وحید خانهساز
در روزهایی که بحرانهای سیاسی و اقتصادی بسیاری از فعالیتهای فرهنگی و اقتصادی را تحت تأثیر قرار داده است، بازار هنر ایران همچنان نشانههایی از تداوم و پویایی را نشان میدهد. فروش آثار هنرمندان ایرانی در حراجهای معتبر بینالمللی، از جمله فروش دو اثر از زندهیاد صادق تبریزی، هنرمند پیشگام مکتب سقاخانه، در حراجهای «بوکوفسکی» استکهلم و «میلون» پاریس، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که بازار هنر در شرایط جنگ و نااطمینانی چگونه به حیات خود ادامه میدهد؟ آیا هنر در دوران بحران به حاشیه میرود یا میتواند همچنان نقش فرهنگی و اقتصادی خود را حفظ کند؟ مهرداد فلاح، نقاش و نماینده خانواده زندهیاد صادق تبریزی، در گفتگو با «اطلاعات» از جایگاه هنر ایران در بازار جهانی، ضرورت تداوم فعالیتهای هنری و نقش هنر در حفظ حافظه فرهنگی جامعه سخن گفته است.
بسیاری تصور میکنند جنگ، نخستین ضربه را به بازار هنر وارد میکند. آیا این تصور درست است؟
-واقعیت این است که در هر بحران، نخستین واکنش بازار هنر، احتیاط و کند شدن جریان معاملات است، اما این موضوع به معنای توقف کامل آن نیست. بازار هنر با بسیاری از بازارهای دیگر تفاوت دارد، زیرا بر پایه اعتماد، اعتبار تاریخی و ارزش فرهنگی بنا شده است.
آثار هنرمندانی که جایگاه تثبیتشدهای دارند، معمولاً حتی در شرایط بحرانی نیز ارزش و موقعیت خود را حفظ میکنند. مجموعهداران حرفهای صرفاً بر اساس شرایط سیاسی کوتاهمدت تصمیم نمیگیرند، بلکه کیفیت اثر، اصالت، سابقه هنرمند و جایگاه تاریخی آن را در نظر میگیرند.
در شرایطی که بازار هنر داخلی تحت تأثیر جنگ و اتفاقات پیرامون آن قرار گرفته است، دو اثر از زندهیاد صادق تبریزی در دو حراج اروپایی به فروش رسید. درباره این اتفاق توضیح دهید.
-این اتفاق نمونه روشنی از همین موضوع است. در حالی که منطقه با تنش و جنگ مواجه بود، آثار صادق تبریزی در دو حراج معتبر اروپایی در استکهلم و پاریس با موفقیت به فروش رسیدند. این اتفاق نشان میدهد که بازار جهانی همچنان برای هنر ایران ارزش و اعتبار قائل است.
البته این موضوع آنگونه که باید در رسانههای ایران بازتاب پیدا نکرد، در حالی که اهمیت آن فراتر از فروش دو اثر است. چنین رویدادهایی نشان میدهد هنر ایران همچنان در نقشه بازار جهانی حضور دارد.
فروش آثار صادق تبریزی در این مقطع زمانی چه پیامی برای بازار هنر ایران دارد؟
-به گمان من، این اتفاق فقط موفقیت یک هنرمند نیست. وقتی در فاصله چند روز، آثار یک هنرمند ایرانی در دو حراج معتبر اروپا معامله میشود، پیام مهمی برای جامعه هنری دارد؛ اینکه هنر ایران همچنان دارای اعتبار بینالمللی است.
این اعتماد، سرمایهای است که طی دههها شکل گرفته است و به سادگی از بین نمیرود. مجموعهداران حرفهای آثار هنری را فقط بر اساس شرایط سیاسی روز انتخاب نمیکنند، بلکه به کیفیت، اصالت و جایگاه تاریخی اثر توجه دارند.
برخی معتقدند هنر در زمان جنگ به کالایی لوکس تبدیل میشود و بازار آن کوچکتر خواهد شد. تجربه تاریخی چه میگوید؟
-تجربههای تاریخی تصویر پیچیدهتری ارائه میکنند. مطالعات اقتصادی درباره بازار هنر اروپا در دوران جنگ جهانی دوم نشان میدهد که در برخی کشورها مانند فرانسه و هلند، آثار هنری در دوره اشغال حتی رشد قیمتی قابل توجهی را تجربه کردند، زیرا بخشی از سرمایهها به سمت داراییهای فرهنگی و ملموس حرکت کرد.
البته این به معنای رونق دائمی و بدون چالش نیست. بازار هنر نیز مانند هر بازار دیگری پس از پایان بحران ممکن است وارد دوره اصلاح و تعدیل شود، بنابراین نباید با نگاه هیجانی به آن نگریست، اما تجربه تاریخی نشان میدهد که هنر میتواند در دورههای نااطمینانی، بخشی از سرمایه را حفظ کند و جایگاه خود را از دست ندهد.
در ماههای اخیر برخی رویدادهای هنری دوباره در حال آغاز شدن هستند. اهمیت این بازگشت چیست؟
-از نگاه من، از سر گرفته شدن نمایشگاهها، حراجها و رویدادهای هنری فقط یک اتفاق فرهنگی نیست؛ بلکه نشانه بازگشت جریان طبیعی اقتصاد هنر است.
هنرمند برای ادامه فعالیت نیازمند دیده شدن، عرضه اثر و ارتباط با مخاطب است. اگر این چرخه متوقف شود، فقط اقتصاد هنر آسیب نمیبیند، بلکه انگیزه تولید و خلاقیت نیز کاهش پیدا میکند.
برگزاری دوباره حراج تهران در چنین شرایطی نیز از همین منظر اهمیت دارد، زیرا نشان میدهد بازار هنر تلاش میکند ریتم طبیعی خود را بازیابد و ارتباط میان هنرمند، مخاطب و مجموعهدار حفظ شود.
برخی معتقدند در شرایط بحران باید فعالیتهای هنری را به تعویق انداخت. آیا با این دیدگاه موافق هستید؟
-من چنین اعتقادی ندارم. البته در روزهای نخست هر بحران، توقف موقت برخی فعالیتها طبیعی است، اما اگر زندگی فرهنگی یک جامعه برای مدت طولانی متوقف شود، آسیب آن بسیار فراتر از اقتصاد خواهد بود.
هنر بخشی از حیات اجتماعی است. جامعهای که تولیدات فرهنگی خود را متوقف کند، بخشی از حافظه، هویت و پویایی خود را از دست میدهد. بازگشت تدریجی فعالیتهای هنری، در واقع نشانه بازگشت اعتماد اجتماعی نیز هست.
در هفتههای اخیر حضور هنرمندان ایرانی در عرصههای بینالمللی ادامه داشته است. این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟
-نکته مهم این است که جریان هنر جهان متوقف نشد و هنرمندان ایرانی نیز همچنان بخشی از این جریان باقی ماندند. در همین دوره، آثار هنرمندان ایرانی در آرتفرها، نمایشگاهها و حراجهای مختلف اروپا و آمریکا عرضه شد.
حتی اگر برخی گالریهای ایرانی به دلیل محدودیتهای پروازی نتوانستند حضور کامل داشته باشند، خود آثار و هنرمندان ایرانی همچنان در صحنه بینالمللی دیده شدند. این استمرار حضور برای اعتبار هنر ایران بسیار ارزشمند است.
درباره نقش هنر در عبور از بحرانها نیز بحثهای زیادی مطرح شده است. شما این نقش را چگونه میبینید؟
-پژوهشهای جدید و نشستهای تخصصی نیز بر این موضوع تأکید دارند که هنر در دوران بحران فقط یک کالای فرهنگی نیست. هنر به حفظ حافظه جمعی، کاهش فرسایش روانی جامعه، ایجاد همدلی و بازسازی امید کمک میکند.
تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که در دورههای جنگ، بلایای طبیعی یا بحرانهای اجتماعی، هنر میتواند بخشی از امنیت روانی جامعه را بازسازی کند، بنابراین حمایت از هنر در چنین شرایطی، فقط حمایت از یک بازار اقتصادی نیست؛ بلکه حمایت از سرمایه اجتماعی و فرهنگی یک کشور است.
آینده بازار هنر ایران را در ماههای پیش رو چگونه ارزیابی میکنید؟
-من نگاه امیدوارانهای دارم، البته نه به معنای نادیده گرفتن مشکلات. بازار هنر نیز مانند هر بخش دیگری از اقتصاد، از شرایط عمومی کشور تأثیر میپذیرد، اما تفاوت آن این است که بر پایه سرمایه فرهنگی بنا شده است.
اگر این سرمایه حفظ شود، بازار هنر نیز توان بازسازی خود را خواهد داشت. امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است گالریها، مجموعهداران، نهادهای فرهنگی و هنرمندان کنار هم قرار بگیرند تا چرخه اقتصاد هنر متوقف نشود.
مهمترین نیاز جامعه هنری امروز، ادامه یافتن جریان عرضه، خرید، نمایش و گفتگو درباره هنر است؛ زیرا بازار هنر زمانی زنده میماند که در آن حرکت، اعتماد و امید جریان داشته باشد. جنگ ممکن است سرعت این حرکت را کاهش دهد، اما نباید آن را متوقف کند.
شما چه نظری دارید؟