لیلا حیدری*
اولین بار «امید» پنج شش سال قبل به اتفاق خواهرش به دفتر وکالت مراجعه کرده بود. موضوع مشاوره آنها تنظیم یک قرارداد کاری برای خواهرش بود. امید به حقوق و داستانهای جنایی علاقه داشت به همین خاطر پیگیر جدی مطالب حقوقی، گزارشها و داستانهای جنایی روزنامهها و مجلات بود. او عقیده داشت همانطور که اخیراً برخی از جوانان قبل از ازدواج از مشورت روانشناسان خانواده بهره میبرند میبایست قبل از ازدواج در مورد مسئولیتهای هر دو طرف در زندگی زناشویی از مشورت وکیل نیز در مورد قوانین خانواده بهره برده و آگاهی پیدا کنند و معتقد بود این فرهنگ باید از طریق کانونهای وکلا و با بهرهگیری از کارگاههای آموزشی و یا حتی نشریات و رسانههای گروهی ترویج شود. امید اینبار بر مبنای همان ایده آل و انتظاری که از جوانها داشت، خودش برای مشاوره در مورد حقوق خانواده آنهم بعد از شش سال، عصر یک روز سه شنبه با وقت قبلی به دفتر مراجعه کرد. از صحبتهایش متوجه شدم که همچنان علاقهمندانه مطالب حقوقی را پیگیری میکند. سه سالی بود که درسش تمام شده و در شرکت توزیع انواع رنگ که متعلق به یکی از اقوامش بود به عنوان مدیرفروش مشغول به کار بود.
کمی بعد از گپ و گفت در مورد کار و تحصیل و... «امید» قصد و غرض خود را از جلسه مشاوره روشنتر بیان کرد. او گفت در مورد موضوعاتی که بعضاً اختلافات زن و شوهر و خانوادههای آنان را همراه دارد، کلا قصد داشت از جنبههای مختلف حقوق خانواده اطلاعاتی به دست آورد تا در آیندهای نزدیک که قصد ازدواج دارد، برای بروز اختلافات مدنظر قرار دهد.
خب مباحث حقوق خانواده بسیار گسترده بود. از دوران نامزدی تا عقد و یا از تولد فرزند و تا وقتی که میان زوجین افتراق جسمانی یا طلاق پیش میآمد و یا فوت یکی از زوجین تکلیف حضانت آنها و... هرکدام نیازمند توضیحات مفصلی بود. به همین خاطر تصمیم گرفتیم در جلسه اول تا حد امکان به مسایل مالی که از بدو خواستگاری پیش میآید و به نظر «امید» هم از موضوعات مهم بود، شروع کنیم. به امید، مطول و گسترده بودن جنبههای حقوق خانواده را گوشزد کردم. با توجه به اینکه بعضاً اگر لازم بود، میخواستم مصداق عملی هر ماده قانونی مربوط به حقوق خانواده را به عنوان یک پروندهای که تجربهاش را داشتم بیان کنم، پیشاپیش گفتم که چه بسا گفتگوی ما به بیش از یک یا دو و یا حتی سه جلسه ختم شود. برای آنکه گفتگوی ما از حالت خشک خواندن قوانین و بسان آموزش های آکادمیک خارج شود، از او خواستم اگر سوال یا سوالاتی دارد اول مطرح کند.
«امید» مشتاقانه و کاملا آماده یک دفترچه سیمی نسبتاً کوچک و یک روان نویس را از کیفش درآورد و صفحه مورد نظرش را پیدا کرد و نگاهی به آن انداخت و سراپا آماده شنیدن و نوشتن بود. همانطور که توافق کرده بودیم قرار شد از مسایل مالی که تقریباً اختلاف برانگیزتر از سایر مسایل بود شروع کنیم. با آنکه خودش برخی از قوانین را خوانده بود اما متوجه برخی از موارد آن نشده و یا میخواست بیش از پیش به آنها تسلط یابد.
با آنکه «امید» میگفت نگاهی گذرا به قوانین خانواده داشته است، اما وقتی با مسایل مالی دوران نامزدی و قابلیت استرداد هدایا در صورتی که به ازدواج ختم نشود، اشاره کردم، با تعجب نگاهم کرد گویی که اولین بار است آنرا شنیده است.
امور مالی نسبت به پسر و دختری که عقد نکرده و در نامزدی یکدیگرند
سخن خود را چنین ادامه دادم که اگر کسی وعده ازدواج به دختری بدهد ولو اینکه بخشی از مهریهای که طرفین توافق کرده باشند پرداخت کرده باشد، برهم زدن وعده ازدواج جایز است زیرا تا وقتی که عقد نکاح جاری نشده باشد، هر یک از طرفین میتوانند از ازدواج امتناع کند و نمیتوان آن فرد مستنکف را به پرداخت خسارت مجبور کرد زیرا خلاف سایر عقدها مثل بیع، خرید، قراردادهای کار، رهن و... که میتوان مستنکف از اجرای عقد را به نفع دیگری متعهد به پرداخت خسارت کرد، در عقد وعده ازدواج (نامزدها) نه میتوانند بابت استنکاف و پشیمانی یک طرف به نفع دیگری خسارت بگیرد و نه اصولاً شرط خسارت گرفتن در مورد نامزدی موافق با عرف و رویه جامعه و نظم عمومی است.
مطابق عرف جامعه، نامزدها به مناسبتهای متعدد
نامزدها هدایایی برای یکدیگر میگیرند، آیا برهم زدن نامزدی امکان استرداد این هدایا را میدهد؟ در پاسخ باید گفت این هدایا بر دو قِسم هستند، هدایایی که عادتاً نگه داشته میشوند مثل ساعت یا طلا و یا حلقه نامزدی که قابلیت استرداد را دارند، اما هدایایی هم هستند که در زمره هدایای مصرف شدنی اند، مانند لباس که این قبیل هدایا عرفاً جزء هدایایی هستند که قابلیت استرداد را ندارند. تفاوتی دیگر نیز در میان این نوع هدایا هست و آنهم این است که هدایای مصرف شدنی اگر تلف شود، طرف مقابل مسئولیتی در مورد آن ندارد اما از بین رفتن هدایای غیر مصرف شدنی که عادتاً نگهداری میشوند، مثل طلا و ساعت و... چون عادتاً نگهداری میشود، در قبال مطالبه طرف دیگر اگر آنرا از بین برده باشد، مسئول است. شایان ذکر است این استرداد هدایا صرفاً در موردی قابل انجام است که طرفین به هر علتی از ازدواج با یکدیگر پشیمان شده اند و اگر یکی از طرفین فوت کند، امکان استرداد هدایا حتی نسبت به هدایای غیر مصرف شدنی، ولو از سوی وراث وجود ندارد.
تعیین مهریه در عقد دائم و عقد موقت
در عقد دائم، امکان عدم تعیین مهریه وجود دارد اما در عقد موقت، عدم ذکر مهر در عقد موجب بطلان است. همچنین در عقد دائم یا نکاح دائم اگر مهر به هر دلیلی ذکر نشده باشد، به هر حال عقد نکاح صحیح است و پسر و دختر میتوانند به میل خود بعد از عقد مهریه خود را تعیین کنند اما در عقد موقت یا نکاح منقطع در صورتی که مهریه و نیز مدت عقد ذکر نشده باشد، عقد باطل است.
مالکیت زن نسبت به مهریه
به محض انعقاد عقد، زن مالک مهریه میشود و میتواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید. همچنین ممکن است که در زمان عقد، مهریه حاضر و آماده نباشد مثل سکه یا طلایی که هنوز تحویل زن نشده است، در این قبیل موارد میتوان گفت که به محض درخواست زن، میبایست به زن پرداخت شود که اصطلاحاً به آن عندالمطالبه گویند. ممکن است برای تحویل مهریه و بخشی از آن مدتی تعیین شود.
نکته مهم این است که شاید در هر عقد دیگری مثل اجاره، بیع، کار، و امثالهم حق فسخ (یعنی در صورت وجود مورد یا مواردی در هنگام عقد یا اتفاقی در آینده امکان بر هم زدن عقد برای کسی که شرط فسخ برایش پیش بینی شده یا هر دو طرف قرارداد باشد) و فسخ عقد برای یکی از طرفین آن عقد و یا هر دو جایز و روا باشد لکن در عقد ازدواج، شرط فسخ نسبت به خود ازدواج به هیچ وجه جایز نیست اما اگر نسبت به مهریه و شرایط آن اختیار فسخ به زوجه داده شده باشد، کسی که در عقد نکاح، حق فسخ به نفع او مقرر شده که عموماً زوج هست، فقط نسبت به مهریه میتواند از اختیار فسخ خود (بی آنکه خللی به عقد نکاح وارد سازد)، استفاده کرده و عقد نکاح را فقط نسبت به مهریه و شرایط آن فسخ شده اعلام کرده و یا برای فسخ آن اقدام کند.
همچنین اگر پسر و دختری و یا زن و مردی در هنگام انعقاد عقد نکاح شرط کنند که در صورت عدم پرداخت و تادیه مهریه در بازه زمانی معین، عقد نکاح باطل است، نکاح و میزان مهر همچنان صحیح محسوب میشود اما شرط فوق باطل است.
در واقع قانونگذار برخی از حدود و اختیاراتی که در هر عقد دیگر برای طرفین روا میداند آنها را در عقد ازدواج ناروا نمیداند زیرا به اساس عقد نکاح اشکال و شبهه وارد میآورد و با نظم عمومی در ارتباط است.
***
با آنکه سخن در مورد مسایل مالی میان زوجین همچنان باقی بود، علاوه بر اینکه مدت مشاوره به اتمام رسیده بود، «امید» هم که تاکنون چنین موشکافانه به مسایل مالی زوجین توجه نکرده بود خصوصاً نسبت به تعهدات مالی طرفین در صورت برهم خوردن نامزدی، نفس عمیقی کشید و گفت: خانم وکیل اینطور که معلومه این قصه
سرِ دراز دارد.
خندیدم و در حالی که به کتاب های روبرویم اشاره میکردم گفتم: بلی قصه سر دراز دارد و تازه مجال پرداختن به پروندههای مبتلابه میسر نشد ولی همین موارد جزیی که بعضاً به تصور اینکه در مورد ما هرگز اتفاق نمیافتد، به سالها دوندگی در دادگاهها
میانجامد.
«امید» نگاهی سرسری به یادداشتهایی که هنگام صحبتم برداشته بود، کرد و گفت: خانم وکیل هنوز به سوالهایم نرسیدم.
در حالی که این بار به پرونده های روی میز اشاره میکردم، پاسخ دادم: برای اینکه هنوز به مباحثی که ممکن است سوال شما در آنها باشد، نرسیدهایم، قرار شد دو هفته بعد برای ادامه این گفتگو به دفتر بیاید و شاید در صحبت راجع به هریک از این پروندهها، پاسخ خود
را بیابید.
* وکیل پایه یک دادگستری
شما چه نظری دارید؟