سیدعطاءالله مهاجرانی

قرآن به‌مثابه یک تابلو و یک داستان
سید قطب از نقش سرنوشت‌ساز مادرش در گرایش او در ایام کودکی به قرآن مجید یاد کرده است. کتاب «صورتگری هنری قرآن» را نیز که در نوع خود بی‌سابقه و مبتکرانه است، به مادرش تقدیم کرده است. در بخش «سحر القرآن» از جادوی قرآن نوشته است. جادویی که عربها را از همان آغاز در سرپنجه جاذبه گریزناپذیر خود قرار داد. هم گرایش خلیفه دوم به قرآن و مسلمانی‌اش و هم گریز ولید بن مغیره پس از شنیدن آیات قرآن، نشانه‌های جادوی آیات قرآن مجید بوده است.
می‌توان گفت جادوی آیات قران مجید و جذابیت آن در کنار مادر از همان سالهای نخست کودکی سیدعلی خامنه‌ای را تحت تأثیر قرار داد. برای همیشه عمر قرآن کتابی شد که سبک زندگی و سخن و امید و آرمان خود را با معیار و میزان قرآن می‌کوشید متناسب کند. در دریافتی این‌گونه از قرآن مجید به تعبیر سید قطب، قرآن به عنوان یک کل و نه اجزای گسسته از هم در ذهن پدیدار می‌شود:
«احساس کردم شاهد میلاد دوباره‌ قرآن در جان خویشم. آن را چنان دریافتم که پیشتر هرگز به این صورت نیافته بودم. قبلاً قرآن در جانم زیبا بود؛ آری، اما زیبایی‌اش بخش‌بخش و گسسته می‌نمود؛ ولی اکنون زیبایی آن در نظرم یگانه و یک آهنگ است و بر اساس بنیاد ویژه‌ای استوار است: قاعده‌ای که هماهنگی شگرفی دارد؛ چنان‌که پیش از آن به خواب هم نمی‌دیدم.» (۱)
تعبیر شگفت‌انگیز «الیوم هو عندی جملة موحده» (امروزه قرآن برایم یکپارچه و یگانه است)، اقتباس از تفسیر امام فخر رازی است. فخر رازی در تفسیر سوره قریش، تعبیر بسیار مهم و درخشنده‌ای درباره هماهنگی و هارمونی و انسجام قرآن مجید دارد؛ تعبیری که می‌توان آن را ازجمله الهام ربانی به شمار آورد: «تمام سوره‌های قرآن به‌مثابه یک سوره و تمامی آیات در حکم یک آیه است!» (۲)
فخر رازی این سخن را در بیان نسبت سوره قریش و سوره پیش از آن سوره فیل مطرح کرده است. برخی مفسران هر دو سوره را  یکی تلقی کرده‌اند و حتی گفته می‌شود خلیفه دوم در نماز جماعت هر دو سوره را با هم خوانده است. امام فخر در اینجا نظریه راهگشای خود را مطرح می‌کند که: «أنّ القرآن کله کالسّورة الواحدة و کالآیة الواحدة یصدق بعضها بعضاً و یُبیّن بعضها معنی بعض»: تمامی قرآن همانند یک سوره و یک آیه است که بخشی از آن بخش دیگر را تصدیق می‌کند و روشنگر بخش دیگر است.
می‌توان از نظریه فخر رازی و سید قطب استنباط کرد تمامی داستان‌های قرآن مجید یک داستان است! تمامی داستان‌ها، چه داستان پیامبران و یا اقوام هر یک نشانه‌ها و راهی به سوی همان داستان اصلی است. سید قطب می‌گوید جان او زیبایی همان داستان اصلی و تابلو قرآن مجید را دریافت و دید قرآن یکپارچه و یگانه است. جلال‌الدین بلخی گوید:
این عَرَضـها  از چه زایـد؟ از    صوَر                                  وین صوَر هـم از چه زایـد؟ از فِکَر
این جهان یک فکرت است از عقل کل                     عقل چون شاه است و صورت‌ها رُسُل
(مثنوی، دفتر دوم، بیت ۹۸۰-۹۸۱)
جلال‌الدین بلخی خود ساختار و سبک مثنوی را از قرآن مجید گرفته است. همین نظریه را در دفتر اول مثنوی معنوی در داستان اعرابی و زنش و سبوی آب به‌صراحت مطرح کرده است:
کلِّ عالم  را  سبـو دان  ای  پسـر                           کو بود از علم و خوبـی تا به سـر
حاش لله این حکایت نیست، هین                        نقد حال ما و توست این، خوش ببین
هم عـرب ما هم سبوما، هم مَلِک                    جملـه  ما  یُؤفَـکُ  عنـه  ما  اُفِک
(مثنوی، دفتر اول، بیت ۲۸۷۰، ۲۹۱۰ و ۲۹۱۲)
تمام سخن بر سر همین «خوش‌دیدن» است که همان دید و دانایی الهی و چراغ راه انسان است. دانایی و روشنایی که انسان را از درون مستغنی می‌کند. به تعبیر امام‌حسین(ع) در دعای عرفه: «اللهم اجعل غنای فی نفسی: خداوندا، دارایی و بی‌نیازی مرا  در جانم قرار ده.»
چنین دارایی معنوی و بی‌نیازی ما افق روشنی است که جهت اندیشه و زندگی و ذهن و زبان را معین می‌کند. قرآن مجید هم یک داستان است و هم یک تابلو و هم یک سمفونی! و همه اینها در هم یگانه‌اند. این همان دریافتی است که به نظرم به نگاه امام فخر رازی، سید قطب و آیت‌الله خامنه‌ای معنا و جهت داده است. البته سخن ما بر سر جادوی داستان است! 
ادامه دارد
پی نوشت:
۱ـ سید قطب، التصویر الفنّی فی‌ القرآن، قاهرة، مکتبة دار الشروق ، ۲۰۰۴ ص۱۰ ـ ۱۱

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی