دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۶
نظرات: ۰
۰
-
فلسفه برای همگان

فلسفه دیگر نمی تواند مثل سابق باشد. این نظر یک عده از معلمان فلسفه و منطق است. اما برخی دیگر معتقد هستند که فلسفه در عصر شبکه های اجتماعی و هوش مصنوعی تغییر ماهیتی جهش گونه را از سر خواهد گذراند و انسان را به مرحله نوینی از تفکر درباره هستی و معرفت خواهد رساند

سید مسعود رضوی

پرسش از فلسفه؟
افق کائنات و مرز ادراک انسان جابجا خواهد شد. آیا چنین است؟ قبلا فلسفه تحلیلی و فلسفه تحلیل منطقی، پرسش فلسفی را از هستی شناسی و انسان و غایت هستی به بازی گزاره ها تقلیل داده بود و ویتگنشتاین و حلقه وین و سپس فیلسوفان تحلیلی در انگلستان و امریکا و کانادا، گویی امپراتوران منطق و فلسفه شده بودند. اما فکر و پرسش می تواند صبر کند تا گزاره و نماد به سامان نهایی و قطعیت ریاضی و منطقی، یا ماشینی وانهاده شود؟ 
نقش فلسفه در  قرن بیستم
به هرحال می دانیم که تا آخر قرن بیستم فیلسوفان نقش های متفاوتی را برعهده داشته اند زیرا نه مردم عادی و نه دانشگاهیان و پژوهشگران حرفه ای حوصله و شاید نیاز به دستگاه های پر طمطراق  در عرصه اندیشه نداشتند. شناخت جهان و شناخت انسان بر اساس چشم اندازها و نیازهای متفاوتی ترسیم می شد و می شود و البته بسیاری از پیروان عقاید سنتی یا علاقمندان به فلسفه های کلاسیک می کوشند این تفاوت ها را به تقلیل سطح فلسفه و گسست در اندیشه تعبیر کنند. 
برای مثال، همگانگی رمان و فلسفه در میانه قرن بیستم نیز به گونه دیگری شبیه به همین تعبیر و تقلیلی که گفته شد به نظر می آید. اما حقیقت آن است که گاهی زبان و شیوه های چینش گزاره های فلسفی نمی تواند بیانگر وضع بشر در دورانش و پاسخگوی پرسش های دور و درازش باشد. آدمی بی آن که به روشنی پرسش های بنیادین خود را در پرتو پاسخ ها و حقایق فلسفی تمام شده ببیند، سرگردان است و به نظر نمی رسد که افق روشنی در برابر این فضای مه آلود و این اقیانوس سوال های بنیادین وجود داشته باشد. 
به همین علت، سرآغاز فلسفه همان جایی است که بوده و از ابتدای تاریخ تاکنون در دایره ای از پرسش ها بازمانده و اندیشه و پرسش های خود را دوباره بازگفته، مجدداً بازپژوهیده، و به یک معنا دوباره خلق کرده است.
اما می دانیم که فلسفه با پاسخ ها و آشکارگی گزاره ها و جوابهایش اعتبار نیافته  و اگر چنین بود هرگز به یکی از مهم ترین علوم در تاریخ بشر بدل نمی شد. بلکه با تکرار و توسع و تعمیق پرسش هاست که فلسفه عظمت یافته و ذهن بشر را درگیر و همراه ساخته است. 
فلسفه به چه کار می آید؟
فیلسوفان سایه گسترِ استفهاماتی بوده اند که ما هیچ راهی برای درک آن نداشته ایم. آنان مخبران جهانی بوده اند که کمترین اخبار و اطلاعات از آن در اختیار ماست. جایی که هیچ آزمون و آزمایشی و هیچ امر محسوس و تصور تابناکی در اختیار ما قرار نمی گیرد. جایی که شک و پرسش، سلاطین مطلقه آنند و یقین و پاسخ بدان راه ندارد. فلسفه در چنین شرایط لغزنده و مه آلودی دست ما را می گیرد و قلمرو کلمات را در عمیق ترین اقیانوس ها به پیش می راند. فلسفه مواج است و از طوفانهای بزرگ در اندیشه و تخیّل باکی ندارد. می خواهد به ما بگوید جهان چیست و ما کیستیم و در این هزارتوی سرگردانی ها به کدام سو روانیم؟ نسبت ما با حقیقت چیست و چگونه می توانیم کلمات را در فرایندی منطقی ترتیب و آرایش دهیم که بیشترین پهنه مفاهمه در عرصه حقایق بنیادین را دربرگیرد. 
فیلسوفان ناخدایان کشتی طوفان زده عقلند در دریاهایی که هیچ ساحلی ندارد اما در مسیر روشن روز همچنان به پیش می روند و «راه» و «رفتن» بدان معنا و تجلی می بخشد.
حقیقت آن است که فلسفه در دوره هایی به عقاید جاری و آرزوهای شبه علمی آلوده شد و سیطره لفاظی و  تراکم باورها و منطق پیش آغشته به «کلام» آن را به بیراهه کشاند و این شیوه در قرنها و هزاره ها موجب تیرگی ذهن بشر بوده است. کم بوده اند روشن اندیشانی که با اصلاح گزاره ها و بهبود پرسش ها و توجه به مسائل و موضوعات اساسی، ذهن های فلسفی را اعتلا بخشیده و جهان فلسفه را دوباره شکوفا کرده اند. 
پیشتازی فیلسوفان
شکوفایی در عالم فلسفه کاری است بس دشوار و بارها از شکوفایی علمی و تکنیکی، دشوارتر. اما فیلسوفان واقعی می دانستند که نیازهای بشر در این عرصه نه معدود است و نه محدود. و می دانستند که اگر بخواهند به میل عامه مردم و ذهن های میان-مایه وبرای خوشایند گذشتگان و صاحبان قدرت و نفوذ سخنوری کنند، کشتی به خشک رانده اند و گزافه و بیهوده از خود به جای خواهند نهاد. بنابر این، با پرسش ها و مسایل بزرگ درآویختند و حقایقی را که دیگران قادر به طرح و بیان آن نبوده اند، شجاعانه به شاگردان آموخته و در دوران خود مطرح کرده اند.
 فیلسوفان افق ایده های بشری را به جهانی بی انتها بدل کردند و شجاعت در رهیابی به ناشناخته ها را به انسانها آموختند. همچنان که منطق و بهره گیری روشن از کلمات و تمام ابزارهای تفکّر و تأمّل را آموزش داده و از این طریق، پایه های تمام علوم بشری را مستحکم کردند. از علوم محض تا دانشهای تجربی و پهنه پهناور علوم انسانی را...
زندگی براین مگی  و  آموزش فلسفه 
براین مگی Bryan Magee، فیلسوف برجسته بریتانیایی، در عرصه فلسفه ورزی، نگارشهای فلسفی، آموزش فلسفه، دفاع از اصالت فلسفه و فراگیر ساختن فلسفه در میان مردمان بافرهنگ نقشی بسیار مهم ایفا کرد. او البته تنها در کلاسهای فلسفه آکسفورد که معبد و مدرسه اش بود، محصور نماند. روزنامه نگار هم بود و شاعری و سیاست ورزی هم به صورت جدی در کارنامه وی دیده می شود. 
در احوال او نوشته اند: براین مگی در ۱۲ آوریل ۱۹۳۰ در محلهٔ هوکستون در خاور لندن زاده شد. پدر او، فردریک، لباس‌فروشی فرهیخته بود و تحصیلات اندکی داشت. او رابطهٔ نزدیکی با پسرش، برایان داشت و او را به آموختن موسیقی و تئاتر تشویق می‌کرد. علاقه به موسیقی باعث شد که برایان بعدها دو کتاب دربارهٔ ریشارد واگنر و تأثیر فلسفه بر کار واگنر بنویسد. مگی همچنین به عنوان منتقد موسیقی در نشریات مطلب می‌نوشت. زندگیش خالی از خلل نبود. رابطهٔ براین با مادرش، شیلا، خوب نبود. مگی در واپسین مصاحبهٔ زندگی‌اش خود گفته بود: «مادرم هیچ‌کس را دوست نداشت. آدمی خالی از محبت بود. به من و خواهرم می‌گفت که ما را دوست ندارد.» در سال ۱۹۳۹ (میلادی) با آغاز جنگ جهانی دوم و بمباران هواپیماهای آلمان نازی، در ۹سالگی برایان، خانوادهٔ او از خاور لندن کوچ کردند تا از بمباران آلمانی‌ها در امان باشند، اتفاقاً محلهٔ آن‌ها از بمباران در امان نماند و با خاک یکسان شد. 
او که حدود ۹۰ سال زیست، مدتی(از ۱۹۷۴ تا ۱۹۸۳) نماینده پارلمان بریتانیا بود. او در سال ۱۹۷۴ به عنوان نمایندهٔ حوزهٔ انتخابی لیتون در شمال خاوری لندن به مجلس بریتانیا راه یافت. در آن هنگام عضو حزب کارگر بود. اما بعدها با گرایش حزب کارگر به چپ از این حزب جدا شد. وی تا سال ۱۹۸۳ (میلادی) در سمت نمایندگی مجلس باقی ماند. پس از آن، سیاست را برای همیشه کنار گذاشت. او از دوران نمایندگی خود به عنوان بیهوده‌ترین دوران زندگی‌اش یاد می‌کرد.
 مگی در انگلستان و آمریکا فلسفه های قدیم و جدید را خواند و با ذهن نقاد و وقادی که داشت، به یکی از افراد معروف فلسفه در دوران خود بدل شد.
 مگی در روز ۲۶ ژوئیه ۲۰۱۹ جهانی را که تمام عمرش را وقف شناخت آن کرده بود، ترک کرد. علایق فلسفی او به غیر از متافیزیک یا مابعدالطبیعه، معرفت شناسی، و اعتلای کیفیت آموزش فلسفه در سطوح مختلف بود. 
علاقه اش به کلمات و ادبیات و تمایز در بیان و تبیین مسائل فلسفی، احتمالا به اوان جوانی او باز می گردد. او که یک جوان متوسط سنتی در شرق لندن بود، نخستین اثرش را که یک مجموعه شعر نیمه کلاسیک بود به زحمت منتشر کرد؛ پدرش فردریک  بدان افتخار می کرد. شعرهای مگی در ۱۹۵۱ منتشر شد. او خیلی زود خوانش فلسفه را به صورت گسترده در دانشگاه آغاز و پس از چندسال رها کرد. به جای آن، مطالعات گسترده متون مهم فیلسوفان اثرگذار قدیم و جدید را دنبال کرد و همین کلید موفقیتش بود.
مگی معتقد بود فلسفه نمی تواند در کلاس های دانشگاه دوام بیاورد. بلکه به شعاع وسیع تری برای ابراز و بیان نیاز دارد. نقطه عطف زندگی او هنگامی بود که استعداد خود را در بیان مفاهیم دشوار به زبانی عمومی و فراگیر کشف کرد و فلسفه را به موضوعی با مخاطبان پرشمار بدل کرد.  در اوایل دهه ۱۹۷۰ یک برنامه رادیویی بسیار موفق در بی بی سی آغاز کرد و این شروعی برای گسترش آموزش فلسفه در میان مردم بود. 
استقبالی که شنوندگان رادیو از این برنامه نشان دادند، سبب شد تا تهیه کنندگان بزرگ به سراغ او رفتند و دو برنامه رادیویی و تلویزیونی بسیار مهم و ماندگارتهیه شد که با نامهای «مردان اندیشه» از ۱۹۷۸ به بعد پخش شد و سپس «فلسفه های بزرگ» به دنبال آن مورد استقبال گسترده مردم قرار گرفت. در این برنامه ها، مگی مصاحبه هایی معمولی و خشک انجام نداده بود؛ بلکه او رودرروی فیلسوفان بسیار بزرگ و نامدار نشست و آنان را با پرسش هایی دشوار و شورانگیز به سخن گفتن واداشت. 
کسانی مانند آیزایا برلین، برنار ویلیامز، کارل ریموند پوپر، الستر مک اینتایر، هربرت مارکوزه، مارتا نوسبام، گیلبرت رایل، نوآم چامسکی، آیر و بسیاری دیگر از متفکران اسم و رسم داری که امروز خود به فیلسوفانی کلاسیک در تاریخ فلسفه بدل شده اند.
این موفقیت ها امکان پذیر نبود مگر آن که براین مگی خود یکی از سخنگویان اصیل فلسفه در عصرما محسوب می شد. 
آثار و تاثیرات 
او در تاریخ فلسفه علاوه بر بزرگان یونان، از شش فیلسوف معاصر بسیار تاثیر پذیرفت و درباره آنها کتابها و مقالات مهمی نوشت. این شش فیلسوف عبارت بودند از سه فیلسوف آلمانی در قرن نوزدهم و سه فیلسوف بریتانیایی در قرن بیستم: ایمانوئل کانت، آرتور شوپنهاور و فردریش نیچه از مکاتب فلسفه آلمانی، و برتراند راسل، لودویک ویتگنشتاین و کارل ریموند پوپر ازسنت فلسفی بریتانیا.
مگی به این ترتیب مرزهای میهنش را پشت سر گذاشت و برنامه ها و کتابهایش در اغلب کشورهای جهان دیده، شنیده، ترجمه و منتشر شد. 
در ایران، بخت بلندی با خوانندگان آثار فلسفی یار بود که دو کتاب مهم مگی با عنوان«مردان اندیشه: پدید آورندگان فلسفه معاصر» و « فلاسفه بزرگ: آشنایی با فلسفه غرب» به قلم دکتر عزت الله فولادوند ترجمه و منتشر شد. 
گفتگوهای کلاسیک مگی در تلویزیون و رادیوی ایران نیز بارها پخش شده و با استقبال وسیع مخاطبان روبرو شده است. هنوز نوارها و نسخه های اینترنتی آن دست به دست می شود. چهار کتاب دبگر براین مگی هم که در زبان فارسی ترجمه و منتشر شده دارای اهمیت زیادی است: «سرگذشت فلسفه» ترجمه حسن کامشاد، «داستان فلسفه» ترجمه مانی صالحی علامه، که ترجمه دیگری از همان است.«فلسفه شوپنهاور» به قلم رضا ولی یاری، «فلسفه نوین بریتانیا» با برگردان ابوالفضل رجبی و اولین و آخرین (۲۰۲۰)، عبدالرضا سالاربهزادی؛ این کتاب در بریتانیا به اسم پرسش‌های غایی در سال ۲۰۱۶ (میلادی) به چاپ رسید.
واپسین اثر مگی قبل از مرگ، «مواجهه با مرگ» نام داشت. این اثر را انتشارات نشرنو با ترجمه مجتبی عبدالله نژاد در ایران به چاپ رسانده است.براین مگی به فیلسوفی شهرت دارد که فلسفه را از کتابخانه به کوچه آورد. او محدوده فلسفه را از کلاس های درس به خانه  های تمام کسانی آورد که اهل کتاب بودند و می کوشیدند در عین حال، فراتر از روزمرّگی، افق های عمیق تری را ببینند و بگشایند.
 آن ساعتی که در روز ۲۶ ژوئیه سال جاری (۲۰۱۹) مگی دربیمارستانی در لندن چشم بر این جهان فرو بست، حتما می دانست که زندگانی اش بی تاثیر نبوده وبه تفکر و حیات بسیاری از معاصرانش عمق و معنا بخشیده است. گرچه در همهٔ زندگی خود تلاش کرد تا به‌جای یک مروج فلسفه، فراتر رود و به عنوان فیلسوفی نوآور شناخته شود، الیته این تلاش او به سرانجام نرسید...

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی