به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از ددلاین، این فیلم که بر اساس زندگی و آثار این نویسنده ساخته شده، ما را به سال ۱۹۹۵ در زوریخ میبرد؛ جایی که هایاسمیت ۷۴ ساله، در تبعید، سیگار پشت سیگار میدود و در حالی که با ماشین تحریر خالیاش روبهروست، با روحِ مشهورترین و مخوفترین ساختهی ذهنی خود یعنی «تام ریپلی» (روانپریش شیکپوش داستانهایش) به گفتگو مینشیند.
داستان زمانی اوج میگیرد که انتشاراتِ هایاسمیت برای نوشتن کتابی تازه، جوانِ ساده و بیادعایی به نام «ادوارد ریجوی» (با بازی الدن ارنرایک) را به سراغ او میفرستد. هایاسمیت که در شهر به «تبر جنگی تگزاس» معروف است و از نیویورکیهای متظاهر به شدت بیزار است، بلافاصله بازی موشوگربه بیرحمانهای را با او آغاز میکند؛ از تمسخرهای گزنده گرفته تا بحثهای آزادانه درباره کارایی انواع سموم در آشپزخانهای که بطری آرسنیک در آن خودنمایی میکند!
اما ماجرا زمانی پیچیدهتر میشود که مرز میان حقیقت و توهم از بین میرود. هایاسمیت شروع به خلق داستانی جدید درباره ریپلی در رم میکند و ریجوی ناخواسته خود را در دل این فانتزی تاریک میبیند، تا جایی که تلخی و قساوت افکار این نویسنده نابغه، روح پاکش را هم آلوده میکند.
منتقدان سینمایی معتقدند این فیلم تنها روایتگر زندگی یک نویسنده نیست، بلکه پرسشی تکاندهنده را مطرح میکند: آیا ریجوی واقعاً وجود دارد، یا او تنها تجلی رویای مرگ و تجسمی از هیولای درون خود هایاسمیت است؟ زنی که از مردم، از زندگی و حتی از خودش متنفر بود، اما با خلق شاهکارهایی ماندگار، جهانِ ادبیات جنایی را برای همیشه تغییر داد.
های اسمیت برای خوانندگان ایرانی نویسندهای نامآشناست؛ از جمله کتابهای این داستاننویس که به فارسی ترجمه شده میتوان به «آدمکش»، «آب عمیق» و «سلول شیشهای» اشاره کرد.