جلال رشیدی کوچی، نماینده مرودشت در مجلس یازدهم درباره نقش تندروها در ایجاد نارضایتی مردم و خدشه دار شدن انسجام ملی توضیحاتی ارائه کرد. در ادامه بخشی از این گفت و گو را بخوانید؛
*اخیراً شاهد حوادثی در کشور بودیم که ناشی از نارضایتی جامعه بود؛ چقدر تندروها در ایجاد این نارضایتی نقش داشتند و انسجام ملیای را که پس از جنگ ۱۲ روزه شکل گرفته بود را، از بین بردند؟
به نقل از خبرآنلاین؛ بعد از حمله اسرائیل و آمریکا به ایران، همه متفقالقول روی این نکته تأکید داشتند ــ و نکته درستی هم بود ــ که عامل شکست دشمن، اتحاد ملت حول کشور و حول ایران بود. همه به این جمعبندی رسیده و روی آن تأکید میکردند و از اتحاد مردم بهعنوان یک اتحاد مقدس یاد شد. دقیقاً هم خیلی از آن زمان نگذشته بود که مسئولین در مصاحبهها بهصورت مکرر و بسیار زیاد گفتند این نقطه قوتی بود که در آن جنگ ۱۲روزه شکل گرفت و خود مسئولین هم روی این نقطه قوت خیلی تأکید میکردند.
اما دیدیم که مثل همیشه، آقایان فقط لب و دهان بودند؛ یعنی فقط آمدند از مردم تمجید کردند و گفتند باید یکسری کارها انجام شود، اما در عمل ما شاهد هیچ اتفاقی نبودیم و حتی اوضاع معیشتی و اقتصادی بدتر هم شد. صهیونیستها و دشمنان این ملت هم واقعاً از این فرصت نهایت بهره را بردند تا این نقطه قوت را تبدیل به نقطه ضعف و آسیب کنند.
علیرغم تمام نامهربانی که به این مردم شده است، باز هم مردم برای حفظ کشورشان همراهی کردند
البته من باید این را تأکید کنم که علیرغم تمام نامهربانی که به این مردم شده است، باز هم مردم برای حفظ کشورشان همراهی کردند. وقتی از مردم صحبت میکنیم، منظور اکثریت مردم است، نه یک اقلیت. اکثریت مردم، علیرغم اینکه اعتراض داشتند و اعتراضشان هم کاملاً درست و بهجا بود، اما برای حفظ این مملکت، برای کمتر ریخته شدن خون مردم این کشور و عدم تجزیه این کشور، باز هم علیرغم تمام ظلمهایی که به آنها شده بود، همراهی کردند و کمک دادند.
*اما نقش تندروها چیست؟
من میخواهم به این نکته برسم که بعد از جنگ ۱۲روزه، انتظار بهجا و بهحقی بود که حاکمیت، بهخاطر این اتحاد مقدسی که مردم ایجاد کردهاند، حداقل یکسری اقداماتی انجام دهد تا به مردم ثابت کند که در عمل دارد از مردم قدردانی میکند، نه فقط در بیان.
اما ما شاهد بودیم که هیچکدام از این اقدامات انجام نشد. یعنی شما حتی یک قدم ساده هم ندیدید؛ یک قدم ساده که میتوانست مثلاً رفع فیلترینگ یا کنترل قیمت دلار باشد، یا انجام یکسری اقدامات که مطالبه مردم است، مثل اصلاحات ساختاری. حتی در بحث بودجهریزی ــ که من این را در یکی از مصاحبههایم هم گفتم ــ میشد برخلاف گذشته، یکسری بودجههایی که به نهادها و ارگانهایی داده میشود که هیچ کارایی ندارند را حذف کرد و این بودجه را در اختیار مردم یا جاهایی که مورد نیاز است قرار داد. میشد آن را به حقوق نیروهای مسلح، به حقوق فرهنگیان و معلمان و به حقوق بازنشستگان اضافه کرد و این اتفاق بهراحتی میافتاد.
من یک بار حسابوکتاب کردم؛ اگر در همین بودجه امسال، اگر بودجه این نهادهای بیمصرف حذف میشد، پولی که دست دولت میآمد میتوانست نزدیک به ۱۰۰ درصد حقوق فرهنگیان را اضافه کند، نزدیک به ۱۲۰ درصد حقوق نیروهای نظامی و انتظامی را اضافه کند، نزدیک به ۸۰ درصد حقوق کارکنان و نزدیک به ۱۵۰ درصد حقوق کارکنان وزارت کشور را اضافه کند. تازه اینها به کنار؛ میتوانست ماشین وارد کند، تسهیلات بدهد و بهعنوان کمک معیشتی به مردم کمک کند. همه اینها انجامشدنی بود و هست و هیچ چیز عجیبوغریبی هم نیست.
بعد از جنگ ۱۲ روزه انگار تنها مسئلهای که در این مملکت وجود داشت، مسئله حجاب بود
اما دیدیم که هیچ اتفاقی نیفتاد. دلیل اصلی هم این بود که بعد از جنگ ۱۲روزه، وقتی شرایط ثابت و پایدار شد، یکسری آدم دوباره آمدند و مقوله حجاب را به تریبونهای نماز جمعه آوردند؛ انگار تنها مشکل این مملکت حل شده و فقط مشکل حجاب باقی مانده بود. شما سخنرانیهای ائمه جمعه در کشور را بعد از جنگ ۱۲روزه نگاه کنید؛ انگار تنها مسئلهای که در این مملکت وجود داشت، مسئله حجاب بود. هرچقدر هم ما داد زدیم و گفتیم آقا مسئله مردم اینها نیست، متأسفانه توجهی نشد.
حتی در بحث فیلترینگ، من واقعاً انتظار داشتم اتفاقی بیفتد، اما هیچ تغییری ایجاد نشد. دوباره فضا برگشت به همان فضای قبل از جنگ و آن اتحادی که از آن بهعنوان اتحاد مقدس یاد میشد، به فراموشی سپرده شد. دلیلش هم این بود که در مجلس هیچ اتفاقی نیفتاد و در دولت هم عملاً هیچ اتفاقی نیفتاد. اینها باعث شد دوباره همه چیز به همان حالت قبل برگردد و نارضایتی افزایش پیدا کند.
الان هم به نظر من هنوز فرصتی باقی مانده که این اتفاقات رقم بخورد و شاید مردم تا حدودی راضی شوند. امیدوارم این اتفاقات رقم بخورد، ولی تجربه ثابت کرده که متأسفانه چیزی قرار نیست تغییر کند. همینها هستند؛ همین افرادی که در حاکمیت حضور دارند، با تفکرات تندرو، که مشکلات، واقعیتها و مطالبات بهحق مردم را نمیشنوند، نمیفهمند و متوجه نیستند و با بیان، عمل و رفتارشان کاری میکنند که معترض دیروز، وقتی اعتراضش شنیده نمیشود، تبدیل به آشوبگر امروز میشود. این مسئله به نظر من خیلی حائز اهمیت است.
