به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از گاردین، شاید وقت آن رسیده که رسانهها بهجای واکاوی زندگی جنجالی چهرههای جنجالی، قدری هم به سراغ داستان مردان شریف بروند. ما به پادزهری در برابر ناامیدی نیاز داریم. اگر در اعماق زندگی سلبریتیهای گذشته و حال، بتوان ردی از شرافت یافت، شاید بتوان مجموعهای ساخت که نه با شوک، بلکه با الهام همراه باشد. اینها دغدغههایی است که با تماشای مستند دو ساعته «رولف هریس: شکارچی پربیننده» ذهن را درگیر میکند. برای آنان که حافظهشان یاری نمیکند: هریس در دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی، پادشاه سرگرمیهای سبک بود؛ یک چهره استرالیایی و عمومانند که با آهنگهای بهظاهر سادهلوحانهای مثل «کانگورو را نگه دار»، قلب مخاطبان را تسخیر کرده بود. او چنان در این نقش فرو رفته بود که حتی پای مصنوعیاش را به ابزاری برای نمایش و کنایههای دوپهلوی بزرگسالانه تبدیل کرد؛ کسی که در دهه ۹۰ با اجرای زنده در فستیوال گلاستونبری، برای نسل جدید هم دوباره به چهرهای محبوب بدل شد.
اما پشت لبخند تلویزیونی، چه میگذشت؟ در سال ۲۰۱۳، در پی رسوایی جیمی سویل و آغاز «عملیات یوتری»، چهره واقعی هریس افشا شد. شواهد نشان داد که او دههها زنان و دختران جوان را شکار میکرده است. اولین قربانی شناختهشده او، دوست ۱۳ ساله دخترش بود. هریس در دادگاه با وقاحتی عجیب، جزئیات آزار قربانیاش را بازگو کرد، اما مدعی بیگناهی بود. در نهایت، هیات منصفه او را در ۱۲ مورد آزار غیراخلاقی علیه چهار زن ۸ تا ۱۹ ساله مجرم شناخت. او به زندان رفت، پس از ۳ سال آزاد شد و در سال ۲۰۲۳ در ۹۳ سالگی درگذشت.
این مستند، ترکیبی دلهرهآور از تاریخچه کاری او و بازنمایی سیستم حمایتی است که به او اجازه میداد در ملاء عام پنهان شود. از تمایلات بیمارگونهاش که همه میدانستند اما نادیده میگرفتند، تا دوستیاش با خانواده سلطنتی که پرتره ملکه را برایش کشید.
تصاویر آرشیوی فیلم، مو بر تن آدم سیخ میکند: حضور او در برنامه «جیمی درستش میکند» و اطمینان دادن به سویل که «کودک در دستان توانمند من در امنیت است»، و آن جمله شوم که به دخترک میگوید: «همینجا بمان و لذت ببر!»؛ همان کسی که در سال ۱۹۸۵ مجری کمپین «بچهها میتوانند نه بگویند!» بود.
این فیلم، فراتر از روایت جرم، صدای قربانیانی است که برای اولین بار سکوتشان را میشکنند. روایتهایی از والدین ناباور، پلیسهای بیتفاوت و فرصتهایی که سوختند. کریس، یکی از قربانیان که در ۱۱ سالگی گرفتار هریس شده بود، با حسرتی عمیق میگوید: «ای کاش به من یاد داده بودند که آدمها را از خودم دور کنم.» و تونیا لی، با همان درد کهنه، زمان را در هم میشکند: «ای کاش مادرم اینجا بود.»
لی شاید حرف دل تمام قربانیان شکارچیان تلویزیونی را میزند: «او برای یک لحظه لذت، زندگیها را ویران کرد... هیچچیز دیگر مثل قبل نشد.»
«رولف هریس: شکارچی پربیننده» به کارگردانی سیمون رید هماکنون در Prime Video (بریتانیا) و ABC iview (استرالیا) در دسترس است.