مسعود دشتی درخشان

برای دهه‌ها، پرسش محوری در بازارهای جهانی انرژی این بود که آیا نفت کافی برای پاسخگویی به تقاضای رو به رشد جهانی وجود دارد؟ اما امروز این پرسش جای خود را به سؤال عمیق‌تری داده است: آیا نفت موجود می‌تواند در زمان مناسب، از مسیرهای امن، با هزینه‌های بیمه معقول، ظرفیت حمل‌ونقل کافی و بدون وقفه جدی به مصرف‌کنندگان برسد؟ این جابه‌جایی ظاهراً ساده، یکی از مهم‌ترین تحولات ساختاری بازار انرژی معاصر را نشان می‌دهد. ارزش یک محموله انرژی، دیگر فقط به کیفیت یا قیمت یا حجم آن بستگی ندارد. مسیرهای حمل‌ونقل، امنیت دریایی، نرخ بیمه، دسترسی به ناوگان، زیرساخت‌های ذخیره‌سازی، انعطاف‌پذیری قراردادها و توانایی تغییر مسیر عرضه، اکنون اجزای جدایی‌ناپذیر ارزش اقتصادی آن شده‌اند. بازار جهانی، دیگر صرفاً هیدروکربن‌ها را قیمت‌گذاری نمی‌کند، زیرا بیش از پیش برای قابلیت اطمینان عرضه، ارزش قائل است.
تنگه هرمز؛ نمونه بارز
تحولات اخیر پیرامون تنگه هرمز، این دگرگونی را به بهترین شکل نشان می‌دهد. هرچند تردد دریایی هرگز کاملاً متوقف نشد، اما ترکیب شناورهای عبوری به شکل محسوسی تغییر کرد. پیش از جنگ، میانگین روزانه حدود ۱۳۰شناور از تنگه عبور می‌کرد، اما پس از تنش شدید، این رقم در بسیاری از روزها به کمتر از ۳۰تا ۴۰شناور کاهش یافت. مهم‌تر اینکه بیشترین افت مربوط به نفتکش‌های غول‌پیکرVLCC و کشتی‌های حملLNG است؛ شناورهایی که ستون فقرات تجارت جهانی انرژی را تشکیل می‌دهند. در برخی روزها حتی هیچ تردد قابل مشاهده‌ای از این نوع کشتی‌ها ثبت نشده است. تحلیلگران حرفه‌ای بازار، دیگر تعداد کل کشتی‌ها را معیار اصلی ارزیابی نمی‌دانند. تمرکز اصلی آنها بر حرکت  VLCCها و  LNG کش‌ها، مقصد، پوشش بیمه‌ای و احتمال واقعی تحویل موفق محموله‌هاست. حتی وقتی جریان تجارت ادامه دارد، بازار برای صادرات از خلیج فارس، حق بیمه ریسک ژئوپلیتیکی قابل‌توجهی اعمال می‌کند. در اوج درگیری علیه ایران، حق بیمه جنگ برای یک سفرVLCC به چند میلیون دلار رسید. هرچند با کاهش تنش‌ها این هزینه‌ها تعدیل شده، اما همچنان چندین برابر میانگین‌های تاریخی است. بنابراین افزایش تعداد شناورها لزوماً بازگشت به شرایط عادی را نشان نمی‌دهد.
 تأثیر بر قیمت‌گذاری
این تغییر رفتار، در قیمت‌گذاری نفت خام نیز مشهود است. تقویت ساختار بازار نفت دبی، همراه با افزایش تقاضا برای نفت‌های خارج از خلیج فارس، حاکی از آن است که پالایشگاه‌های آسیایی برای امنیت تحویل بیشتر هزینه می‌پردازند. در نتیجه، نفت‌های غرب آفریقا، آمریکای لاتین و برخی گریدهای روسیه به دلیل قابلیت اطمینان بالاتر در تحویل، جذابیت نسبی بیشتری پیدا کرده‌اند.تولیدکنندگان منطقه برای حفظ اعتبار، بخشی از تعهدات صادراتی را با استفاده از ذخایر خارج از تنگه هرمز، به‌ویژه در فجیره تأمین کرده‌اند. نتیجه روشن است: یک بشکه نفت با اطمینان تحویل بیشتر، نسبت به بشکه مشابه با ریسک ژئوپلیتیکی بالاتر، ارزش افزوده دارد؛ قابلیت اطمینان، حالا خود به یک دارایی قابل معامله تبدیل شده است .همین الگو در بازار فرآورده‌های نفتی هم دیده می‌شود. اختلاف قیمت محموله‌های نفتای هندی نسبت به مبدأ خلیج فارس به طور محسوسی افزایش یافته است. نفتای هندی با پرمیوم قابل توجه معامله می‌شود، در حالی که نفتای خلیج فارس با تخفیف‌هایی تا ۵۰دلار به ازای هر تن فروخته شده است. منشأ این تفاوت نه کیفیت، بلکه ریسک و لجستیک است. عملیات انتقال کشتی به کشتی اهمیت بیشتری یافته و اجازه می‌دهد نفتای خاورمیانه ابتدا به بنادر امن هند منتقل و سپس در بازار آسیا عرضه شود.
 تغییر در شرایط قراردادها
شرایط قراردادی نیز در حال تحول است. پیش‌تر تولیدکنندگان عمدتاً بر مبنای «تحویل روی عرشه کشتی» نفت عرضه می‌کردند و مسئولیت حمل با خریدار بود، اما حالا برخی عرضه‌کنندگان به سمت«تحویل در مقصد توسط فروشنده» حرکت کرده و مسئولیت تحویل را خود برعهده گرفته‌اند. واکنش بازار قابل توجه است: برخی محموله‌های نفتا با«تحویل روی عرشه کشتی»حتی با تخفیف بیش از ۱۰۰دلار خریدار نداشتند، اما همان محموله‌ها با«تحویل در مقصد توسط فروشنده»و پرمیوم ۲۰تا ۳۰دلار به ازای هر تن معامله شدند. دلیل، این است که اطمینان از تحویل به کالایی مستقل تبدیل شده است.
 محدودیت در بازار فرآورده‌ها
این تحولات به نفت خام محدود نمی‌ماند و بخش عمده فشارهای بازار امروز در فرآورده‌های نفتی شکل گرفته است. روسیه درپی حملات اوکراین به پالایشگاه‌هایش، صادرات نفت خام را در ژوئن ۲۰۲۶به حدود ۵.۸میلیون بشکه در روز افزایش داد، اما صادرات فرآورده‌ها به ۱.۹۱میلیون بشکه کاهش یافت. این آمار نشان می‌دهد بازار با کمبود نفت خام مواجه نیست، بلکه در تبدیل آن به فرآورده‌های مورد نیاز محدودیت دارد. در اروپا نیز کاهش ذخایر بنزین تأیید می‌کند که گلوگاه‌ها بیشتر به تأمین مواد اولیه برای تولید بنزین استاندارد مربوط است تا کمبود نفت خام یا ظرفیت پالایش. در آسیا اما پالایشگاه‌های چین با بهینه‌سازی ترکیب تولید برای افزایش بنزین، احتمالاً تولید نفتای داخلی را کاهش داده و واردات آن را افزایش خواهند داد. بازارLNG نیز همین داستان را تکرار می‌کند. افزایش هزینه‌های بیمه، تمایل کمتر مالکان کشتی به مناطق پرریسک و کاهش شدید شناورهای مرتبط با ژاپن در خلیج فارس، الگوی تجارت را تغییر داده است. در مقابل، محموله‌های انعطاف‌پذیرLNG از آمریکا و حوزه آتلانتیک به دلیل توانایی تغییر مقصد بین اروپا و آسیا، ارزش راهبردی بیشتری کسب کرده‌اند.
 پیام ساختاری برای سیاست‌گذاری
مجموع این تحولات حاکی از بازقیمت‌گذاری بنیادین بازارهای انرژی است. مزیت رقابتی، دیگر عمدتاً بر مالکیت منابع استوار نیست، بلکه بر توانایی عرضه مطمئن انرژی تکیه دارد.برای کشورهایی مانند ایران با ذخایر عظیم، این تغییر، هم چالش است و هم فرصت. منابع گسترده همچنان مزیت راهبردی است، اما فراوانی به تنهایی برای رقابت‌پذیری بلندمدت کافی نیست. سیاست‌گذاری انرژی باید فراتر از ظرفیت تولید، حجم صادرات و درآمد حرکت کند.پیشنهاد عملی، طراحی «شاخص ملی قابلیت اطمینان صادرات انرژی» است که نه فقط تولید، بلکه تنوع مسیرها، ظرفیت ذخیره‌سازی، تاب‌آوری حمل‌ونقل و بیمه، انعطاف‌پذیری قراردادها، استحکام لجستیک و مدیریت ریسک را پایش کند. سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های امن صادراتی، کریدورهای متنوع، خدمات دریایی، ابزارهای تجاری نوین و دیپلماسی انرژی فعال، می‌تواند جایگاه ایران را قوی‌تر از تمرکز صرف بر توسعه بالادستی کند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی