اطلاعات - فریبا نباتی: اما بحران آب فقط داستان کمبارشی و اصلاح الگوی مصرف نیست، روابط ایران با همسایگان نیز به بخشی از معادله امنیت آبی کشور تبدیل شده است. این واقعیت یک پرسش را پیش روی سیاستگذاران قرار میدهد که آیا عبور از بحران آب فقط با اصلاح حکمرانی داخلی ممکن است یا دیپلماسی آب نیز میتواند بخشی از راهحل باشد؟
ایران در کنار چالشهای داخلی آب، با مسأله منابع آبی مشترک نیز روبروست؛ از رودخانههای مرزی و تالابهای مشترک گرفته تا حوضههای آبریز فرامرزی. این موضوع نشان میدهد امنیت آبی کشور فقط در داخل مرزها تعریف نمیشود و بخشی از آن به کیفیت تعامل با کشورهای همسایه بستگی دارد؛ موضوعی که باعث شده است در سالهای اخیر مفهوم «دیپلماسی آب» بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.
برداشت نادرست از دیپلماسی آب
وقتی از دیپلماسی آب میگوییم، ذهن بسیاری به سمت اختلاف ایران با کشورهای همسایه بر سر حقابه رودخانههای مرزی میرود؛ از هیرمند گرفته تا ارس و دجله و فرات، اما واقعیت این است که دیپلماسی آب، مفهومی بسیار گستردهتر از مذاکره بر سر سهم هر کشور از یک رودخانه مشترک است. آب، امروز به یکی از مهمترین موضوعات امنیتی، اقتصادی و محیطزیستی جهان تبدیل شده است و به همین دلیل، مدیریت آن نیز دیگر فقط در چارچوب وزارتخانهها یا مرزهای سیاسی قابل تعریف نیست.
مهیار اسدی، کارشناس ارشد محیطزیست، در گفتگو با اطلاعات یکی از مهمترین چالشها را برداشت نادرست از این مفهوم یعنی دیپلماسی آب میداند. به گفته او، دیپلماسی آب صرفا مذاکره بر سر تقسیم آب نیست، بلکه مجموعهای از همکاریها برای حفاظت از منابع مشترک، اعتمادسازی، تبادل اطلاعات و مدیریت پایدار منابع آب را در بر میگیرد.
او از هیرمند به عنوان یکی از روشنترین نمونههای پیوند آب و سیاست خارجی نام میبرد؛ رودخانهای که از افغانستان سرچشمه میگیرد و بخش مهمی از حیات تالاب هامون و مناطق شرقی ایران به جریان آن وابسته است.
اسدی میگوید: اختلافها بر سر میزان و نحوه تأمین حقابه ایران از هیرمند در سالهای گذشته نشان داد که مدیریت منابع آب مشترک، فقط با توافقهای حقوقی حل نمیشود و به سازوکارهای پایدار برای تبادل اطلاعات، پایش منابع و اعتمادسازی میان کشورها نیاز دارد.
به اعتقاد این کارشناس، اگر کشورها همچنان آب را صرفا ابزاری برای توسعه اقتصادی بدانند، حتی توافقهای رسمی نیز دوام چندانی نخواهند داشت اما اگر حفاظت از منابع طبیعی و منافع مشترک در مرکز تصمیمگیری قرار گیرد، آب میتواند به جای منشاء اختلاف، زمینهای برای همکاری منطقهای باشد.
آنطور که اسدی میگوید، در دنیای امروز، تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که آب میتواند به جای عامل تنش، بستری برای همکاریهای بلندمدت باشد. تشکیل کمیسیونهای مشترک، تبادل دادههای هیدرولوژیک، اجرای پروژههای مشترک احیای تالابها و رودخانههای مرزی و تدوین سازوکارهای مدیریت بحران، از مهمترین ابزارهای دیپلماسی آب به شمار میروند. این ابزارها نهفقط به کاهش اختلافات کمک میکنند، بلکه میتوانند امنیت زیستمحیطی و ثبات منطقهای را نیز تقویت کنند.
دیپلماسی به همراه مدیریت
با وجود اهمیت همکاریهای منطقهای، برخی از کارشناسان معتقدند مشکلات آب ایران بیش از آنکه دیپلماتیک باشد، ناشی از مدیریت داخلی است؛ از برداشت بیرویه از منابع زیرزمینی و الگوی مصرف نامناسب گرفته تا توسعه نامتوازن، کشاورزی پرمصرف و ضعف در حکمرانی آب؛ مسألهای که اگر حل نشود دیپلماسی آب را هم بیتأثیر میکند.
محمدرضا شهبازبگیان، رئیس انجمن دیپلماسی آب ایران نیز در گفتگو با اطلاعات این نگاه را تأیید میکند؛ او اما معتقد است برای یافتن سهم دیپلماسی آب در حل بحران فعلی باید از نگاه «یا این یا آن» فاصله بگیریم: بحران آب ایران، محصول مجموعهای از عوامل درهمتنیده است؛ از تغییر اقلیم و کاهش بارش گرفته تا الگوی مصرف، ساختار حکمرانی، اقتصاد آب، توسعه نامتوازن و مسائل مربوط به حوضههای آبریز مشترک. تردیدی نیست که اصلاح حکمرانی داخلی، افزایش بهرهوری، مدیریت تقاضا و ارتقای کارآمدی نظام مدیریت آب، اولویت نخست کشور است اما در کنار آن نباید فراموش کنیم که ایران با چندین کشور همسایه در منابع آب سطحی و زیرزمینی اشتراک دارد. در چنین شرایطی، کیفیت روابط خارجی و سازوکارهای همکاری منطقهای نیز بخشی از امنیت آبی کشور را شکل میدهند.
شهبازبگیان، دیپلماسی آب را امتداد حکمرانی مناسب میداند و اضافه میکند: از نگاه من دیپلماسی آب، جایگزین حکمرانی خوب نیست، بلکه امتداد حکمرانی خوب در عرصه فرامرزی است. کشوری که در داخل، از حکمرانی کارآمد، دادههای معتبر، برنامهریزی منسجم و اجماع ملی برخوردار باشد، در مذاکرات بینالمللی نیز قدرت چانهزنی بیشتری خواهد داشت. بنابراین این دو حوزه نهفقط رقیب نیستند، بلکه یکدیگر را تقویت میکنند.
فاصله علم و تصمیمگیری
یکی از چالشهای قدیمی مدیریت منابع آب در ایران، هم در بحث حکمرانی داخلی و هم دیپلماسی، فاصله میان دانش تولیدشده در دانشگاهها و تصمیمهایی است که در عرصه اجرا گرفته میشود. طی سالهای گذشته، پژوهشهای فراوانی درباره بحران آب، تغییر اقلیم، مدیریت حوضههای آبریز و الگوی مصرف انجام شده است، اما بخش قابلتوجهی از این یافتهها هرگز به سیاستهای اجرایی تبدیل نشدهاند.
شهبازبگیان این فاصله را یکی از مهمترین مشکلات حکمرانی آب میداند و معتقد است پژوهش زمانی ارزشمند است که بتواند کیفیت تصمیمگیری را افزایش دهد و به سیاستهای عملی تبدیل شود.
او میگوید تجربه جهانی نشان داده است که بسیاری از همکاریهای موفق در حوزه آب ابتدا در دانشگاهها، اندیشکدهها و شبکههای علمی شکل گرفته و سپس به مذاکرات رسمی راه یافتهاند. این فضا امکان گفتگو، اعتمادسازی، تبادل دادهها و شکلگیری زبان مشترک را فراهم میکند؛ عواملی که پیشنیاز هر همکاری پایدار میان کشورها هستند.
مهیار اسدی نیز بر ضرورت شکلگیری حکمرانی مشارکتی تأکید میکند. به گفته او آینده مدیریت آب در ایران به میزان زیادی به توانایی کشور در ایجاد همکاری میان دولت، دانشگاه، بخش خصوصی، جامعه مدنی و متخصصان محیطزیست وابسته است.
آنطور که اسدی میگوید تصمیمهای کوتاهمدت و بخشی، یکی از دلایل اصلی وضعیت کنونی منابع آب کشور است و بدون اصلاح این رویکرد، عبور از بحران دشوار خواهد بود. یکی از دلایل تداوم این شکاف، نگاه بخشی به مدیریت آب است، به این معنا که هر دستگاه اجرایی مسأله را از منظر وظایف خود بررسی میکند و کمتر سازوکاری برای استفاده از دانش میانرشتهای و نتایج پژوهشهای دانشگاهی وجود دارد.
به گفته این کارشناس محیط زیست، بحران آب صرفا یک مسأله فنی یا مهندسی نیست، بلکه ابعاد اقتصادی، اجتماعی، حقوقی و زیستمحیطی دارد و به همین دلیل، تصمیمگیری درباره آن نیز باید بر پایه مشارکت متخصصان حوزههای مختلف انجام شود.
او تأکید میکند هرچه فاصله میان پژوهشگران و مدیران اجرایی کمتر شود، احتمال اتخاذ تصمیمهای دقیقتر و پایدارتر نیز افزایش خواهد یافت. از نگاه اسدی، ایجاد سازوکارهایی برای حضور مستمر دانشگاهها و مراکز پژوهشی در فرآیند سیاستگذاری، میتواند به کاهش تصمیمهای مقطعی و پرهزینه کمک کند؛ تصمیمهایی که آثارشان بر منابع آب و اکوسیستمها در سالهای گذشته در برخی حوضههای آبریز کشور، آشکار شده است.
علم برای سیاست
قرار است نخستین کنفرانس ملی دیپلماسی آب با شعار «از حقابه تا امنیت انسانی»، با هدف ایجاد ارتباط میان دانشگاه، سیاستگذاران، مدیران اجرایی و سایر ذینفعان حوزه آب برگزار شود.
برگزارکنندگان این رویداد تأکید دارند که هدف کنفرانس صرفا ارائه مقاله و مباحث نظری نیست، بلکه تلاش میکند یافتههای علمی را به توصیههای سیاستی و راهکارهای اجرایی نزدیک کند، اما برگزاری چنین کنفرانسی چقدر میتواند در حل مسأله آب که از مرز هشدار گذشته، موثر باشد؟
محمدرضا شهبازبگیان این رویکرد را «علم برای سیاست» توصیف میکند؛ رویکردی که در آن پژوهش باید به بهبود کیفیت تصمیمگیری و حکمرانی منجر شود، نه اینکه فقط در مجلات علمی باقی بماند.
او میگوید: برگزاری یک کنفرانس بهتنهایی نمیتواند بحران آب را حل کند، اما اگر بتواند میان دانشگاه، مدیران اجرایی و سیاستگذاران ارتباطی مؤثر ایجاد کند، میتواند گامی در جهت کاهش فاصله میان علم و تصمیمگیری باشد؛ فاصلهای که سالهاست یکی از چالشهای حکمرانی آب در ایران به شمار میرود.
آیندهای که به همکاری نیاز دارد
آب برخلاف بسیاری از موضوعات، منتظر تصمیمها نمیماند. هر سال تأخیر در اصلاح حکمرانی، هر روز تعلل در همکاریهای منطقهای و هر فصل از دسترفته در مدیریت منابع، بخشی از سرمایهای را از میان میبرد که جایگزینی برای آن وجود ندارد. آینده آب ایران، بیش از هر چیز به توانایی کشور در گفتگو، همکاری و تصمیمگیری مبتنی بر دانش وابسته است؛ چه در داخل و چه در آن سوی مرزها.