سرویس سیاسی: با ورود درگیریهای ایران و آمریکا به دومین هفته، الگوی رویارویی دو طرف نیز دستخوش تغییر شده است؛ حملات آمریکا به زیرساختهای انرژی، بنادر، شبکههای ارتباطی و مسیرهای راهبردی نشان میدهد این تقابل از نبرد صرفاً نظامی عبور کرده و وارد مرحلهای شده است که میتواند معادلات امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی منطقه را دگرگون کند.
در مقابل، ایران نیز تلاش میکند معادله بازدارندگی را از مرزهای خود فراتر ببرد و با حملات به پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای منطقه و نیز فشار بر مسیرهای کشتیرانی در خلیجفارس، این پیام را منتقل کند که هرگونه هدف قرار دادن زیرساختهای ایران، با افزایش هزینه برای آمریکا و متحدان منطقهای آن همراه خواهد بود.
«اطلاعات» تحولات اخیر را در گفتگو با دکتر «مسعود سپهر» استاد باز نشسته دانشگاه و صاحبنظر در حوزه علوم سیاسی و دکتر «احمد نقیبزاده» استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران بررسی کرده است.
دکترمسعود سپهر در پاسخ به این سؤال که آمریکا در مرحله تازه از جنگ، ماهیت اهدافش را در حمله به ایران تغییر داده و به جای مراکز امنیتی و نظامی، انتقال فشار به زیرساختها را در اولویت قرار داده است، هدف از این تغییررویکرد چیست؟ گفت: هدف آمریکا از ابتدا اعمال فشار حداکثری برای تغییر نظام یا حداقل تغییر رفتارها و رویکردها برای برآورده شدن بیشینه منافع و خواستههای آمریکا بوده است. در این راستا در طول ۴۸ سال گذشته پس از انقلاب از هر ابزار ممکن از تحریم و محاصره تا کودتا و جنگ رویگردان نبوده است. حمله به ایران و اشغال بخشی یا تمامی آن، قسمتی از نقشه خاورمیانه جدید و در اولویت اول آمریکا در دهه ۹۰ میلادی بود که خوشبختانه با تحولات داخلی ایران پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ به تعویق افتاد.
وی افزود: به دنبال ناکامیهای آمریکا در اشغال عراق و افغانستان، این خواسته از دیدگاه آمریکا به ماموریت غیر ممکن تبدیل شد، اما شوربختانه با روی کار آمدن ترامپ، نتانیاهو موفق شد این ماموریت غیرممکن را برای او امکانپذیر و شیرین نشان دهد و آمریکا را به جنگ بکشاند. البته برای آمریکا شاید امروز تغییر رفتار محدود ایران کافی باشد اما اسرائیل جز به تجزیه و فروپاشی ایران راضی نمیشود. اسرائیل میداند با وجود ایران قدرتمند و یکپارچه رویای احیای پادشاهی سلیمان سرابی بیش نیست.
این تحلیلگر سیاسی تصریح کرد: اکنون که آمریکای ترامپ وارد این معرکه شده و نه تنها به هیچ یک از اهداف خود نرسیده بلکه تنگه باز هرمز را هم بسته دیده است، برای تسلیم ایران و تمکین به خواستههای حداکثریاش هر کاری بتواند میکند. البته محدودیتهای زیادی چون افکار عمومی آمریکا، اقتصاد جهانی، نارضایی متحدان منطقهای، کاهش روزافزون اعتبار آمریکا و امکان شکست در انتخابات میاندورهای آتی مجلسین را هم دارد.
جدال ارادهها
این جامعه شناس سیاسی گفت: در این شرایط رویارویی ایران و آمریکا، در واقع جدال ارادههاست و به طاقت و توان تحمل هزینه طرفین بستگی دارد؛ لذا هیچ طرفی عملی را که واقعاً ناچار نباشد، انجام نمیدهد. ضمن این که ترامپ در ماههای اخیر همه راهها را امتحان کرده است و اگر آن را نتیجه بخش نیابد با یک توییت عقب نشینی میکند.
وی درباره تغییر رویکرد آمریکا و چشم انداز درگیری میان ایران و آمریکا و اینکه آیا تبعات اجتماعی نابودی زیرساختها و بنیادهای اقتصادی کشور قابل کنترل است، گفت: اگر آمریکا واقعاً بمباران گسترده زیرساختها را آغاز کند، ایران نیز در مقابله به مثل از هیچ اقدامی فروگذار نمیکند. من از تواناییهای تهاجمی ایران به زیرساختهای منطقه و اسرائیل اطلاع دقیقی ندارم، اما مطمئنم در یک جدال مرگ و زندگی، خط قرمزی وجود ندارد.
دکتر سپهر خاطر نشان کرد: به اعتقاد من، هزینههای چنین وضعیتی برای طرفین وحشتناک است، اما چنین اتفاقی منجر به سقوط جمهوری اسلامی یا تسلیم ایران نخواهد شد. مگر افغانستان، عراق یا اوکراین وحتی غزه پس از سالها جنگهای ویرانگر تسلیم یا نابود شدند که ایران بشود؟ صرف نظر از روحیه ملی و قدرت بقای تاریخی ایرانیان، تجربه نشان داده است که با زور نمیتوان به یک موفقیت پایدار دست یافت.
وی درباره تابآوری ایران از نظر اقتصادی در شرایط فعلی اظهارنظرکرد: ایران از نظر اقتصادی کشوری بزرگ و در بسیاری از نیازهای اولیه خودکفاست و با تجربه طولانی تحریم، جنگ و با چندین هزار کیلومتر مرز مشترک با دهها کشور، منابع انسانی و طبیعی فراوان دارای تابآوری بالایی است. جنگ اخیرهم نشان داد نظام سیاسی کشور نهادمند و دارای بوروکراسی با ثبات و نیرومند است و قدرت ترمیم بالایی دارد. از این گذشته، به گفته همه صاحبنظران، انجام عملیات زمینی در ایران منتفی است و نظام سیاسی ایران هم ابزارهای امنیتی- تبلیغاتی وهم هواداران کافی برای حفظ خود را دارد؛ بنابراین به گمان من آمریکا نمیتواند از مسیر نظامی و تخریب زیرساختها به اهداف خود برسد.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا اجلاس سران ناتو در ترکیه نوعی زمینه چینی برای اجماع علیه ایران در سطح جهانی بوده است؟ گفت: آنچه من از اجلاس سران ناتو در ترکیه برداشت کردم، نشان از وجوداجماع علیه ایران نداشت. البته اعضای ناتو به آمریکا نیازمندند و از واکنشهای غیرقابل پیشبینی ترامپ واهمه دارند؛ بنابراین مستقیماً با او رو در رو نمیشوند. از سوی دیگر هیچ کشوری در دنیا جز اسرائیل خواستار ادامه تشنج در منطقه نیست و طبیعی است که ناتو هم خواستار پایان شرایط جنگ در منطقه خلیجفارس باشد و این در مواضع آنها در سازمان ملل و سایر مجامع آشکار است.
این صاحبنظر سیاسی، در زمینه دورنمای وضع جاری و اینکه آیا امکان بازگشت به میز مذاکره وجود دارد؟ خاطرنشان کرد: هر جنگی بالاخره پایان مییابد و حتی اگر یک طرف هم شکست مطلق بخورد بازهم باید برای ترتیبات بعدی مذاکره کرد. اگر اتفاقی مانند مرگ ترامپ یا نتانیاهو رخ دهد حتماً بر تسریع مذاکره و نتیجهگیری مؤثرخواهد بود ولی در شرایط موجود هم شروع مذاکرات مجدد دورنیست و به نظرمن و با توجه به تجربه گذشته خیلی زود آغازخواهد شد. ادامه این وضع و اوجگیری بحران به ویژه برای مصرفکنندگان نفت، کشورهای حاشیه خلیجفارس و نیروهای آمریکایی درگیردرجنگ دشوارتر از آن است که شروع مجدد مذاکرات را برای مدت طولانی به تعویق اندازد.
خواست غرب، ادغام ایران درنظام بینالمللی است
دکتر احمد نقیبزاده هم درباره اهداف آمریکا در حملاتش به زیرساختهای کشورمان گفت: مسأله را باید در چارچوب کلی روابط جمهوری اسلامی و آمریکا بررسی کرد. از نظر غرب به طور کلی ایران باید در نظام بینالمللی ادغام شود و قواعد آن را بپذیرد و رعایت کند، ولی از آنجا که اقدامات غرب تغییری در رفتارجمهوری اسلامی ایران ایجاد نکرد، تصمیم گرفتند به زور متوسل شوند.
وی ادامه داد: در اینجا تفاوت بزرگی بین اهداف اسرائیل و آمریکا وجود دارد. از نظر آمریکا اگر جناح معتدلی از میان مسئولان فعلی ایران، زمام امور را در دست گیرد و ایران آرام آرام به سوی روابط عادی هدایت شود، کفایت میکند؛ ولی از نظر اسرائیل نظام جمهوری اسلامی در هر وضعی که باشد خطرناک است و باید ریشه کن شود.
وی افزود: از آنجا که اسرائیل به دلایلی احساس میکند نفوذ زیادی در ایران به هم زده است، در تلاش است تمامی راهکارهایی که خلاف این سیاست باشد را باطل کند. به عنوان نمونه، با برجام مخالف بود دیدیم که چگونه آن را به شکست کشاند و کسانی هم در داخل همسو با سیاستهای اسرائیل شعار میدادند. اسرائیل همچنین با کمک عناصر وابسته خود توانست کشورهای حاشیه خلیجفارس را ظرف یک هفته به دشمنان قسم خورده جمهوری اسلامی تبدیل کند. در روند اخیر، اسرائیل با تفاهمنامه ایران و آمریکا هم مخالف بود و توانست آن را به هم بزند.
دکتر نقیبزاده در مورد دورنمای وضع جاری و اینکه آیا امکان بازگشت به میز مذاکره وجود دارد؟ تصریح کرد: اسرائیل فکر میکند توان آن را دارد که آمریکا را برای براندازی جمهوری اسلامی ایران با خود همراه سازد و در این زمینه تلاش میکند. البته آمریکا نمیخواهد در ایران خلاء قدرت به وجود آید تا مأمنی برای داعش و امثال آن شود، ولی به هم ریختن اوضاع کشورمان کاری است که برای مردان کاخ سفید هم دلچسب است.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: برخی سوپرانقلابیها به قدری خام و متوهم هستند که نمیدانند بهترین وضع برای آنها این بود که قالیباف تعدیلی درسیاست خارجی به وجود آورد و فرصتی برای جمهوری اسلامی تدارک ببیند، در حالی که اگر رویکرد اسرائیل عملی شود دریایی از خون به راه خواهد افتاد. نقیبزاده افزود: آیا این افراد ندیدند که تمامی سرداران ما چگونه ترور شدند؟ نمیبینند چگونه آمریکا در حال آماده شدن برای ورود سربازانش به خاک ایران است؟ به عقیده این استاد دانشگاه، روسیه و چین هم از آب گل آلود ماهی میگیرند.
نقیبزاده تصریح کرد: دشمنان تصور میکنند آنچه از اواسط دهه ۸۰ به این سو آرامی تدارک دیدهاند یعنی خارج کردن قطار توسعه ایران از ریل، ناراضی کردن عمیق مردم و تبدیل این نا رضایتی به خشم سپس ایجاد تشتت در ارکان حکومت، امروز به ثمرنشسته است. به همین دلیل، سرنوشت شوم محتومی برای ایران تدارک دیدهاند. همه مسئولان و مردم باید هوشیار باشند تا نقشه شوم آنها اجرایی نشود.
* مصاحبه از: محمد داودبیگی
شما چه نظری دارید؟