دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵ - ۱۷:۲۱
نظرات: ۰
۰
-
سه پایتخت، ۳ مسیر متفاوت؛ جنگ در خلیج همه‌چیز را تغییر داد!

شورای همکاری خلیج فارس که در سال ۱۹۸۱ به‌عنوان یک ائتلاف منطقه‌ای تأسیس شد، اکنون با این خطر روبه‌رو است که واکنش‌های متفاوت اعضا به جنگ، انسجام داخلی آن را بیش از پیش تضعیف کند.

اکو ایران نوشت: جنگ ایران، کشورهای حوزه خلیج فارس را بیش از آنکه متحد کند، دچار شکاف کرد؛ به‌گونه‌ای که راهبردهای امنیتی رقیب، جای هرگونه چشم‌انداز برای ایجاد یک دفاع منطقه‌ای مشترک را گرفتند.

عربستان سعودی مسیر آشتی‌جویانه را طی می‌کند

 اگرچه جنگ ایران به‌طور رسمی پایان یافته است، اما پس‌لرزه‌های آن همچنان در حال بازآرایی سیاست‌های خلیج فارس است. این جنگ، به‌جای آنکه به شکل‌گیری یک پاسخ امنیتی واحد از سوی کشورهای عربی منجر شود، شکاف‌های راهبردی روبه‌گسترش در میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس را آشکار کرد؛ به‌طوری که عربستان سعودی مسیر میانجی‌گری با ایران را در پیش گرفته، قطر ثبات دریانوردی را در اولویت قرار داده و امارات متحده عربی رویکردی بسیار محتاطانه‌تر و امنیت‌محور اتخاذ کرده است.

درحالی‌که با وجود توافق آتش‌بس، درگیری‌های پراکنده میان ایران و ایالات متحده همچنان ادامه دارد، چشم‌انداز شکل‌گیری یک ساختار امنیتی منسجم در خلیج فارس بیش از پیش نامطمئن به نظر می‌رسد.

در این فضای بی‌ثبات، ریاض در نظر دارد اجلاس ویژه‌ای برای عادی‌سازی روابط میان ایران و شورای همکاری خلیج فارس برگزار کند. خبرگزاری فرانسه در ۲۴ ژوئن به نقل از یک دیپلمات آگاه از این برنامه گزارش داد.

عربستان سعودی که در طول جنگ ایران سیاست تنش‌زدایی را دنبال کرد و کانال‌های ارتباطی خود با تهران را حفظ نمود، در مقایسه با امارات و چند کشور دیگر خلیج فارس که هدف موجی از حملات مستقیم پهپادی و موشکی ایران قرار گرفتند، آسیب بسیار کمتری دید. اکنون ریاض گویا این فرصت را مناسب می‌بیند تا خود را در مرکز تلاش‌های میانجی‌گرانه منطقه‌ای قرار دهد.

این جنگ همچنین موجب تسریع هماهنگی میان عربستان سعودی، مصر، پاکستان و ترکیه شد و قطر نیز با گسترش تلاش‌های میانجی‌گرانه به این گروه پیوست. این ائتلاف غیررسمی که در جریان جنگ شکل گرفت، به ریاض هم پشتوانه سیاسی بخشید و هم بستری منطقه‌ای برای پیشبرد ابتکارهای کاهش تنش فراهم کرد. توافق‌نامه دفاع متقابل راهبردی میان عربستان و پاکستان که سال گذشته امضا شد نیز اعتماد ریاض را به این شبکه در حال شکل‌گیری تقویت کرد.

سه پایتخت، سه مسیر متفاوت

علی عواض عسیری، نایب‌رئیس مؤسسه بین‌المللی مطالعات ایران در ریاض و سفیر پیشین عربستان در پاکستان، به المانیتور گفت که جنگ ایران «نخستین آزمون بزرگ» پیمان دفاعی میان ریاض و اسلام‌آباد بود. او افزود: «ارزش واقعی چنین توافق‌هایی تنها در زمان بحران آشکار می‌شود.» عسیری همچنین گفت: «هر دو کشور، یعنی عربستان سعودی و پاکستان، خواهان آن هستند که ایران در اقتصاد منطقه ادغام شود، بر توسعه تمرکز کند و به شکلی سازنده با همسایگان خود تعامل داشته باشد.»

در همین حال، به نظر می‌رسد دوحه بیش از هر چیز بر حفظ امنیت تجارت دریایی متمرکز است، نه بر پیگیری آشتی گسترده منطقه‌ای. شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخست‌وزیر قطر، اخیراً برای گفت‌وگو درباره چارچوبی مذاکراتی با حضور ایران، عراق و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به مسقط سفر کرد.

این ابتکار که جدا از مذاکرات صلح جاری در ژنو دنبال می‌شود، عمدتاً با هدف تضمین امنیت آیندۀ کشتیرانی در تنگه هرمز و جلوگیری از اعمال عوارض ترانزیتی یا سایر اختلالات در رفت‌وآمد دریایی طراحی شده است.

در مقابل، ابوظبی رویکردی بسیار محتاطانه‌تر در پیش گرفته است. امارات متحده عربی که در طول جنگ، بنا بر برآوردهای منطقه‌ای، سنگین‌ترین موج حملات پهپادی و موشکی ایران، نزدیک به ۳ هزار حمله، را متحمل شد، تاکنون از هر دو مسیر آشتی‌جویانه عربستان و قطر با تهران فاصله گرفته است. همچنین هنوز مشخص نیست که آیا ابوظبی، با وجود حمایت از تلاش‌های میانجی‌گرانه غیرمستقیم میان واشنگتن و تهران، آمادگی ورود به گفت‌وگوی مستقیم با ایران را دارد یا خیر.

به نظر می‌رسد امارات چندان آماده بخشیدن و فراموش کردن نیست. انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس امارات متحده عربی، اخیراً در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «واقعیت‌های تازۀ ژئوپلیتیکی را نمی‌توان در نتیجه یک تجاوز خیانت‌آمیز علیه کشورهای عربی خلیج [فارس] بر آنها تحمیل کرد.»

طارق فرهادی، مشاور ارشد جغرافیای راهبردی مستقر در ژنو، به المانیتور گفت که در میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس، بحرین، کویت و امارات متحده عربی «بیشترین آسیب مالی» را از حملات ایران متحمل شدند.

او استدلال کرد که در هرگونه سازوکار منطقه‌ای آینده، امنیت اقتصادی و سرمایه‌گذاری این سه کشور باید به‌طور کامل تضمین شود. وی افزود: «در حالت ایده‌آل، شورای همکاری خلیج فارس باید یادداشت تفاهمی با ایران، مشابه یک پیمان عدم تجاوز، داشته باشد؛ اما هنوز تا رسیدن به آن فاصله داریم، زیرا ایران فقط با ایالات متحده در حال مذاکره است و این وضعیت برای امنیت منطقه‌ای ایده‌آل نیست.»

فرهادی همچنین افزود که برای بازگشت رفت‌وآمد از تنگه هرمز به الگوی پیش از جنگ، دستیابی به یک توافق مذاکره‌شده ضروری خواهد بود و در کنار آن باید تدابیر امنیتی مستحکمی نیز تدوین شود.

آیا جنگ، کشورهای خلیج فارس را به‌جای متحد کردن، دچار شکاف کرد؟

شورای همکاری خلیج فارس که در سال ۱۹۸۱ به‌عنوان یک ائتلاف منطقه‌ای تأسیس شد، اکنون با این خطر روبه‌رو است که واکنش‌های متفاوت اعضا به حملات اخیر ایران، انسجام داخلی آن را بیش از پیش تضعیف کند. اگرچه جنگ ایران آسیب‌پذیری‌های امنیتی مشترک کشورهای خلیج فارس را آشکار ساخت، اما اعضای شورا همچنان درباره شکل نهایی یک چارچوب دفاع جمعی اختلاف‌نظر دارند. این شکاف مدت‌ها پیش از جنگ نیز وجود داشت، زیرا تلاش‌های پیاپی ایالات متحده برای ایجاد یک جبهه دفاعی یکپارچه در خلیج فارس همواره ناکام مانده بود.

نوید علی شیخ، تحلیلگر نظامی مستقر در اسلام‌آباد، به المانیتور گفت که جنگ ایران نه‌تنها شورای همکاری خلیج فارس را به یکدیگر نزدیک‌تر نکرد، بلکه شکاف‌های درون این بلوک را عمیق‌تر ساخت، زیرا هر کشور امنیت خود را بر دفاع جمعی ترجیح داد.

شیخ با اشاره به روند تحولات در طول جنگ گفت: «ابتدا قطر برای حل‌وفصل روابط خود با ایران پیش‌قدم شد، سپس عربستان از طریق پاکستان میانجی‌گری کرد و نیروهای پاکستانی نیز مستقر شدند.» او افزود که عمان نیز «به‌صورت منفعلانه در کنار ایران قرار گرفت، بدون آنکه واقعاً این کشور را محکوم کند.»

وی ادامه داد که کویت، بحرین و اردن هر یک ابتکارهای جداگانه خود را دنبال کردند، درحالی‌که مصر چنان از درگیری فاصله گرفت که گویی «همه‌چیز عادی است.» در مقابل، او معتقد است که «امارات هیچ ایده روشنی درباره چگونگی برخورد نداشت و به بلوک هند نزدیک شد،» درحالی‌که بسیاری از دیگر بازیگران منطقه‌ای در «چتر امنیتی پاکستان» باقی ماندند.

به اعتقاد شیخ، ایجاد یک سامانۀ یکپارچۀ دفاع هوایی و موشکی در خلیج فارس «بسیار بعید» است و کشورهای منطقه ترجیح می‌دهند در کنار گفت‌وگو، صرفاً «توانمندی‌های دفاعی پشتیبان» خود را تقویت کنند، بدون آنکه «انگیزه، تمایل یا توانایی انجام حملات متقابل» را داشته باشند.

آیا یک معماری امنیتی تازه برای خلیج فارس شدنی است؟

با وجود اختلافات، هر شش عضو شورای همکاری خلیج فارس در یک هدف مشترک هستند: جلوگیری از وقوع یک جنگ دیگر در منطقه؛ و به همین دلیل، گفت‌وگوها درباره هماهنگی امنیتی میان کشورهای عضو از هم‌اکنون آغاز شده است.

یکی از گزینه‌های مورد بررسی، ایجاد یک سامانۀ یکپارچه دفاع هوایی و موشکی شورای همکاری خلیج فارس است؛ به‌ویژه پس از آنکه هر شش کشور در طول جنگ، بخش‌هایی از توان دفاع هوایی خود را فعال کردند.

گزینه دوم، ایجاد یک چارچوب امنیت دریایی برای جلوگیری از اختلال‌های آینده در تنگۀ هرمز است. گفت‌وگوهای اخیر میان عمان، قطر، ایران و عراق نشان می‌دهد که علاقه منطقه‌ای به چنین سازوکاری رو به افزایش است.

بلندپروازانه‌ترین و شاید کم‌احتمال‌ترین، گزینه، آغاز یک گفت‌وگوی امنیتی گسترده منطقه‌ای با مشارکت ایران است؛ مشابه چارچوبی که ریاض در تلاش برای پیشبرد آن است. بااین‌حال، چشم‌انداز تحقق چنین طرحی همچنان نامشخص است، زیرا تهران معماری امنیتی جداگانه‌ای را ترجیح می‌دهد که در آن ایالات متحده به‌طور مستقیم نقشی نداشته باشد.

تئودور کاراسیک، پژوهشگر امور خاورمیانه در بنیاد جیمزتاون در واشنگتن، با ابراز تردید نسبت به گزینه ایجاد سامانۀ دفاع هوایی مشترک، به المانیتور گفت که چنین طرحی عملی نخواهد شد، زیرا «اجزای مختلف این معماری برای هر یک از کشورهای خلیج فارس، از نظر امکان‌پذیری فنی و همچنین ارزیابی تهدیدها، متفاوت خواهد بود.»

او با اشاره به اینکه زمانی امید می‌رفت طرح «کمربند همکاری» (حزام التعاون) تصویری واحد از تهدیدها میان کشورهای منطقه ایجاد کند، گفت به دلیل رویکردهای متفاوت کشورهای عربی خلیج فارس در حوزه دفاعی، «اکنون مشکلاتی به وجود خواهد آمد و قابلیت همکاری فنی، فرماندهی و کنترل نیز ممکن است به دلیل کمبود اعتماد میان کشورهای کلیدی خلیج فارس متفاوت باشد.»

کاراسیک نتیجه گرفت که نظم امنیتی خلیج فارس در دوران پس از جنگ، بر اساس «نیازهای اختصاصی هر کشور» شکل خواهد گرفت، زیرا ایران پس از این تحولات نمی‌تواند انزوای خود را نادیده بگیرد. او با این ارزیابی که امارات و عربستان سعودی «دیگر در موضوع امنیت هم‌نظر نیستند،» گفت: «به جای یک سازمان امنیتی یکپارچه، شاهد لایه‌های مختلف دفاعی خواهیم بود که بر اساس مطالبات سیاسی هر کشور شکل می‌گیرند.»

بازدارندگی و گفت‌وگو

کاراسیک معتقد است شکاف‌های موجود، تلاش‌ها برای ایجاد یک چارچوب امنیتی میان کشورهای خلیج فارس و ایران را پیچیده‌تر کرده است. پیش از جنگ، امارات و عربستان سعودی بر سر موضوعاتی مانند یمن، سودان و سازمان اوپک به‌طور علنی با یکدیگر اختلاف داشتند. امارات نیز در ماه مه از اوپک خارج شد.

جنید جاوید، تحلیلگر امنیت و مدیریت ریسک مستقر در اسلام‌آباد، با اشاره به تفاوت نگاه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نسبت به ایران گفت: «عربستان سعودی به‌طور کلی ایران را مهم‌ترین رقیب راهبردی خود می‌داند، درحالی‌که قطر به دلیل منافع مشترک در میدان گازی پارس جنوبی، روابطی چندلایه‌تر با تهران دارد.» او معتقد است این بلوک به سمت یک الگوی ترکیبی حرکت خواهد کرد که در آن هم بازدارندگی و هم گفت‌وگو به‌طور هم‌زمان به کار گرفته می‌شوند.

جاوید درباره تنگه هرمز نیز گفت که ایالات متحده احتمالاً همچنان مهم‌ترین بازیگر خارجی در تأمین امنیت این آبراه خواهد بود و این امنیت از طریق «یک چارچوب امنیتی چندلایه شامل نیروهای دریایی کشورهای خلیج فارس، ناوگان پنجم آمریکا، مأموریت‌های دریایی اروپا، سازوکارهای کشتیرانی تجاری و کانال‌های غیررسمی کاهش تنش با ایران» تأمین خواهد شد، زیرا هیچ بازیگری به‌تنهایی قادر به تأمین امنیت تنگه نیست.

به باور او، تهران نمی‌تواند به‌طور دائمی تنگه هرمز را مسدود کند، اما موقعیت جغرافیایی ایران باعث می‌شود این کشور همچنان یکی از عوامل تعیین‌کننده در هر سازوکار امنیت دریایی آینده باشد.

کاراسیک نیز از منظر حقوقی گفت که مسئولیت تنگه هرمز بر عهده کشورهایی است که مصرف‌کننده نهایی و استفاده‌کننده از این آبراه هستند و قوانین مهم حقوق دریایی طی چندین قرن گذشته بر تنگۀ هرمز حاکم بوده است. او در پایان گفت که در شرایط کنونی، هیچ راهکار واقع‌بینانه‌ای برای تأمین امنیت خلیج فارس وجود ندارد، مگر اینکه مسیر دریایی به دو خط مجزای «ورودی» و «خروجی» تقسیم شود. وی افزود که یادداشت تفاهم، به‌عنوان یک سند راهنما، «ممکن است در نتیجه کشمکش‌های پشت‌پرده با تغییراتی روبه‌رو شود.»

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی