دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
نظرات: ۰
۰
-
این نگاه که پشت خیمه معاویه‌ایم، ما را به کجا می‌برد؟

تحلیلگران با هشدار درباره دام راهبردی دشمن برای ایجاد اجماع جهانی علیه ایران، خواستار عبور از منازعات داخلی و روایت‌های افراطی شده و بر ضرورت دستیابی به یک راهبرد ملی واحد برای مدیریت بحران تأکید کردند.

روزنامه اعتماد نوشت: دشمن می‌خواهد ایران را در موقعیتی قرار دهد که همسایگان از آن فاصله بگیرند، همکاری‌های اقتصادی و مالی دشوارتر شود، شرکای راهبردی مانند چین با احتیاط بیشتری رفتار کنند، پرونده هسته‌ای وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر شود و زمینه برای شکل‌گیری اجماع جهانی علیه ایران فراهم ‌آید.

این همان دام راهبردی است که اگر در آن گرفتار شویم، سرمایه‌ای که با مقاومت مردم و خون شهدای گرانقدر به دست آمده، مستهلک خواهد شد و پیروزی ایران، به یک بازی دوسرباخت بدل می‌شود که تنها برنده آن، طراحان جنگ و آشوب خواهند بود.

همین منطق درباره تنگه هرمز نیز صادق است. هرمز، یک اهرم ژئوپلیتیکی و بخشی از سرمایه راهبردی ایران است. ارزش این اهرم، به توانایی استفاده هوشمندانه، به‌موقع و متناسب از آن وابسته است. تهدید مکرر به بستن تنگه، بیش از آنکه هزینه‌ای بر رقیب تحمیل کند، می‌تواند کشورهای منطقه و مصرف‌کنندگان بزرگ انرژی را به این جمع‌بندی برساند که امنیت تجارت جهانی در گرو مهار ایران است؛ همان روایتی که اسراییل سال‌ها برای ساختن آن تلاش کرده است.

 اگر هر سخن از مذاکره و مدیریت بحران، پیش از آنکه شنیده شود با اتهام خیانت خاموش شود، دامنه انتخاب حکمرانی به دست خودمان تنگ خواهد شد. همزمان، اگر امریکا و اسراییل نیز تنها به گزینه نظامی بیندیشند، دو طرف در چرخه‌ای از تشدید متقابل گرفتار می‌شوندکه برنده‌ای ندارد و تنها بر حجم خسارت‌ها می‌افزاید. در چنین شرایطی، بیش از هر چیز به وحدت در سطح تصمیم‌گیری نیاز داریم.

کشورها در لحظات سرنوشت‌ساز، با وحدت راهبردی از بحران عبور می‌کنند. امروز مسوولیت تاریخی عقلای کشور آن است که با نگاهی ملی، نه جناحی، پیرامون یک راهبرد مشترک به جمع‌بندی برسند، با وحدت فرماندهی آن را اجرا کنند و مسوولیت همه پیامدهای آن را نیز بپذیرند. بحران، زمان آزمون کارآمدی نظام تصمیم‌گیری است، نه میدان رقابت روایت‌ها و منازعات سیاسی.

البته ما چالش درونی دستیابی به یک روایت مشترک هم داریم. دو قرائت افراطی، هرچند از دو خاستگاه متفاوت، فضای تصمیم‌گیری را تحت فشار قرار داده‌اند؛ یکی، معتقد است که حتما نباید الان پیروز شویم و پیروزی در تاریخ مهم است. از این رو، تداوم جنگ را امری مطلوب می‌شمارد. دیگری، می‌گوید که ما پشت خیمه معاویه هستیم و در موقعیت کودتای الیگارشی مجبور به آتش‌بس و مذاکره شدیم. بنابراین بجنگیم تا خیمه معاویه را فتح کنیم.

حاصل هر دو رویکرد، تنگ‌شدن میدان سیاست‌ورزی عقلانی است. وقتی جنگ به یک امر قدسی و مذاکره به یک امر مذموم تبدیل شود، دیگر تصمیم‌گیران نه بر اساس موازنه هزینه و فایده، بلکه زیر فشار روایت‌های مطلق‌گرا تصمیم خواهند گرفت.

در چنین فضایی، لابد رسیدن به اجماع داخلی دشوار و عبور از بحران پُرهزینه‌تر می‌شود. انتقام، اگر در زمان درست و با محاسبه دقیق هزینه و فایده صورت گیرد، هم حق ملت ایران را ادا می‌کند و هم پیام روشنی به دشمنان می‌دهد که تجاوز به ایران بی‌هزینه نخواهد بود. هنر حکمرانی آن است که هم حق امروز را پاس بدارد و هم آینده فردا را حفظ کند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی