استادان ادبیات در نشست «فردوسیشناسی» با تأکید بر سابقه تاریخی مخالفتها با فردوسی و شاهنامه، بر این نکته تصریح کردند که واکنشهای افراطی و برخوردهای امنیتی نهتنها راهحل نیست، بلکه مانع فهم عمیقتر این میراث هویتی میشود.
به گزارش ایلنا، نشست «فردوسیشناسی» به همت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و با همکاری خانه علوم انسانی ایران، با حضور استادان و پژوهشگران حوزه ادبیات فارسی برگزار شد. در این نشست، محمود بشیری، پژوهشگر و استاد دانشگاه، با اشاره به حاشیههای اخیر پیرامون فردوسی و شاهنامه، تأکید کرد که تخطئه فردوسی پدیدهای نوظهور نیست و از همان دوران حیات این شاعر بزرگ آغاز شدهاست.
وی گفت: مخالفت با فردوسی حتی در دربار محمود غزنوی وجود داشت و شاعرانی چون عنصری، فرخی سیستانی و منوچهری دامغانی در این جریان نقش داشتند. البته دلایل این مخالفتها متنوع بوده و نمیتوان آن را صرفاً به باورهای مذهبی فردوسی تقلیل داد.
بشیری افزود: در برابر این جریان، اندیشمندان و شاعرانی نیز به دفاع از فردوسی پرداختند و آثاری چون «اختیارات شاهنامه» یا نقدهای علمی اسدی طوسی، در واقع دفاعی منطقی از شاهنامه به شمار میروند.
این استاد دانشگاه با اشاره به بیمهریهای تاریخی نسبت به فردوسی، از ماجرای دفن او و دفاع سعدی از دیانت و پاکدینیاش، یادآور شد: این برخوردها در دوره معاصر نیز ادامه داشته و برخورد قضایی یا امنیتی با منتقدان شاهنامه راهحل درستی نیست. لذا بهتر است انرژی دستگاه قضایی صرف مقابله با فساد شود، نه ورود به مناقشات فرهنگی.
او فردوسی را «معجزه حفظ زبان فارسی» خواند و گفت: هرچند شاعران بسیاری در بقای زبان فارسی نقش داشتهاند، اما سهم فردوسی بیبدیل است. به باور بشیری، شاهنامه اثری چندبعدی است که تاریخ، جغرافیا، زبان، زیستبوم، خرد و عدالت را درهم میآمیزد و نقد قدرت و هشدار نسبت به فساد ناشی از آن، از مضامین محوری این اثر است.
در ادامه نشست، سید حسن شهرستانی، مدرس و محقق ادبیات عرفانی، با انتقاد از واکنشهای افراطی به برخی اظهارات درباره شاهنامه گفت: این حساسیتها دقیقاً همان چیزی است که جریانهای شهرتطلب از آن تغذیه میکنند. او افزود: در برابر میراث عظیمی چون شاهنامه، این حاشیهها ارزش بزرگنمایی ندارند.

شما چه نظری دارید؟