاده بود که ترامپ از روی آن خواند: «اگر پرزیدنت ترامپ عقاب آمریکایی باشد، ویلیام فاتح تنها یک گنجشک بوده است.» سوان که کنجکاو بود هویت آن مورخ را بداند، سرانجام به حمال وسایل گلف در فلوریدا رسید که اعتراف کرد اشتیاق زیادی به تاریخ دارد.
ترامپ همچنین به سنگقبر خود اشاره کرد. او به نویسندگان گفت که یک موضوع وجود دارد که همه میتوانند بر سر آن توافق کنند: «اساساً من لعنتی هر بار لعنتی برنده ام.»
واکنش ترامپ
در حالی که گزارشها حاکی از آن است که ترامپ در دیدار حضوری با نویسندگان پیش از انتشار کتاب، تلاش چندانی برای تکذیب مستندات آنها نکرده بود، اما پس از انتشار عمومی آن، واکنش متفاوتی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نشان داد. او با حمله به مگی هابرمان، مطالب کتاب را اخبار جعلی، ساختگی و داستانپردازی خواند و نویسندگان را متهم به اجرای یک «کلاهبرداری» بزرگ علیه افکار عمومی کرد.
همچنین سخنگوی رسمی کاخ سفید، دیویس اینگل، در بیانیهای تلاش کرد با رد ادعاهای مطرح شده درباره عادات شخصی و سلامت ذهنی رئیسجمهور، ترامپ را «تیزبینترین و در دسترسترین رئیسجمهور تاریخ آمریکا» بنامد. با این حال، منابع نزدیک به کاخ سفید گزارش دادهاند که انتشار این کتاب، خشم شدید رئیسجمهور را برانگیخته و او با صدور دستورالعملهای سختگیرانه، کارکنان دولت را از هرگونه اظهارنظر درباره محتوای آن منع کرده است.