دشمنان ملت ایران، از خرداد ۱۴۰۴ تاکنون، به سرکردگی و رهبری آمریکای جنایتکار و پادوی آن، رژیم غاصب صهیونیستی و برخی از متحدان غربی و منطقهای خود، دو جنگ ویرانگر (جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴ و جنگ رمضان از اسفند ۱۴۰۴ تاکنون) را علیه ایران عزیز به راه انداختهاند و ما هنوز در میانه جنگ و مبارزه هستیم.
ترامپ رئیس جمهور جنایتکار آمریکا، برجام را پاره کرد و گفت که چون مورد تأیید او نیست اعتبار ندارد. اما زمان گذشت و همه جهانیان دیدند که ترامپ برای امضاء و قول خود هم اعتباری قائل نیست و تفاهم نامه ۱۴ مادهای آتش بس با ایرانیان را که خود امضاء کرده بود هم معتبر ندانست و همچنان به بمباران و جنایت علیه ملت بزرگ ایران ادامه میدهد.
در چنین شرایطی آگاهی از نقشههای شوم دشمنان و بازخوانی سیاست خطیر و تاریخی خودمان بس مهم و ضروری است. در یک دسته بندی کلی، اهداف و نقشههای دشمنان علیه ملت ایران را میتوان به صورت زیر فهرست کرد: «بر هم زدن وحدت و انسجام اجتماعی، تلاش برای ایجاد ائتلاف جهانی علیه ایران، تشدید تحریمها و ایجاد موانع برای چرخه صادرات و واردات و حوزه تجارت و بازرگانی کشور حتی در حوزه امنیت غذایی، دارو و کالاهای استراتژیک و اساسی، جلوگیری از آرامش و ثبات در کشور، اختلاف افکنی میان جریانهای سیاسی، مردم و دولت و مسئولان، برجسته سازی نقاط ضعف و کاستیها، بایکوت خبری موفقیتها و اقدامات برجسته عمرانی و سازندگی کشور، قدرت نمایی و نمایش آن در عرصه جهانی با بهره گیری از رسانههای در اختیار و ضربه زدن و انهدام منابع استراتژیک و حیاتی کشور ...».
بدیهی است که دشمنان ملت ایران؛ استکبار جهانی، صهیونیسم بینالملل و ارتجاع عرب و برخی کشورهای متحد غربی همراه با نظام سلطه، تسلیم و تجزیه ایران و حاکم کردن نوکران وابسته به خود برای حکومت، همچون دوران پهلوی را هدف نهایی خود میدانند که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ تا کنون مد نظر داشتهاند، که این آرزو را باید به گور ببرند و تاکنون نیز در برابر اراده استوار و خلل ناپذیر ملت بزرگ ایران، همواره با ناکامی و شکست روبرو شدهاند. اما روی دیگر ماجرا وظیفه و رسالت خطیر و تاریخی ما ایرانیان در چنین شرایطی است.
همه ما باید باور کنیم که در هنگامه جنگ و نبرد با جهانخواران هستیم. جز خدای بزرگ و اراده و عزم ملت نستوه کشور، بر امری دیگر نباید اتکاء کنیم. رهبری معظم انقلاب اسلامی همواره «وحدت حول پرچم ایران» و «ممنوعیت اختلاف و دوقطبی سازی» را مورد تأکید قرار دادهاند. این سرمایه بزرگی برای ادامه راه و مبارزه علیه متجاوزان و در عین حال آزمون راست آزمایی همه ما در میزان اطاعت پذیری از اوامر و نواهی حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای (دام عزه) به عنوان فصل الخطاب است.
دیگر آنکه حمایت قاطع ملت از رزمندگان غیور و شجاع نیروهای مسلح در نبرد با دشمنان را همانگونه که باید از سربازان خط مقدم دیپلماسی و مذاکره که به دنبال تأمین منافع ملی و برطرف کردن شر جنگ از کشور هستند، باید توأمان همه با صدای بلند فریاد بزنیم. تضعیف عرصه دیپلماسی و مذاکره، رابطه معناداری با کاهش قدرت دفاع، بازدارندگی و مقابله نیروهای مسلح در میدان نبرد علیه دشمنان دارد.
اما در این میانه وظایف و مأموریتهای قوای سه گانه؛ مجلس شورای اسلامی، قوه قضائیه و به ویژه قوه مجریه که مسئولیت و مدیریت اداره امور کشور را برعهده دارد، بسیار سختتر و دشوارتر است.
در این راستا، اتخاذ سیاست محکم و ثابت پولی که از تورم افسار گسیخته و گرانی هزینه زندگی مردم در شرایط جنگی جلوگیری کند، مهمترین گام دولت است. همه صاحبنظران و کارآفرینان و مولدان ثروت باید وارد صحنه شوند و دولت باید در عمل، حمایت بایسته از بخش خصوصی و غیر دولتی داشته باشد و از توقف و رکود بازار کسب و کار، تعطیل شدن واحدهای تولیدی جداً جلوگیری کند. دولت مقتدر و سیاستگذار و بخش خصوصی قدرتمند و مجری را باید در میانه جنگ و کشاکش بحرانها عملیاتی کنیم.
از سوی دیگر، در مجموعه قوای سه گانه کشور، نهادهای نظامی، انتظامی و امنیتی باید شاهد «وحدت کلمه» باشیم و «وحدت» کلمه قدرت آفرین و آرامش بخش و حاکم بر همه امور باید باشد.
به ویژه در نظام خبری و اطلاع رسانی کشور که باید متناسب با شرایط جنگی موجود، آرایش خود را تغییر دهد و عملاً نشان دهد که «اتاق فرمان واحدی» برای هدایت نظام اطلاع رسانی کشور وجود دارد. اما با کمال افسوس، این نقیصه بزرگ را در همه بخشها شاهد هستیم و هر کس هر سخنی را بر زبان جاری میکند. در حالی که سخن گفتن درست، خود هنر بزرگی است و سکوت درست نیز در جای خود هنری دیگر.
پیامبر اکرم حضرت محمد(ص) فرمودند: «سکوت طلاست و سخن نقره» (میزانالحکمه، ج۱۰، ص ۲۰۱)
موضوع دیگر، مدیریت پروژهها و واحدهای عمرانی کشور در شرایط جنگی است. بنا به گفته مسئولان عمرانی، در حال حاضر ۷۳ هزار پروژه نیمه تمام عمرانی در کشور داریم، که اگر با همین بودجه عمرانی حال حاضر بخواهیم آنها را به اتمام برسانیم، حدود ۵۰ سال زمان نیاز داریم!
واقعاً باید سازمان برنامه و بودجه که متولی امر «نظام برنامه گذاری و بودجه ریزی» کشور است، با قاطعیت وارد عمل شود و مدیریت طرحها و پروژه های عمرانی را برابر ملاحظات زمان جنگ و محدودیتهای آن هدایت کند. اولویت بندی و تخصیص و تأمین بودجه برای طرحها گام اول است. البته بیان این سخن با کار و تلاش جهادی و شبانه روزی در مغایرت نیست و نباید برداشت نادرست شود. اتفاقاً در شرایط جنگی باید همه با روحیه جهانی و کار مضاعف کمبودها را جبران کنیم.
و سخن آخر آنکه به قول «هنری فریل» و «آبراهام نیومن» در کتاب امپراتوری زمین: «اگر برای دیدن قدرتهای جهانی هنوز به مانور ارتشها، مرزهای جغرافیایی و ناوهای جنگی نگاه میکنید، نیمی از واقعیت را نادیده گرفتهاید. قدرت اصلی در جهان مدرن به زیرساختهای پنهان منفعل شده است. «گلوگاهها» تقاطعهایی نامرئی که دادهها، پول و فناوری چارهای جز عبور از آن ندارند.» سازگاری با تغییر، مهمترین مهارت قرن ۲۱ است. باید در برابر دنیای استکباری که علیه موجودیت ما بسیج شدهاند، برنامه و طرحی نو در افکنیم. امروز همه ما رسالت و مسئولیت تاریخی مهمی را بر عهده داریم. هر کس باید به سهم خود گامی برای آبادانی کشور بردارد. به قول شاعر: به دَمی یا درمی یا قلمی یا قدمی.