داود مختاریانی
طی چند روز گذشته اتفاقات جالبی در دنیای فوتبال افتاد. از یک طرف شاهد گریه «لیونل اسکالونی» سرمربی تیم ملی فوتبال آرژانتین در کنفرانس خبری بعد از فینال جام جهانی بودیم که به خاطر شکست از اسپانیا از مردم آرژانتین عذرخواهی کرد و اعلام کرد که میخواهد استعفا بدهد. از طرف دیگر مصاحبه تلویزیونی امیرخان قلعه نویی سرمربی تیم ملی فوتبال خودمان را دیدیم که ایشان ادعا کرد دستاورد تیم ملی در جام جهانی را بعدها در تاریخ خواهند نوشت و منتقدان من اول رزومه فوتبالی رو کنند، بعد در مورد عملکرد من حرف بزنند.
طبق اخبار منتشر شده، اسکالونی که دوبار آرژانتین را به فینال جام جهانی رسانده و یکبار هم این تیم را قهرمان جهان کرده یکی از ارزانترین مربیان جام جهانی بود و در تمام مصاحبههایش حتی یکبار هم در مورد حقوق کم و پاداش صحبت نکرد ولی امیر خان که تیمش در مرحله گروهی حذف شد، حساسیت خاصی نسبت به پرداخت حقوق و پاداش داشت و حتی گلایه کرد که نصف پاداش ۱۴۰ میلیاردیاش پرداخت شده است و هنوز بقیهاش مانده.
این اتفاقات یک خاطره جالب در دوران تحصیل را برایم زنده کرد. در دوره دبستان یک همکلاسی داشتیم که دیکته همیشه ۲۰ میشد و یک همکلاسی دیگر هم داشتیم که تعداد غلطهای املایش آنقدر زیاد بود که نمرهاش از صفر هم پائینتر میرفت و معمولاً منفی ۸ میشد.
یکبار امتحان دیکته دادیم و همکلاسی زیر صفرمان نمرهاش شد ۸ و همکلاسی دیگری که همیشه ۲۰ میشد نمرهاش شد ۱۷!
معلم وقتی نمره ها را خواند به دانشآموزی که همیشه منفی ۸ میشد و ایندفعه شده بود ۹، گفت:«آفرین. پیشرفت خوبی داشتی و ۱۶ نمره بالاتر از قبل گرفتی. به مدیر گفتم برایت جایزه بخرد».
بعد رو کرد به دانش آموزی که همیشه ۲۰ میگرفت و اینبار ۱۷ شده بود گفت: «متاسفانه افت کردی و باید بیشتر تلاش کنی!»
حالا شده حکایت اسکالونی و امیر خان قلعه نویی.
شما چه نظری دارید؟