مینا حیدری
در سالهای اخیر، تنهایی سالمندان و محرومیت کودکان بیسرپرست و بدسرپرست از تجربه روابط عاطفی خانوادگی، به یکی از دغدغههای جدی حوزه رفاه اجتماعی تبدیل شده است. این دو گروه، با وجود تفاوتهای سنی و شرایط زندگی، یک نیاز مشترک دارند: نیاز به محبت، تعلق خاطر و احساس دیده شدن. از همین منظر، طرح «دستهای مهربان» که به تازگی از سوی سازمان بهزیستی رونمایی شده، ایدهای قابل تأمل به نظر میرسد؛ طرحی که میخواهد به جای تمرکز صرف بر حمایتهای مادی، زمینه شکلگیری ارتباطی انسانی میان دو نسل را فراهم کند.
قرار است در این طرح، سالمندان در کنار کودکان ۷ تا ۱۲ ساله مراکز بهزیستی قرار بگیرند تا رابطهای عاطفی میان آنها شکل بگیرد. اگر این ارتباط با برنامهریزی و نظارت کافی همراه شود، میتواند برای هر دو گروه ثمربخش باشد. کودکی که از حضور خانواده یا مهر پدربزرگ و مادربزرگ بیبهره مانده، فرصت تجربه یک رابطه عاطفی را پیدا میکند و سالمندی که سالها با تنهایی دستوپنجه نرم کرده، دوباره احساس میکند هنوز میتواند نقش مؤثری در زندگی کسی داشته باشد.
تغییرات اجتماعی سالهای اخیر، ساختار خانواده را نیز دگرگون کرده است. کوچکتر شدن خانوادهها، مهاجرت فرزندان، مشغلههای کاری و تغییر سبک زندگی باعث شده بسیاری از سالمندان، بهویژه زنان سالمند، بخش مهمی از سالهای پایانی عمر خود را در تنهایی سپری کنند. در مقابل، کودکان ساکن مراکز بهزیستی، با وجود برخورداری از خدمات حمایتی، همچنان از کمبود روابط عاطفی رنج میبرند. شاید به همین دلیل، پیوند دادن این دو گروه بتواند پاسخی به بخشی از این خلاء باشد.
البته موفقیت این طرح، بیش از آنکه به خود ایده وابسته باشد، به شیوه اجرای آن بستگی دارد. تجربه برنامههای مشابه نشان داده است که چنین ارتباطاتی بدون برنامهریزی دقیق، دوام چندانی نخواهند داشت. انتخاب سالمندان و کودکان باید با نظر کارشناسان و بر اساس ارزیابیهای روانشناختی انجام شود و روند این ارتباط نیز به صورت مستمر زیر نظر مددکاران و روانشناسان باشد. رابطه عاطفی، موضوعی نیست که بتوان آن را به چند دیدار مناسبتی یا یک برنامه کوتاهمدت محدود کرد.
در عین حال، اگر این تجربه موفق باشد، میتوان دامنه آن را فراتر از مراکز نگهداری گسترش داد و از ظرفیت سالمندان فعال، داوطلبان و سازمانهای مردمنهاد نیز استفاده کرد. تجربه کشورهای دیگر نشان میدهد برنامههای بیننسلی، علاوه بر کاهش احساس تنهایی سالمندان، به رشد مهارتهای اجتماعی کودکان و انتقال تجربههای ارزشمند زندگی نیز کمک کردهاند.
دستهای مهربان این نکته را یادآوری میکند که همه مسائل اجتماعی را نمیتوان فقط با حمایتهای مالی حل کرد. گاهی آنچه بیش از هر چیز به آن نیاز داریم، احیای روابط انسانی و ایجاد فرصت برای همدلی میان نسلهاست. احساس امنیت، تعلق و محبت، نیازهایی هستند که هیچ خدمت مادی جای آنها را پر نمیکند.
در کنار اجرای این طرح، لازم است شاخصهای معینی برای ارزیابی نتایج آن نیز تعریف شود؛ از میزان رضایت سالمندان و کودکان گرفته تا تأثیر این ارتباط بر وضعیت روانی و اجتماعی آنها. انتشار گزارشهای منظم از روند اجرا و نتایج طرح نیز میتواند به افزایش اعتماد عمومی و جلب مشارکت خیرین و سازمانهای مردمنهاد کمک کند.
دستهای مهربان اگر با برنامهریزی، نظارت مستمر و نگاه کارشناسی پیش برود، این ظرفیت را دارد که به یکی از تجربههای موفق حوزه رفاه اجتماعی تبدیل شود. ارزش این طرح فقط به تعداد افرادی که زیر پوشش آن قرار میگیرند نیست؛ اهمیت اصلی آن در این است که یادآوری میکند هیچ انسانی، چه کودک و چه سالمند، نباید احساس کند در جامعه تنها و فراموششده است.
شما چه نظری دارید؟