سه‌شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۰:۵۴
نظرات: ۰
۰
-
میدان خون و قیام

 عصر شانزدهم شهریور، هیأت دولت برقراری حکومت نظامی را در تهران و ۱۱ شهر دیگر تصویب کرد. این تصمیم در نخستین ساعات بامداد هفدهم شهریور از رادیو اعلام شد؛ اما از آنجا که روز جمعه بود و روزنامه‌ای منتشر نمی‌شد، بسیاری از مردم از این تصمیم اطلاع نداشتند.

زینب واعظ محرابی. 

برخی روزها در تاریخ ملتها، تنها یک واقعه نیستند، بلکه مرزی میان دو دوره تاریخی به شمار می‌آیند. هفدهم شهریور۱۳۵۷ نیز از همین روزهاست؛ روزی که در آن، رویارویی مردم معترض با حکومت پهلوی به خونین‌ترین شکل ممکن رقم خورد و میدان ژاله تهران  ـ که امروز میدان شهدا نام دارد ـ به صحنه یکی از تلخ ترین رخدادهای تاریخ معاصر ایران تبدیل شد.
 این حادثه که بعدها با عنوان«جمعه سیاه» شناخته شد، تنها یک برخورد خیابانی نبود، بلکه رخدادی بود که مسیر تحولات سیاسی کشور را دگرگون و روند انقلاب اسلامی را وارد مرحله‌ای تازه کرد.
برای درک اهمیت این واقعه، باید به ماه‌های پیش از آن بازگشت. از آغاز سال ۱۳۵۷، اعتراض‌های مردمی در شهرهای مختلف ایران به ‌تدریج گسترش یافته بود. برگزاری مراسم چهلم شهدای قم، تبریز و دیگر شهرها، موجی از همبستگی اجتماعی را پدید آورد و هر بار دامنه اعتراض‌ها گسترده‌تر شد.
 در کنار این حرکت‌ها، اعتصاب‌ها نیز رو به افزایش گذاشت و فضای سیاسی کشور روزبه‌روز ملتهب‌تر شد.
در چنین شرایطی، راهپیمایی باشکوه عید فطر در سیزدهم شهریور و تظاهرات گسترده شانزدهم شهریور نشان داد که اعتراض‌ها دیگر محدود به گروه یا جریان خاصی نیست؛ روحانیان، دانشگاهیان، بازاریان، کارگران، فرهنگیان، دانشجویان، زنان و جوانان، همگی در کنار یکدیگر خواستار تغییر شده بودند. این حضور گسترده، حکومت را با بحرانی روبرو کرد که دیگر با شیوه‌های معمول سیاسی به آسانی قابل کنترل نبود.در واکنش به این شرایط، دولت جعفر شریف‌امامی که با شعار «آشتی ملی» بر سر کار آمده بود، تصمیم گرفت از راهکار امنیتی استفاده کند.
 عصر شانزدهم شهریور، هیأت دولت برقراری حکومت نظامی را در تهران و ۱۱ شهر دیگر تصویب کرد. این تصمیم در نخستین ساعات بامداد هفدهم شهریور از رادیو اعلام شد؛ اما از آنجا که روز جمعه بود و روزنامه‌ای منتشر نمی‌شد، بسیاری از مردم از این تصمیم اطلاع نداشتند.
هزاران نفر که از روز قبل برای برگزاری راهپیمایی قرار گذاشته بودند، طبق برنامه به سوی میدان ژاله و خیابان‌های اطراف آن حرکت کردند. آنان تصور می‌کردند همچون روزهای گذشته، در یک تجمع اعتراضی شرکت خواهند کرد، بی‌آنکه بدانند فضای شهر در آستانه یکی از خونبارترین حوادث تاریخ معاصر قرار گرفته است.
صبح خونین ژاله
صبح آن روز، میدان ژاله و خیابان‌های منتهی به آن به‌ تدریج از جمعیت پر شد. خانواده‌ها، زنان، جوانان و سالمندان در میان جمعیت دیده می‌شدند.هنوز ساعتی از آغاز تجمع نگذشته بود که نیروهای ارتش، خودروهای زرهی و واحدهای حکومت نظامی میدان را محاصره کردند.
اخطارهایی برای متفرق شدن مردم داده شد، اما شرایط به گونه‌ای بود که بسیاری یا صدای اخطارها را نمی‌شنیدند یا فرصت خروج از محل را پیدا نکردند. اندکی بعد، صدای تیراندازی سکوت صبح جمعه را شکست و میدان ژاله به صحنه‌ای از دود، خون و فریاد تبدیل شد.
آنچه در ادامه رخ داد، در حافظه تاریخی مردم ایران ماندگار شد. روایت‌های شاهدان عینی از زنانی سخن می‌گوید که در میان رگبار گلوله، فرزندان خود را در آغوش گرفته بودند، از جوانانی که مجروحان را بر دوش می‌کشیدند، از مردمی که برای نجات جان خود به کوچه‌های اطراف پناه می‌بردند و از خودروهای شخصی که به جای آمبولانس، مجروحان را به بیمارستان‌ها منتقل می‌کردند. بسیاری از پزشکان و کادر درمان نیز در آن روز با موجی از مجروحان روبرو شدند که امکانات موجود پاسخگوی آن نبود.
یکی از موضوعاتی که از همان روزهای نخست درباره هفدهم شهریورمورد بحث قرار گرفت، تعداد کشته‌شدگان و مجروحان حادثه است. حکومت پهلوی آمار محدودی از قربانیان منتشر کرد، اما منابع دیگر و بسیاری از شاهدان عینی از ارقام بالاتری سخن گفتند. در سالهای بعد نیز پژوهشگران تاریخ معاصر آمارهای متفاوتی ارائه کردند و درباره تعداد دقیق قربانیان اتفاق نظر کاملی شکل نگرفت. با این حال، آنچه تردیدی در آن نیست، گستردگی حادثه و تأثیر عمیق آن بر افکار عمومی ایران است.
بازتاب حادثه 
حادثه هفدهم شهریور خیلی زود از یک رویداد خیابانی فراتر رفت و به مسأله‌ای ملی تبدیل شد. خبر کشته و زخمی شدن مردم در میدان ژاله در میان خانواده‌ها، مساجد، بازار و دیگر محافل اجتماعی پیچید. 
در روزهای پس از حادثه، بسیاری از مردم برای یافتن بستگان خود به بیمارستان‌ها و مراکز درمانی مراجعه می‌کردند و خانواده‌های زیادی در انتظار دریافت خبری از عزیزان خود بودند.مراسم تشییع پیکر شهدا و آیین‌های سوم، هفتم و چهلم قربانیان نیز به یکی از جلوه‌های مهم اعتراض‌های پس از هفدهم شهریور تبدیل شد.
در فرهنگ مذهبی جامعه ایران، این مراسم تنها آیین سوگواری نبود، بلکه به فرصتی برای همبستگی مردم و تجدید اعتراض‌ها علیه حکومت بدل می‌شد. در بسیاری از شهرها، این گردهمایی‌ها به راهپیمایی‌های گسترده و تظاهرات اعتراضی انجامید و موج مخالفت با حکومت را گسترش داد.
به این ترتیب، حادثه میدان ژاله در تهران محدود نماند و بازتاب آن به سراسر کشور رسید. انتشار خبر کشتار مردم، احساس خشم و همدردی را در شهرهای مختلف برانگیخت و اعتصاب‌ها و اعتراض‌های مردمی با شدت بیشتری ادامه یافت. بازارها، دانشگاه‌ها و مراکز مختلف اجتماعی به کانون اعتراض تبدیل شدند و حکومت با موجی فراگیر از نارضایتی عمومی روبرو شد.بازتاب این واقعه تنها به داخل کشور محدود نماند. رسانه‌های خارجی نیز با انتشار گزارش‌ها و تصاویر مربوط به تیراندازی نیروهای نظامی به مردم، افکار عمومی جهان را متوجه تحولات ایران کردند. 
از همان زمان، بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی از این حادثه با عنوان «جمعه سیاه» یاد کردند؛ عنوانی که بعدها در ادبیات سیاسی و تاریخی نیز ماندگار شد. 
در شرایطی که حکومت پهلوی یکی از مهمترین متحدان کشورهای غربی در منطقه به شمار می‌رفت، انعکاس گسترده این رویداد نشان داد بحران سیاسی ایران وارد مرحله‌ای تازه شده است. از آن پس، تحولات ایران با حساسیت بیشتری از سوی رسانه‌ها و محافل سیاسی جهان دنبال شد و بسیاری از ناظران دریافتند که بازگرداندن اوضاع به شرایط پیشین دیگر آسان نخواهد بود.
واکنش علما و مراجع
پس از قتل‌عام ۱۷ شهریور، علما با صدور اعلامیه‌هایی ضمن تسلیت به بازماندگان این جنایت رژیم را محکوم کردند. امام‌ خمینی(ره)‌ با صدور پیامی‌ به‌ ملت‌ ایران‌ اعلام‌ کردند:« بار دیگر شاه‌ با دستور حکومت‌ نظامی‌ در تهران‌ و سایر شهرستان‌های‌ بزرگ‌ ایران‌ ثابت‌ کرد که‌ پایگاهی‌ در میان‌ ملت‌ ندارد.» ایشان در این‌ پیام‌ آرزو کردند: «ای‌ کاش‌ خمینی در میان‌ شما بود و در کنار شما در جبهه‌ دفاع‌ برای‌ خدای‌ تعالی‌ کشته‌ می‌شد.»
 حضرت امام‌ کشتار ۱۷ شهریور را آشکار شدن‌ واقعیت‌ دولت‌ آشتی ملی اعلام‌ کردند: «شاه‌ با حکومت‌ آشتی‌ ملی‌ می‌خواست‌ روحانیت‌شریف‌ ایران‌ و سیاسیون‌ محترم‌ را در کشتار خود سهیم‌ گرداند، ولی‌ فریب‌ او خیلی زود برملا گردید.» 
امام‌ خطاب‌ به‌ علما نیز نوشتند: «در این‌ موقع‌ حساس‌ نه‌ تنها باید استقامت‌ کنید، بلکه‌ روحیه‌ عالی مقاومت‌ جامعه‌ را هر چه‌ بیشتر تقویت‌ کنید و هر چه‌ بیشتر صفوف‌ خود را برای مقابله‌ با دشمن‌ مردم‌ ایران‌ متشکل‌تر کنید.»
آیت‌الله العظمی گلپایگانی‌ نیز با انتشار نامه‌ای‌ سرگشاده‌ به‌ شریف‌امامی اخطار کردند که‌ این‌ گونه‌ برابر شدن‌ با امواج‌ احساسات‌ مردم‌ ناراضی موجب‌ مصایب‌ عظیم‌تر و خطرات‌ بزرگتر برای مملکت‌ است.‌ ایشان تأکید کردند که‌ حکومت‌ نظامی‌ و جوی‌ خون‌ راه‌ انداختن‌ هیچ‌ دردی را دوا نخواهد کرد.
آیت‌الله العظمی مرعشی نیز با صدور اطلاعیه‌ای‌ اعلام‌ کردند: «بار دیگر هیأت‌ حاکمه‌ ایران‌ دست‌ از آستین‌ ظلم‌ به‌ در آورده‌، صدها مردم‌ ستمدیده‌ و شریف‌ ایران‌ را به‌ ضرب‌ گلوله‌ در تهران‌ مقتول‌ و مضروب‌ و مجروح‌ کرد.» وی بار دیگر خواست‌ خود را مبنی‌ بر«اجرای‌ احکام‌ شرعیه‌ و برقراری‌ عدالت‌ و بازگشت‌ هر چه‌ زودتر حضرت‌ آیت‌الله خمینی» مورد تأکید قرار داد.
از هفدهم شهریور تا پیروزی انقلاب
حادثه هفدهم شهریور نقطه پایانی بر تلاش‌های حکومت پهلوی برای کنترل اعتراض‌های مردمی نبود، بلکه به عاملی برای گسترده‌تر شدن موج مخالفت‌ها تبدیل شد. پس از این واقعه، فضای سیاسی کشور بیش از گذشته ملتهب شد و بسیاری از گروه‌های اجتماعی که پیش از آن به شیوه‌های مختلف اعتراض می‌کردند، با انسجام بیشتری به میدان آمدند. 
خون‌های ریخته‌شده در میدان ژاله، به نمادی از سرکوب مردم و در عین حال انگیزه‌ای تازه برای ادامه مبارزات تبدیل شد.
در هفته‌ها و ماه‌های پس از آن، اعتصاب‌ها در سراسر کشور گسترش یافت. کارگران، کارمندان، دانشجویان، بازاریان و گروه‌های مختلف اجتماعی هر یک به شکلی در اعتراض‌ها حضور پیدا کردند. 
اعتصاب کارکنان صنعت نفت که از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود، فعالیت‌های اقتصادی کشور را با مشکلات جدی روبرو کرد و نشان داد که بحران سیاسی به همه بخش‌های جامعه راه یافته است.همزمان، مراسم یادبود شهدای هفدهم شهریور در شهرهای مختلف برگزار می‌شد و این مراسم، علاوه بر جنبه سوگواری، به فرصتی برای بیان اعتراض‌های عمومی تبدیل شده بود. در ادامه این روند، راهپیمایی‌های گسترده تاسوعا و عاشورای سال ۱۳۵۷ با حضور میلیون‌ها نفر در تهران و دیگر شهرها برگزار شد. 
این حضور گسترده نشان داد که اعتراض‌ها دیگر یک حرکت محدود یا مقطعی نیست، بلکه به جنبشی فراگیر تبدیل شده است. حکومت پهلوی با وجود تغییر دولت‌ها و تلاش برای ایجاد فضای سیاسی جدید، نتوانست اعتماد از دست رفته مردم را بازگرداند و فاصله میان حکومت و جامعه روزبه‌روز بیشتر شد.
سرانجام با خروج محمدرضا شاه پهلوی از ایران در دی‌ماه۱۳۵۷، بازگشت امام خمینی در دوازدهم بهمن و پیروزی انقلاب اسلامی در بیست‌ودوم بهمن، دوره‌ای تازه در تاریخ ایران آغاز شد. در میان مجموعه حوادثی که زمینه‌ساز این تحول بزرگ شد، هفدهم شهریور جایگاهی ویژه داشت؛ زیرا این واقعه، شدت بحران میان حکومت و مردم را آشکار کرد و نشان داد که مسیر تحولات کشور وارد مرحله‌ای برگشت‌ناپذیر شده است.
میدان ژاله تهران که صبح هفدهم شهریور شاهد یکی از تلخ‌ترین حوادث تاریخ معاصر ایران بود، بعدها به «میدان شهدا» تغییر نام یافت تا یادآور قربانیان آن روز باشد. 
این میدان در حافظه تاریخی مردم، فقط یک مکان جغرافیایی نیست، بلکه نمادی از روزی است که صدای اعتراض مردم با گلوله پاسخ داده شد و خاطره آن، در روند تحولات منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی برای همیشه ماندگار شد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی