به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از رسانه چینی ساوث چاینا مورنینگ پست، این چرخه جدید، هم مقاومت تهران و هم اشتیاق واشنگتن برای یک درگیری طولانی را آزمایش میکند و برخی تحلیلگران را بر آن داشته است تا شباهتهای ناخوشایندی را با هزینههای سیاسی که روسای جمهور گذشته آمریکا در جنگهای طولانی مانند ویتنام و افغانستان با آن مواجه بودند، ترسیم کنند.
قیمت نفت روز چهارشنبه افزایش یافت، زیرا تشدید مجدد تنش، کشتیرانی در تنگه هرمز را مختل کرد، یک گلوگاه راهبردی که تقریباً یک پنجم جریان نفت و گاز جهانی را قبل از شروع درگیری در اواخر فوریه، مدیریت میکرد. ارتش آمریکا روز چهارشنبه اعلام کرد «موج ۹۰ دقیقهای» از حملات دقیق را آغاز کرده که «توانایی ایران را برای حمله به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز بیشتر کاهش دهد.»
مقامهای ایرانی گزارش دادند که در آخرین حملات شبانه آمریکا بیش از ۲۶۰ نفر زخمی شدهاند که این امر توافق ماه گذشته را تضعیف میکند. تهران که اصرار دارد تنگه هرمز را کنترل میکند، حملات تلافیجویانه پهپادی و موشکی را به اهداف مرتبط با آمریکا در اردن، بحرین و کویت انجام داده و متعهد شده است این آبراه «تا زمانی که ایالات متحده به تجاوز خود پایان دهد» بسته خواهد ماند.
برای ایالات متحده، این درگیری پرهزینه و بینتیجه بوده و یک معضل پیچیده اما آشنا را ایجاد کرده است. ترامپ تهدید کرده است که اگر ایران به میز مذاکره بازنگردد، حملات را گسترش میدهد تا نیروگاهها و پلها را نیز شامل شود. او همچنین با جنگ ویتنام مقایسهای انجام داده و در ماه آوریل به CNBC گفته است که اگر در آن زمان رئیس جمهوری بود، «خیلی سریع در ویتنام پیروز میشد» و مدت زمان ۱۹ ساله آن را با درگیری ایران مقایسه میکند.
جودی ون، محقق مرکز امنیت و استراتژی بینالمللی دانشگاه تسینگهوا، این اظهارات را پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر، هم «سیگنالی سخت به ایران و هم اطمینان خاطری برای مخاطبان داخلی» تفسیر کرد. او با اشاره به اینکه حملات تحت رهبری آمریکا تاکنون نتوانسته حکومت ایران را سرنگون یا مسئله هستهای را حل کند، گفت: «ایالات متحده نمیخواهد در باتلاق فرورود، اما با وجود برتری قاطع خود، برای تبدیل قدرت به یک پیروزی قاطع تلاش کرده است.»
ژو یونگبیائو، مدیر مرکز مطالعات افغانستان در دانشگاه لانژو، همچنین هشدار داد که واشنگتن نشانههایی از «غرق شدن در یک باتلاق» را نشان میدهد، هر چند باتلاقی متفاوت از ویتنام یا افغانستان. او گفت: «ممکن است این وضعیت چندان دوام نیاورد، زیرا از ترامپ گرفته تا ارتش، سطح مشخصی از هوشیاری در داخل ایالات متحده و عدم تمایل به فرورفتن دوباره در باتلاق وجود دارد. این آگاهی به جلوگیری از تکرار اشتباههای گذشته کمک میکند.»
با این حال، او با اشاره به بیمیلی واشنگتن به امتیاز دادن در حالی که به دنبال دستاوردهایی در تنگه هرمز است و امیدوار است سایر قدرتهای دریایی بار این بار را به دوش بکشند، خاطرنشان کرد که خروج از منطقه همچنان دشوار است. ون گفت: «تشبیه به باتلاق ویتنام نگرانکننده نیست. اگر ایران مطابق انتظارات ایالات متحده عمل نکند، آمریکا در مرحله بعد چه خواهد کرد؟ این واقعاً یک دردسر بزرگ است.»
هر دو تحلیلگر خاطرنشان کردند که گرچه درگیری فعلی با ویتنام متفاوت است - به ویژه عدم استقرار گسترده نیروهای زمینی ایالات متحده - اما شباهتهای کلیدی همچنان پابرجاست: دشمنی با انگیزه ایدئولوژیک قوی، تحمل بالا برای هزینهها و توانایی اعمال فشار نامتقارن. ژو استدلال کرد که ظرفیت ایران برای جذب فشار پایدار، ترکیبی از عوامل ساختاری، ایدئولوژیک و نهادی است که طی دههها رویارویی با ایالات متحده ایجاد شده است.
وی گفت: «ایران حداقل یک قدرت متوسط، مسلماً یک قدرت منطقهای بزرگ است و چنین کشورهایی دارای تابآوری طبیعی و ذاتی هستند که ریشه در تاریخ، مذهب، هویت ملی و همچنین عمق اقتصادی و جغرافیایی دارد. این عوامل به ایران استقامت قابل توجهی میدهد.»
ژو با تاکید بر نقش فرهنگ سیاسی شیعه در جمهوری اسلامی، با روایتهای آن از فداکاری و شهادت، و تأثیر تحریمهای بلندمدت به رهبری ایالات متحده در شکلگیری آنچه او یک خلق و خوی ملی پایدار توصیف کرد، افزود: «دستاوردهای فزاینده در مراحل متوالی رویارویی با واشنگتن، به ویژه پیروزیهای فرضی از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه، عزم و اعتماد به نفس تهران را برای مقاومت تقویت کرده است.»
ون به نهادهای سیاسی ایران به عنوان یکی دیگر از منابع کلیدی مقاومت اشاره کرد و گفت: «حتی پس از ترور هدفمند رهبران ارشدی مانند آیتالله علی خامنهای، سیاست داخلی پایدار و سیاست خارجی منسجم ماند.» او افزود که سیستمهای قانونگذاری، اجرایی و قضایی ایران متنوع و قوی بودهاند و انتقال رهبری منجر به فروپاشی نشده است.
به گفته ون، ایران همچنین از طریق شبکهای از متحدان و نیروهای نیابتی منطقهای، که اغلب «محور مقاومت» شناخته میشوند، مانند حزبالله لبنان، نفوذ قوی خود را در لبنان، عراق، یمن و فراتر از آن حفظ کرده است. او با اشاره به تواناییهای این شبکه از نیروهای نیابتی و اتحادها در پیچیده کردن تلاشهای ایالات متحده و شرکایش برای تضعیف نفوذ منطقهای ایران، گفت: «گرچه این شبکه تضعیف شده، اما همچنان پراکنده و کمهزینه و یک دارایی راهبردی مهم برای ایران است.»
ون و ژو همچنین به تنگه هرمز به عنوان محور راهبردی ایران اشاره کردند. ون با اشاره به اینکه ایران نیازی به بستن کامل تنگه برای ایجاد فشار استراتژیک ندارد، گفت: «این فقط یک کریدور انرژی نیست، بلکه نوعی بازدارندگی انکار است.» صرف خطر اختلال میتواند بازارها را متشنج کند و هزینههای دشمنانش را افزایش دهد.
ژو این آبراه را یک ابزار چانهزنی توصیف کرد و اظهار داشت که به یک نقطه کانونی تبدیل شده است که منافع استراتژیک کوتاهمدت هر دو طرف را تأمین میکند و در عین حال به تهران... اهرم فشار اضافی در مذاکرات. او همچنین نسبت به دست بالا گرفتن حمایت خارجی، از جمله نقش چین، با وجود تلاش پکن برای قرار دادن خود به عنوان میانجی در عین حفظ روابط اقتصادی با ایران، هشدار داد.
ژو گفت: «عوامل تعیینکننده، اراده خود ایران برای مقاومت و تواناییهای آن است و حمایت خارجی نقش کمکی زیادی، شاید به کوچکی یکدهم در مقاومت کلی ایران ایفا کرده است.» ون هم همین دیدگاه را تکرار کرد و چین را یک شریک اقتصادی مهم و مدافع دیپلماتیک گفتگو توصیف کرد که «ضامن امنیتی نیست».