وزیر خارجه پیشین آمریکا که ریاست هیأت این کشور را در مذاکرات منتهی به برجام   برعهده داشت، درباره پیامدهای هر گونه ماجراجویی اسرائیل علیه برنامه هسته‌ای ایران هشدار داد.
به گزارش   فارس؛   جان کری در مصاحبه با کریستین امانپور در شبکه سی‌ان‌ان، مذاکرات هسته‌ای جاری میان ایران و آمریکا و دستیابی به توافق در نتیجه آن را حیاتی خواند. 
اودراظهاراتش به خروج یکجانبه آمریکا از برجام در دولت اول ترامپ اشاره کرد وگفت که «واقعیت این است که مهم است رئیس‌جمهوری درحال مذاکره درباره این موضوع است و امیدوارم به توافقی دست یابد که استانداردهای توافق قبلی (برجام) را داشته باشد و مشخص است   این‌که بتوان چنین کاری را انجام داد، بسیار مهم است ».
او همچنین دراشاره به گزارش‌ها درباره قصد ادعایی رژیم صهیونیستی برای حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران درصورت عدم دستیابی به توافق درنتیجه این مذاکرات، گفت که «اسرائیل به تنهایی توانایی لازم برای از بین بردن برنامه هسته‌ای ایران و پایان دادن به آن را ندارد. آنها می‌توانند به آن آسیب بزنند و به‌طورقابل‌توجهی هم این کار را بکنند؛ اما این کارآغازگر روندی بسیار خطرناکتر از جنبه‌های مختلف برای همه در منطقه خواهد بود».
کری با توجه به این شرایط، خواستار غلبه عقلانیت شد و گفت که «به‌نظر من رئیس‌جمهوری در مسیر درستی که تلاش برای دستیابی به یک توافق است، قرار دارد».
نشریه آمریکایی هیل:ایرا ن  کشور  در آستانه فروپاشی نیست
ازسوی دیگر،نشریه آمریکایی هیل در گزارشی با عنوان «ترامپ نباید اشتباه صدام را تکرار کند؛ از حمله به ایران پرهیز کنید» نوشت: برخی گروه‌های مخالف ایرانی و تندروهای غربی همچنان روایتی مشابه با فرضیات اشتباه صدام ترویج می‌دهند. آنها استدلال می‌کنند که نارضایتی ناشی از تحریم اقتصادی، ایران را در آستانه فروپاشی قرار داده است. این گروه‌ها نارضایتی را فرصتی می‌بینند و پیشنهاد می‌کنند که مداخله خارجی  چه از طریق اقدام نظامی و چه عملیات مخفیانه، می‌تواند قیام مردمی علیه دولت را برانگیزد. شواهد تاریخی و معاصر اما این دیدگاه را رد می‌کند؛ در طول جنگ ایران و عراق، اختلافات داخلی مانع دفاع متحدانه نشد. به همین ترتیب، انفجار بندرعباس به اقدامات همبستگی ملی منجر شده است.
 به گزارش   ایرنا، نشریه آمریکایی هیل می‌نویسد: ایران، برخلاف ادعای تندروها، کشوری در آستانه فروپاشی نیست، بلکه ملتی است که توانایی اتحاد علیه تهدیدات خارجی را دارد. برای اجتناب از اشتباهات گذشته، ایالات متحده باید با درکی واقع‌بینانه از تاب‌آوری ایران و تعهد به گفتگو به جای تقابل به این کشور نزدیک شود. تعامل با ایران از طریق دیپلماسی به جای رویارویی، نه‌ فقط  عاقلانه بلکه برای ثبات منطقه‌ای ضروری است .
 نشریه آمریکایی   نوشت: در تاریخ ۲۶آوریل، انفجاری ویرانگر شهر بندری پرجنب‌وجوش بندرعباس در ایران را لرزاند و جان ۵۷نفر را گرفت و بیش از ۱۲۰۰نفر را زخمی کرد. این انفجار در بندر شهید رجایی، بزرگترین مرکز کانتینری ایران  رخ داد و امواج شوک‌آوری را به شهر فرستاد که شیشه‌های پنجره‌ها را شکست و زیرساخت‌ها را تا شعاع چند مایلی تخریب کرد. مقامات هنوز در حال بررسی علت این حادثه هستند و گزارش‌های اولیه به احتمال سهل‌انگاری در مدیریت مواد شیمیایی اشاره دارند، هرچند گمانه‌زنی‌هایی درباره خرابکاری نیز وجود دارد .
 در میان این فاجعه، واکنش مردم ایران درس مهمی برای سیاستگذاران آمریکایی به همراه داشته است. نباید ظرفیت ایران برای اتحاد در برابر بحران‌ها را دست‌کم گرفت، همان‌گونه که چند دهه پیش صدام حسین این اشتباه را مرتکب شد.
در این گزارش آمده است: با وجود مشکلات اقتصادی و نارضایتی‌های سیاسی، ایرانیان پس از انفجار بندرعباس متحد شدند، در سراسر کشور، مردم برای اهدای خون به آسیب‌دیدگان صف کشیدند، یک جشنواره موسیقی محلی در بوشهر به مراسم همدردی و عزاداری تبدیل شد و برگزارکنندگان، آن جشنواره را به احترام این فاجعه زودتر به پایان رساندند. پزشکان و روانشناسان در سراسر کشور برای کمک به مصدومان و افرادی که از این فاجعه آسیب روانی دیدند، داوطلب شدند و مکانیک‌های خودرو برای تعمیر رایگان خودروهای آسیب‌دیده و دیگران برای ارسال شیشه برای تعمیر پنجره‌های شکسته خانه‌ها اقدام کردند.
 این واکنش، روایتی را که برخی گروه‌های مخالف ایرانی و تحلیلگران غربی ترویج می‌دهند، به چالش می‌کشد؛ روایتی که ادعا می‌کند نارضایتی عمومی از دولت، ایران را آسیب‌پذیر کرده و مردم ممکن است از مداخله خارجی به‌عنوان فرصتی برای سرنگونی دولت استقبال کنند. اما حمایت گسترده پس از انفجار نشاندهنده چیزی متفاوت است. ایرانیان، فارغ از نارضایتی‌هایشان، در مواجهه با رویدادهای خارجی یا فاجعه‌بار، اولویت را به انسجام ملی می‌دهند، پدیده‌ای که به «اثر اتحاد حول پرچم» معروف است و در آن شهروندان در زمان‌های بحران پشت دولت خود متحد می‌شوند.
 این گزارش می افزاید: اتحاد نشان‌داده‌شده در بندرعباس یادآور واکنش عمومی در طول جنگ ایران و عراق است؛ پیشینه‌ای تاریخی که هشداری جدی به کسانی می‌دهد که برای تهاجم به ایران تبلیغ می‌کنند. در سپتامبر ۱۹۸۰، صدام حسین  با این تصور که ایران پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹تضعیف شده است، حمله‌ای را آغاز کرد و انتظار پیروزی سریع داشت. او معتقد بود که آشوب داخلی و شکاف‌های قومی، ایران را از دفاع منسجم بازمی‌دارد. این اشتباه محاسباتی صدام تحت تأثیر گروه‌های مخالف ایرانی و برخی نیروهای دیگر بود که ادعا می‌کردند ایرانیان بیش از حد ناراضی‌اند تا از کشورشان دفاع کنند.
 اما ایرانیان، از جمله شبه‌نظامیان انقلابی و داوطلبان عادی، متحد شدند و تهاجم عراق را دفع کردند. تا سال ۱۹۸۲، ایران تقریباً تمام سرزمین‌های ازدست‌رفته را بازپس گرفت و جنگ به بن‌بستی هشت‌ساله تبدیل شد که بیش از یک میلیون نفر قربانی گرفت. اشتباه صدام از دست‌کم گرفتن تاب‌آوری مردم ایران و تمایل آنها به کنار گذاشتن اختلافات داخلی برای دفاع از میهن ناشی می‌شد. این یک استثنا نبود، بلکه ویژگی تکرارشونده واکنش ایران به تهدیدات خارجی است.
 هیل می‌نویسد: برخی گروه‌های مخالف ایرانی و تندروهای غربی همچنان روایتی مشابه با فرضیات اشتباه صدام ترویج می‌دهند. آنها استدلال می‌کنند که نارضایتی ناشی از تحریم اقتصادی، ایران را در آستانه فروپاشی قرار داده است. این گروه‌ها نارضایتی را فرصتی می‌بینند و پیشنهاد می‌کنند که مداخله خارجی چه از طریق اقدام نظامی و چه عملیات مخفیانه، می‌تواند قیام مردمی علیه دولت را برانگیزد.
 شواهد تاریخی و معاصر اما این دیدگاه را رد می‌کند؛ در طول جنگ ایران و عراق، اختلافات داخلی مانع دفاع متحدانه نشد. به همین ترتیب، انفجار بندرعباس به اقدامات همبستگی ملی منجر شده است. حتی با وجود گمانه‌زنی‌هایی درباره سوءمدیریت، واکنش عمومی بر حمایت از قربانیان و نه سرزنش دولت متمرکز بود. این نشان می‌دهد که تهاجم خارجی احتمالاً جایگاه داخلی دولت را با متحد کردن ایرانیان علیه دشمنی مشترک تقویت می‌کند.
 این نشریه آمریکایی تاکید می‌کند: ریسک‌های استراتژیک ناشی از قضاوت نادرست درباره اتحاد ایرانیان قابل‌توجه است.؛ ایران امروز، کشوری منزوی مانند سال ۱۹۸۰نیست. این کشور ارتش و برنامه موشکی نسبتاً پیشرفته‌ای توسعه داده است  و از طریق شبکه‌ای از متحدان در سراسر خاورمیانه نفوذ قابل‌توجهی دارد. مداخله نظامی یا تشدید تنش می‌تواند به درگیری منطقه‌ای گسترده‌تری منجر شود که این بازیگران را درگیر   و منافع ایالات متحده در خاورمیانه را پیچیده‌تر کند.
 برای سیاستگذاران آمریکایی  به‌ویژه کسانی که به   ترامپ مشاوره می‌دهند، حادثه بندرعباس یک هشدار است. نیروهایی که سیاست‌های تهاجمی را ترویج می‌دهند، در خطر تکرار اشتباه فاحش صدام هستند. این فرض که ایرانیان از مداخله خارجی استقبال می‌کنند، شواهد اتحاد ملی در زمان‌های بحران را نادیده می‌گیرد.

در ادامه این گزارش آمده است: داده‌های افکار عمومی نیز روایت تندروها را پیچیده‌تر می‌کند. در حالی که برخی ایرانیان از سیاست‌های دولت خود ابراز نارضایتی می‌کنند،   همچنین به حاکمیت ملی کشورشان اهمیت می‌دهند. نظرسنجی‌های اخیر نشاندهنده حمایت از حضور نظامی منطقه‌ای ایران است که حاکی از ترجیح برای قدرت ملی به جای دخالت خارجی است. این احساسات با همبستگی دیده‌شده در بندرعباس همخوانی دارد، جایی که تمرکز بر بهبود جمعی و نه تفرقه بود.
 به جای دنبال کردن سیاست‌هایی که فرض را بر شکنندگی ایران می‌گذارند، سیاستگذاران غربی باید دیپلماسی را در اولویت قرار دهند و از طریق مذاکراتی که به نگرانی‌های متقابل  مانند گسترش تسلیحات هسته‌ای و ثبات منطقه‌ای می‌پردازد، با ایران تعامل کنند. اقدامات تهاجمی می‌تواند مذاکرات را از مسیر خارج کند و تلاش‌های دیپلماتیک برای رسیدگی به برنامه هسته‌ای ایران و بهبود روابط ایران و ایالات متحده را تضعیف کند. یک اشتباه نظامی نه‌ فقط  به تغییر رژیم در ایران منجر نمی‌شود، بلکه خطر درگیر کردن ایالات متحده در یک درگیری پرهزینه با پیامدهای گسترده را به همراه دارد .
 در پایان این گزارش این گونه جمع بندی می‌شود که: ایران، برخلاف ادعای تندروها، کشوری در آستانه فروپاشی نیست، بلکه ملتی است که توانایی اتحاد علیه تهدیدات خارجی را دارد. برای اجتناب از اشتباهات گذشته، ایالات متحده باید با درکی واقع‌بینانه از تاب‌آوری ایران و تعهدی به گفتگو به جای تقابل به این کشور نزدیک شود. تعامل با ایران از طریق دیپلماسی به جای رویارویی، نه‌ فقط عاقلانه بلکه برای ثبات منطقه‌ای ضروری است.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی