یکشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۴ - ۰۱:۰۱
نظرات: ۲
۰
-
هوش مصنوعی با تنش‌های اجتماعی چه می‌کند؟

پرسش مهم این است که آیا می‌توان از ابزارهای جدید، به‌ویژه هوش مصنوعی، برای کاهش این تنش‌ها و متعادل‌سازی گفت‌وگوهای عمومی بهره گرفت؟ یا این فناوری خود می‌تواند به منشأی تازه برای اختلاف و سوءفهم تبدیل شود؟

محمدرضا احدی - روزنامه اطلاعات| رشد شتابان فناوری‌های ارتباطی در سال‌های اخیر، چهره فضای عمومی را در جوامع مختلف دگرگون کرده است. شبکه‌های اجتماعی از یک‌سو امکان مشارکت گسترده‌تر مردم را فراهم کرده‌اند و از سوی دیگر، به دلیل ساختار هیجان‌محور خود، زمینه‌ساز شکل‌گیری موج‌های متوالی تنش، سوءبرداشت و حتی درگیری‌های لفظی شده‌اند.

در چنین شرایطی، پرسش مهم این است که آیا می‌توان از ابزارهای جدید، به‌ویژه هوش مصنوعی، برای کاهش این تنش‌ها و متعادل‌سازی گفت‌وگوهای عمومی بهره گرفت؟ یا این فناوری خود می‌تواند به منشأی تازه برای اختلاف و سوءفهم تبدیل شود؟

این یادداشت تلاش می‌کند نقش هوش مصنوعی را در مدیریت تنش‌های اجتماعی و محدودکردن روند دوقطبی‌سازی تحلیل کند و نشان دهد چگونه می‌توان از این فناوری به‌عنوان ابزاری کمکی در جهت آشتی اجتماعی بهره برد.
***
۱. ریشه‌های تنش در فضای مجازی

تنش‌های امروز شبکه‌های اجتماعی تنها محصول رفتار افراد نیست؛ بخش مهمی از آن به طراحی و منطق داخلی پلتفرم‌ها بازمی‌گردد. شبکه‌های اجتماعی بر پایه جلب توجه کاربر ساخته شده‌اند و تجربه نشان داده مطالبی که بار هیجانی بالاتری دارند، بازدید بیشتری کسب می‌کنند. این سازوکار، ناخواسته اختلاف‌نظرهای معمول را به شکاف‌های عمیق تبدیل می‌کند و گفت‌وگوهای عادی را به سوی جدال و واکنش‌های سریع سوق می‌دهد.

در این میان، سرعت بالای انتشار محتوا و نبود فرصت کافی برای سنجش صحت اطلاعات نیز نوعی آشفتگی خبری ایجاد می‌کند. این آشفتگی می‌تواند زمینه‌ساز بدفهمی و در نهایت شکل‌گیری موج‌های تنش‌آلود شود. مسئله اصلی این است که کاربران در چنین فضایی، بیش از آن‌که با واقعیت مواجه شوند، با برداشت‌های گزینشی و تقویت‌شده روبه‌رو می‌شوند.

۲. هوش مصنوعی؛ بخشی از مشکل یا راه حلی برای مهار تنش؟

هوش مصنوعی به دلیل توانایی تحلیل حجم عظیمی از داده‌ها، می‌تواند نقشی مؤثر در تشخیص و مدیریت تنش‌های اجتماعی داشته باشد. اما باید پذیرفت که این فناوری خود نیز چالش‌هایی را به همراه می‌آورد و در صورت نبود نظارت انسانی، ممکن است به جای کاهش تنش، به گسترش آن کمک کند. بنابراین، نگاه به هوش مصنوعی باید واقع‌بینانه باشد: نه آن‌قدر خوش‌بینانه که آن را راه‌حلی جادویی بدانیم و نه آن‌قدر بدبینانه که حضور آن را خطرناک تصور کنیم.

۳. کاربردهای مثبت هوش مصنوعی در کاهش تنش

هوش مصنوعی می‌تواند در چند سطح اصلی به مدیریت تنش‌های اجتماعی کمک کند:

تشخیص زودهنگام موج‌های تنش:الگوریتم‌ها قادرند الگوهای ناگهانی در انتشار محتوای هیجانی را شناسایی کنند و پیش از آن‌که این موج گسترش یابد، هشدارهای لازم را در اختیار مدیران پلتفرم‌ها یا نهادهای رسانه‌ای قرار دهند.

تحلیل احساسات جمعی:ابزارهای تحلیل احساسات با بررسی میلیون‌ها پیام در فضای مجازی، می‌توانند وضعیت عاطفی جامعه را تا حدی برآورد کنند؛ از جمله تشخیص افزایش ناگهانی خشم یا نگرانی. این اطلاعات برای رسانه‌ها، نهادهای عمومی و حتی دستگاه‌های فرهنگی ارزش فراوان دارد.

پیشنهاد محتواهای متعادل‌کننده:برخی سامانه‌های هوش مصنوعی قادرند هنگام اوج‌گیری تنش، به کاربران محتوایی پیشنهاد دهند که فضای گفت‌وگو را آرام‌تر کند. این اقدام به‌معنای سانسور نیست، بلکه نوعی هدایت هوشمندانه برای کاهش هیجان‌های مضر است.

تفکیک شایعه از خبر:سامانه‌های تشخیص الگو می‌توانند مسیر انتشار اطلاعات نادرست را ردیابی کنند و به رسانه‌ها کمک کنند سریع‌تر به تصحیح خبر بپردازند. این مسئله در جلوگیری از شکل‌گیری بحران‌های مصنوعی بسیار مؤثر است.

۴. چالش‌های باقی‌مانده

در کنار ظرفیت‌های مثبت، هوش مصنوعی مشکلاتی نیز دارد که در صورت نادیده‌گرفتن آنها، ممکن است آسیب‌های اجتماعی بیشتری ایجاد کند. مهم‌ترین چالش، مسئله «تورش» است.

تورش چیست؟ تورش یعنی «خطای جهت‌دار». یعنی سامانه‌ای که باید بی‌طرف تصمیم بگیرد، به صورت ناخواسته به یک سو تمایل پیدا می‌کند. این تمایل معمولا ًاز داده‌هایی ناشی می‌شود که الگوریتم از آنها آموزش دیده است. اگر داده‌ها ناقص، یک‌طرفه یا نابرابر باشند، نتیجه نیز یک‌طرفه خواهد شد. در حوزه اجتماعی، این مسئله بسیار حساس است؛ زیرا ممکن است رفتار برخی کاربران نادرست تفسیر شود یا برخی موضوعات بیش از حد برجسته یا پنهان شوند.

به‌جز تورش، چالش‌های دیگری نیز وجود دارد:

خطر تفسیر اشتباه محتوا:هوش مصنوعی هنوز قادر نیست ظرافت‌های زبانی، طنز یا کنایه را به‌طور کامل درک کند و ممکن است یک گفت‌وگوی عادی را تنش‌آمیز تشخیص دهد.

نگرانی از سانسور بی‌جا:اگر نقش هوش مصنوعی درست تعریف نشود، ممکن است به حذف ناخواسته محتواهای سالم بیانجامد و فضای گفت‌وگو محدودتر شود.

ابهام در تصمیم‌گیری‌ها:الگوریتم‌ها همیشه شفاف نیستند و درک فرایند تصمیم‌گیری آنها برای عموم دشوار است. این امر ممکن است اعتماد عمومی را کاهش دهد.

۵. نقش رسانه‌ها در استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی

رسانه‌ها در مدیریت تنش اجتماعی نقشی کلیدی دارند. بهره‌گیری از هوش مصنوعی تنها زمانی سودمند است که رسانه‌ها از آن به‌عنوان یک ابزار تحلیلی و پیش‌بینی‌کننده استفاده کنند، نه جایگزینی برای تفکر و قضاوت انسانی.
رسانه‌ها می‌توانند:

- از سامانه‌های پایش هوشمند برای رصد موج‌های خبری استفاده کنند

-وضعیت احساسی جامعه را لحظه‌ای تحلیل کنند

-روایت‌های آرام‌کننده، دقیق و امیدآفرین تولید کنند

- منابع خبری را سریع‌تر راستی‌آزمایی کنند

- با اتکا به داده‌های هوشمند، رویکردی متعادل‌تر در تولید محتوا اتخاذ کنند.

رسانه‌ای که چنین رویکردی داشته باشد، در عمل می‌تواند پل ارتباطی میان جامعه و نهادهای تصمیم‌گیر باشد و نقش میانجی را پررنگ‌تر ایفا کند.

۶. ضرورت همکاری نهادهای مختلف
مدیریت تنش‌های اجتماعی یک وظیفه چندجانبه است. دولت‌ها، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد باید با ایجاد چارچوب‌های روشن، استفاده از هوش مصنوعی را به سمت حفاظت از منافع عمومی هدایت کنند.

- دانشگاه‌ها می‌توانند الگوهای بهتر برای تشخیص تنش ارائه دهند

- دولت‌ها باید شفافیت پلتفرم‌ها را تقویت کنند

- نهادهای مدنی می‌توانند بر حفظ حقوق کاربران نظارت کنند

- و رسانه‌ها با تحلیل‌های دقیق، مسیری متعادل برای گفت‌وگوهای اجتماعی فراهم کنند.

نتیجه‌گیری

اگرچه فضای مجازی به دلیل ساختار هیجانی خود، جایی مستعد تنش و دوقطبی‌سازی است، اما با بهره‌گیری درست از هوش مصنوعی می‌توان این روند را تا حد زیادی کنترل کرد. نکته کلیدی این است که هوش مصنوعی نه عامل اصلی بحران است و نه ناجی آن. این فناوری تنها ابزاری است که در صورت استفاده هوشمندانه می‌تواند به کاهش سوءتفاهم‌ها، تشخیص زودهنگام موج‌های تنش و آرام‌کردن فضای گفت‌وگو کمک کند.

تکیه صرف بر الگوریتم‌ها راه‌گشا نیست؛ آنچه کارآمدی این ابزار را تضمین می‌کند، نظارت انسانی، شفافیت و توجه به حقوق کاربران است. جامعه‌ای که به اهمیت گفت‌وگو واقف باشد و رسانه‌هایی که با اتکا به فناوری، نقش میانجی را جدی بگیرند، می‌توانند فضایی متعادل‌تر و سالم‌تر برای مشارکت عمومی فراهم کنند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • ..>..امین..> IR ۰۳:۲۵ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۸
    ..> حاجی کل گزاره > هوش مصنوعی > یک عملیات فریب > و جایگزین ناکام > گزاره کاربردی دیگری است>
  • حسین IR ۰۲:۳۴ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۹
    هوش مصنوعی با تفکرات غربی و غیر اخلاقی عجین شده, و با اینکه ادعای امنیت و پیشرفتگی داره بسیار دید ساده, سکولار و تک بعدی از مسائل اخلاقی و فرهنگی داره. متاسفانه همه هوش های مصنوعی از همان نقطه اولیه کپی برداری شدن, یعنی آپی های OpenAI و دیگر شرکت های بزرگ. برای ساخت یک هوش مصنوعی کاملا جدید و بی طرف, نیاز به سرمایه عظیمی هست.

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی