به گزارش اطلاعات آنلاین، «بام ایران»، سرزمینِ هزار چشمه، زاگرسِ رؤیاها؛ اینها عناوین پرطمطراق چهارمحال و بختیاری در بروشورهای تبلیغاتی است. اما وقتی از لایه تبلیغات عبور میکنیم، با یک حقیقت تلخ مواجه میشویم: مسافرانِ این استان، غالباً «عبوری» هستند.
آنها میآیند تا فقط از کوهرنگ یا چغاخور عکسی بگیرند و در اولین فرصت، خود را به زیرساختهای تفریحی شهرهای همجوار برسانند. اما چرا با وجودِ داشتنِ «بیشترین منابع طبیعی»، این استان در جذبِ «ماندگارِ» مسافر ناموفق است؟
روایتِ اول: «تنگنایِ بودجه و قوانین» (دیدگاه مدیران ارشد)
در حالی که کارشناسان بر فقدانِ بستههای «گردشگریِ شبانه» تاکید دارند، مدیران ارشد استانی، معتقدند که مشکل از «کمبودِ منابع» و «پیچیدگیهای اداری» است.مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان چهارمحال و بختیاری در پاسخ به پرسشخبرنگار ما درباره علتِ عبوری بودنِ مسافران، با نگاهی واقعبینانه اما با تاکید بر محدودیتها میگوید:«ما با یک چالشِ ساختاری روبرو هستیم. پتانسیلهای ما بسیار فراتر از ظرفیتهای فعلیِ زیرساختهاست. مشکل اصلی، نبودِ سرمایهگذاریِ کلان در بخشِ «اقامتگاههای استاندارد» است.
حیدر صادقی افزود بسیاری از پروژههای گردشگری ما به دلیلِ نبودِ بودجههای تخصیصیافته از سوی مرکز و همچنین سختگیریهای مربوط به تغییر کاربری اراضی، در حدِ چند پروژه باقی ماندهاند. ما میخواهیم مسافر بماند، اما تا زمانی که زنجیره از «دیدن» به «اقامت» تکمیل نشود، گردشگر ناچار به عبور است. ما در حالِ رایزنی برای جذبِ سرمایهگذارانی هستیم که بتوانند طرحهای جامعِ گردشگری را در مقیاسِ بزرگ اجرا کنند.»
روایتِ دوم: «شکافِ میانِ برنامهریزی و اجرا» (دیدگاه مدیران اجرایی و محلی)
اما در لایههای پایینترِ مدیریت، نگاهها کمی متفاوت و پر از «شکایت» است. جایی که صحبت از عملیاتی شدنِ برنامهها به میان میآید، شکافِ بزرگی دیده میشود.یکی از مدیرانِ حوزه مدیریتِ شهری و زیرساختهای گردشگری در استان، با اعتراف به یکی از بزرگترین ضعفهای استان، میگوید:«باید صادق باشیم؛ ما در مدیریتِ «گردشگریِ شبانه» و «خدماتِ پس از بازدید» بسیار عقب هستیم.
مدیرانِ ارشد از پتانسیلها صحبت میکنند، اما در سطحِ اجرایی، ما حتی با مشکلِ تأمینِ روشناییِ کافی در برخی مسیرهای توریستی یا نبودِ سیستمهای مدیریتِ پسماند در نقاطِ حساسِ طبیعی روبرو هستیم.
مسافر وقتی در ساعتِ ۱۰ شب در منطقهای مثل کوهرنگ یا حاشیه زایندهرود، هیچگونه امکانِ رفاهی یا حتی یک کافه و مرکزِ خدماتِ استاندارد نبیند، ناخودآگاه تصمیم میگیرد از استان خارج شود. ما نیاز به یک «مدیریتِ هدفمند» داریم، نه فقط «مدیریتِ بحران».»
روایتِ سوم: «تضادِ چشماندازها» (دیدگاه نهادهای نظارتی)
در این میان، نهادهای نظارتی نیز معتقدند که عدمِ هماهنگی بینِ سازمانها باعث شده که استان، از ظرفیتهای خود به درستی استفاده نکند.یک مقامِ مسئول در حوزه مدیریتِ منابع طبیعی منطقه معتقد است:«ما شاهدِ نوعی «تشتِ یک کاسه شدنِ» تصمیمات هستیم.
سازمان میراث فرهنگی از یک سو به دنبالِ توسعه است و سازمان محیطزیست از سوی دیگر به دنبالِ حفاظت. این تقابلِ دیدگاهها باعث شده که پروژههایی که میتوانند مسافر را به «ماندن» ترغیب کنند (مثل کمپینگهای مدرن یا اقامتگاههای نیمهصنعتی)، به دلیلِ اختلافِ نظرِ بینِ این دو سازمان، هرگز به مرحلهی اجرا نرسند. ن
تیجه؟ مسافر میآید، میبیند و میرود؛ چون هیچ ساختارِ منسجمی برایِ «ماندگاریِ گردشگر» وجود ندارد.» از «گذرگاه» تا «مقصد» تحلیلگران معتقدند برای خروج از این بنبست، چهارمحال و بختیاری باید از مدلِ «گردشگریِ گذری» به سمت «گردشگریِ تجربه-محور» حرکت کند.
این یعنی:۱. یکپارچهسازیِ تصمیمگیریها: پایان دادن به تقابلبینِ سازمانِ میراث و محیطزیست.۲. سرمایهگذاری روی «خدماتِ شبانه»: ایجادِ زنجیره از رستورانها، کافهها و اقامتگاههای بومگردیِ استاندارد.۳. تمرکز بر «محصولاتِ گردشگری»: تبدیلِ طبیعت به «تجربه» (مثل تورهای نجوم در چغاخور، یا تورهای طبیعتگردیِ سازمانیافته در کوهرنگ).
کلام آخراگر مدیریتِ استان نتواند از «تضادِ میانِ پتانسیل و واقعیت» عبور کند، «بام ایران» همچنان در نقشِ یک «دیوارِ زیبا» برای عکسهای یادگاریِ مسافرانِ گذری باقی خواهد ماند؛ دیواری که همه از آن عبور میکنند، اما کسی در کنارش نمیماند.