رقابت جهانی نسخههای متاورس
متاورس چیزی فراتر از یک کنجکاوی فناورانه بوده و بهسرعت در حال تبدیل شدن به یک رزمگاه ژئوپلیتیک است. اگرچه مفهوم متاورس هنوز در آغاز راه خود است اما دولتها و شرکتهای فناور دنیا رقابتی را آغاز کردهاند که تعیین کننده عملکرد این اینترنت درهمپیوسته و غوطهورکننده در آیندهای نهچندان دور است و معلوم خواهد کرد چه افرادی آن را در کنترل خواهند داشت.
شاهد ظهور دو نسخه رقیب از متاورس هستیم. سه قطب مختلف در دنیا شامل چین، اتحادیه اروپا و ایالاتمتحده آمریکا هر کدام مسیر خود را بهسوی توسعه این اینترنت جدید میپیمایند. این بدان معناست که آینده دیجیتال برخاسته از دیدگاههای سیاسی و اقتصادی بسیار متفاوتی خواهد بود. رویکردهای بهشدت رقابتی آنها منجر به پیدایش متاورسهایی خواهد شد که رقابت تنگاتنگی بینشان برقرار است.
متاورس صنعتی حاکمیت ـ محور چین
چین برخلاف ایالاتمتحده یک استراتژی ملی جامع را برای هدایت متاورس راهاندازی کردهاست. وزارت صنعت و فناوری اطلاعات چین برنامههای پنجساله و یک برنامه اقدام سهساله (۲۰۲۵-۲۰۲۳) را برای گنجاندن فناوریهای مجازی و واقعیت تعمیم یافته (extended reality)به درون بخشهای کلیدی این کشور ازجمله آموزشوپرورش، تولید و مراقبت سلامت معرفی کرده است.
غولهای فناوری چین، «هواوی»، «تِنسنت»، «بایت دَنس»، «علیبابا» و «نِت ایز» در مرکزیت این اقدام قرار دارند. آنها طی همکاری بسیار نزدیک با دولت میخواهند یک متاورس صنعتی متمرکز بر بهرهوری و قدرت ملی به وجود آورند. تمامی هویتهای آنلاین و تراکنشها در متاورس چینی از طریق سامانههای تأئید شده توسط دولت پایش میشوند. این یک مدل از اینترنتی است که کنترل و نظارت را به موازات پیشرفت فناورانه در اولویت قرار میدهد.
متاورس حقوق ـ محور اروپایی
اتحادیه اروپا رویکرد متفاوتی دارد. کمیسیون اروپا از طریق نسل چهارم وب و استراتژی دنیای مجازی (۲۰۲۳) درصدد است یک متاورس باز و همکنشپذیر بر اساس ارزشها و اصول اروپایی مثل خطمشیگذاری، شفافیت و همهپذیری را ایجاد کند. اتحادیه اروپا در نظر دارد محیطی دیجیتالی بسازد که در آن از حقوق کاربران محافظت میشود و کسب و کارها چه کوچک و چه بزرگ امکان رشد کردن داشتهباشند. اروپا در پروژههای نفعرسان به عموم سرمایهگذاری میکند. یکی از آنها دِستینیشن ارث» نام دارد که قُل دیجیتالی سیاره زمین است و بهمنظور مدلسازی تغییرات آب و هوایی طراحی شده است. پروژهی دیگر «سیتی وِرس» CitiVerseاست، یک کپی مجازی از محیطهای شهری که هدف ارتقاء طراحی شهری را دنبال میکند.
اما علیرغم این بلندپروازیها، نبود شرکتهای فناور پرقدرت در اروپا ایجاب میکند تا اروپاییها برای محاسبات ابری و هوش مصنوعی به زیرساختهایی که ایالاتمتحده در اختیارشان میگذارد متکی باشند. این وابستگی تأثیر اروپا را در تحول متاورس محدود میکند.
متاورس تجارت ـ محور ایالاتمتحده آمریکا
در ایالاتمتحده آمریکا، یک سیاست فدرال رسمی برای متاورس وجود ندارد. در عوض، دولت فناوریهای مربوطه از قبیل هوش مصنوعی، نیمهرساناها و رایانش ابری را از طریق سیاستهای صنعتی مانند CHIPSو Science Actپشتیبانی میکند. این رویکرد عدم مداخله به غولهای فناوری این کشور مثل متا، گوگل، اپل، آمازون و مایکروسافت آزادی میدهد تا اینترنت جدید را خودشان تعریف و جهتدهی کنند. این شرکتها تقریباً تکتک لایههای اکوسیستم دیجیتال را در سلطه خود دارند، از هدستهای واقعیت مجازی و فروشگاههای خرید اپلیکیشن گرفته تا زیرساختهای ابری و سامانههای هویت دیجیتال. در نتیجه، متاورس نسخه ایالاتمتحده یک محیط تجاری و بسته خواهد بود که در آن تجارب کاربران و دادههایشان را فقط تعداد معدودی شرکت فناور کنترل میکنند.
رویکرد هر کدام از این سه قطب رقیب در دنیا بازتابی از فلسفه اقتصادی و سیاسی گستردهتر آن است. چین به افزایش کنترل دولت و توسعه صنعتی میاندیشد، اتحادیه اروپا تلاش میکند بین نوآوری و اخلاقیات و حقوق دیجیتالی موازنه برقرار کند و ایالاتمتحده ابداع و نوآوری خصوصی و استیلای بازار را زیربنا قرار داده است.
متاورس فقط یک پیشرفت فناورانه نیست بلکه پروژهای سیاسی ـ اقتصادی است. انتخابهایی که امروز میشوند تعیین خواهند کرد متاورس یک فضای باز دیجیتال برای عموم خواهد بود یا سامانهای تفکیکشده که فقط چند شرکت قدرتمند آن را کنترل میکنند و برایش تصمیم میگیرند.
تفاوت جستجو در وب به شیوه سنتی و هوش مصنوعی
هر کاربری که از اینترنت استفاده میکند میداند که شیوه جستجو و یافتن اطلاعات مورد نیازمان نسبت به گذشته به طرزی اساسی تغییر کرده است. طی سه دهه گذشته، موتورهای جستجو فهرستهای لینکها را متناسب با پرسشی که مطرح میکنیم اولویتبندی می کنند و در مقابل ما به نمایش میگذارند. پسازآن خودمان باید فهرست لینکها را نگاه میکردیم تا مطلب مورد نظرمان را از میان آنها بیابیم. اکنون جستجو تغییر کرده است. موتورهای جستجوی اصلی با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی زایا تنها یک پاسخ مرتبط به پرسش ما میدهند که اغلب به همراه چند لینک پیشنهادی است. اما این رویکرد چقدر با روش سنتیِ جستجو در اینترنت شباهت دارد و چه تفاوتهایی بین این دو وجود دارند؟ پاسخ این پرسش را پژوهشگرانی از «دانشگاه رور ـ بوخوم» در آلمان و همکارانشان در مؤسسه ماکس پلانک به ما میدهند. آنها این دو شیوه را با هم مقایسه کردهاند تا ببینند چه مزایایی برای ما دارند و معایبشان چیست.
برای این منظور، این تیم جستجوی سنتی گوگل را با این چهار موتور زایا (مولد) در قیاس با یکدیگر قرار دارند: Google AI Overview (AIO) , Gemini, GPT-۴۰-Searchو GPT-۴۰با ابزار جستجو.
آنها هزاران پرسش در شش زمینه عمده ازجمله اطلاعات عمومی، سیاست، علم و خرید را وارد کردند سپس بر اساس سه معیار کلیدی، مقایسهای مفصل از دو سبک جستجو انجام دادند. معیار نخست آنها تحلیل تنوع منبع با چک کردن وب سایتهایی بود که هوش مصنوعی در مقایسه با ۱۰ لینک نخست جستجوی سنتی به آنها سر زده بود. طبق دومین معیار، آنها میزان اعتماد به دانش را اندازه گرفتند تا ببینند هوش مصنوعی به حافظه داخلی خود اعتماد و تکیه میکند یا اینکه ترجیح میدهد وب را برای یافتن اطلاعات تازه جستجو کند.
سومین معیار، پوشش دادن به مفهومی بود که معلوم میکرد پاسخهای نهایی هوش مصنوعی دامنه وسیعتری از ایدهها را نسبت به برترین نتایج جستجوی سنتی پوشش میدهند. در پایان، آنها دو ماه بعد آزمایش را تکرار کردند تا ببینند منابع هوش مصنوعی و پاسخها با گذشت زمان با چه سرعتی تغییر میکنند.نسخه پیشچاپ نتایج این مطالعه در وبگاه آرکایو (arXiv)منتشر شدهاست.
تفاوتهای آشکار
در نتیجه این مقایسه، تفاوتهای آشکاری بین روش سنتی جستجوی گوگل و جستجو بهوسیله ابزارهای هوش مصنوعی به دست آمدند. هوش مصنوعی تور وسیعتری برای پاسخ دادن پهن و اطلاعات را از وب سایتهای متنوعتری صید میکند، اما لینکهایی که استفاده میکند اغلب جزو ۱۰ نتیجه جستجوی برتر نیستند. بااینحال، صرفاً چون هوش مصنوعی از منابع بیشتری استفاده میکند معنیاش این نیست که پاسخهایش جامعتر هستند و برعکس اغلب اینگونه نیست.
تفاوت در انتخاب منبع و استفاده از اطلاعات داخلی دو عاملی هستند که میتوانند به شکلی نسبتاً نامحسوس دیدگاهها و حقایقی را که کاربر مشاهده میکند تغییر دهند؛ حتی زمانی که یک موضوع عمومی در ظاهر به شکلی مشابه و یکسان پوشش داده شده باشد. تفاوت دیگر این است که ثبات پاسخهای هوش مصنوعی با گذشت زمان کمتر میشود؛ بدین معنی که پس از دو ماه به میزان قابل توجهی تغییر میکنند.همچنین تفاوتهایی بین مدلهای هوش مصنوعی مشاهده شدند. برای مثال، GPT-۴۰ با ابزار جستجو متکی به حافظه داخلی خود است درحالیکه Google AI Overview AIO)O) و Gemini بهطور مداوم اطلاعات را از سایتهای خارجی جدیدتر و بزرگتر استخراج میکنند.درمجموع، پژوهشگران به این نتیجه نرسیدند که یکی از این دو نوع جستجو بهتر از دیگری است. اگرچه در استفاده از جستجوی هوش مصنوعی برد و باخت وجود دارد اما کاربران یک پاسخ خلاصه شده جامع را دریافت میکنند و از منابع موثق و نتایج منطبق با یکدیگر که جستجوهای سنتی ارائه میدهند محروم میشوند.

شما چه نظری دارید؟