جمیله کدیور - روزنامه اطلاعات:هفتمین دیدار ترامپ و نتانیاهو طی ۱۳ ماه گذشته، هفته گذشته علیرغم حواشی پیش از این دیدار، در سکوت خبری برگزار شد. در حالی که تظاهرکنندگان طرفدار فلسطین پیش از دیدار نتانیاهو با ترامپ، در نزدیکی کاخ سفید تجمع کرده بودند، برخلاف سایر ملاقاتها، نتانیاهو از ورودی همیشگی کاخ سفید که خبرنگاران منتظر او بودند، وارد نشد، بلکه از ورودی جنوبی دور از چشم دوربینها و بدون استقبال رسمی به دیدار ترامپ رفت و در پایان نشست هم کنفرانس مطبوعاتی برگزار نشد.
این دیدار در شرایطی رخ داد که ایالات متحده حضور نظامی خود را در منطقه تقویت کرده و آماده اعزام دومین ناو هواپیمابر به منطقه است. در عین حال مذاکراتی را با ایران از هفته گذشته در مورد برنامه هستهای آغاز کرده و ترامپ یک ماه به ایران فرصت داده است درباره برنامه هستهای خود به توافق برسد. او روز پنجشنبه ابراز امیدواری کرد که این توافق ممکن است طی ماه آینده حاصل شود. او گفت: «باید به توافق برسیم، در غیر این صورت پیامدها بسیار وخیم خواهد بود.»
سفر نتانیاهو که یک هفته زودتر از موعد برنامهریزی شده انجام گرفت، چند هدف راهبردی داشت:
یکم. تأثیر بر مذاکرات آمریکا و ایران: هدف اصلی نتانیاهو متقاعد کردن ترامپ برای اتخاذ موضعی سختتر در مذاکرات با ایران بود. او اصرار دارد که غیر از موضوع هستهای، هرگونه توافق باید شامل محدودیت برنامه موشکی و توقف حمایت ایران از متحدین منطقهایاش باشد.
قبل از دیدار دو طرف گزارش شده بود که نتانیاهو مصمم است ترامپ را متقاعد کند که حمله دوم به ایران به نفع هر دوی آنهاست و نتانیاهو اطلاعات «حساس» نظامی و امنیتی را با خود آورده تا به آمریکاییها بدهد تا در نابودی اهداف مهم به آنها کمک کند و بار دیگر تلاش خود را برای فشار بر ایالات متحده برای اقدام نظامی مستقیم علیه ایران مصروف نماید. نتانیاهو تلاش کرد شروط اسرائیل را به مذاکرات آمریکا و ایران تحمیل کند، تا آنرا عملاً متوقف کرده و بار دیگر، گزینه نظامی بر دیگر گزینهها چیره شود. شاید به همین دلیل بود که جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، گفت پرزیدنت ترامپ «تنها کسی است که خطوط قرمز را در مذاکرات با ایران مشخص میکند.»
طی دههها، نتانیاهو استدلال کرده که ایران یک تهدید قریب الوقوع و وجودی است که تنها از طریق زور قابل حل است. نتانیاهو از اواسط دهه ۱۹۹۰ نزدیک به سه دهه است که هشدار داده ایران در آستانه دستیابی به سلاح هستهای است و از آن زمان به طور مداوم و به مناسبتهای مختلف آن را تکرار کرده و راه حل پیشنهادی همواره حمله نظامی بوده است.
ترامپ پس از دیدار سه ساعته روز چهارشنبه ۱۱ فوریه/۲۲بهمن با نتانیاهو، در پلتفرم تروث سوشال نوشت: «هیچ تصمیم نهایی اتخاذ نشده است، جز اینکه من اصرار داشتم مذاکرات با ایران ادامه یابد تا ببینیم آیا میتوان به توافق رسید یا خیر. اگر این توافق حاصل شود، به نخستوزیر اطلاع میدهم که این گزینه ترجیح ما خواهد بود. اگر این توافق حاصل نشود، باید ببینیم نتیجه چه خواهد شد.» او همچنین با یادآوری حملات ژوئن ۲۰۲۵ به تأسیسات هستهای ایران، ابراز امیدواری کرد این بار منطقیتر و مسئولانهتر عمل کنند.
دفتر نخست وزیر اسرائیل هم در پلتفرم X اعلام کرد که نتانیاهو «بر نیازهای امنیتی اسرائیل در چارچوب مذاکرات تأکید کرد...آنها همچنین بر هماهنگی مداوم و ارتباط نزدیک بین خود توافق کردند.»
نتانیاهو بهرغم تاکید ترامپ مبنی بر ادامه مذاکرات به امید دستیابی به توافق با ایران، اعلام کرد که «طرح B» سناریوهای تهاجمی اسرائیل برای مرحله پس از شکست مذاکرات، تدوین شده و با ترامپ در مورد طرحهای تهاجمی و دفاعی علیه تهران بحث و گفتگو کرده است. نتانیاهو، نسبت به نتیجه مذاکرات ابراز تردید کرد و قبل از ترک واشنگتن در بیانیهای گفت که هرگونه توافقی باید موضوعاتی از جمله برنامه هستهای ایران، موشکهای بالستیک و نیروهای نیابتی آن در منطقه که برای اسرائیل از اهمیت بالایی برخوردارند را شامل شود. نتانیاهو تاکید کرد که توافق با ایران باید بدون تاریخ انقضا و دائمی باشد. رسانههای اسرائیلی هم گزارش دادند گزینه حمله نظامی به ایران در این نشست کنار گذاشته نشد و نتانیاهو میخواهد اسرائیل حتی به صورت مستقل، آزادی عمل برای اقدام علیه ایران را حفظ کند.
دوم. موضوع غزه و هیئت صلح: نتانیاهو در این سفر رسماً سند موسوم به «هیئت صلح» ترامپ را امضا کرد. بحث درباره آتشبس در غزه، خروج مرحلهای نیروهای اسرائیلی و خلع سلاح حماس از دیگر محورهای اصلی گفتگوها بود. نتانیاهو همچنین از ترامپ خواست تا با ادامه عملیات نظامی در غزه موافقت کند. گزارش کانال ۱۲ حاکی است که ترامپ در این مورد با «نیاز» به این عملیات موافقت کرده است.
ترامپ در تروث سوشال نوشت: «ما در مورد پیشرفت فوقالعادهای که در غزه و منطقه به طور کلی حاصل شده، بحث کردیم. واقعاً در خاورمیانه صلح برقرار است.» این در حالی است که از زمان آتش بس غزه ۵۷۶ فلسطینی کشته شده و بیش از ۵۳ درصد از غزه در اشغال اسرائیل است.
نتانیاهو سفر خود را که برای ۱۸ فوریه برنامه ریزی شده بود، نه تنها برای گفتگو در مورد نگرانیهایش در مورد ایران با ترامپ قبل از دور جدید مذاکرات با ایران، بلکه برای عدم حضور در جلسه رهبران هیئت صلح غزه در ۱۹ فوریه و پرهیز از عکس گرفتن در کنار رهبران ترکیه و قطر به جلو انداخت.
همچنین گفته میشود نتانیاهو ایدۀ باز کردن مرزهای غزه را به عنوان ابزاری برای اعمال فشار بر حماس در دیدار با ترامپ مطرح و در مورد احتمال مهاجرت گسترده مردم از غزه گفتگو کرده است.
سوم. الحاق کرانه باختری: نتانیاهو همچنین در راستای هماهنگی مداوم بین اسرائیل و ایالات متحده در تمام پروندهها، پیرامون الحاق کرانه باختری، درصدد جلب موافقت ترامپ با الحاق بود.
اسرائیل در کرانه باختری گامهای بسیار خطرناکی در جهت الحاق برداشته و واقعیتی را در کرانه باختری تحمیل کرده که آن را «عملاً الحاق شده» میکند، صرف نظر از اینکه چه نامی داشته باشد. تسریع در روند الحاق کرانه باختری، برخلاف موضع رسمی آمریکا، کاخ سفید را ناگزیر کرد که روز سهشنبه بیانیهای صادر کند و در آن یادآور موضع ترامپ در مخالفت با الحاق شود. به رغم این مخالفت، اسرائیل عملیات الحاق را انجام داده و میدهد.
با توجه به نوشته ترامپ در تروث سوشال بعد از دیدار با نتانیاهو، به نظر میرسد نتانیاهو لااقل در مورد ایران به نتیجه دلخواه خود در این ملاقات نرسید. هدف ترامپ اعمال فشار نظامی و استقرار تجهیزات و سختافزارهای نظامی برای کسب امتیاز دیپلماتیک، تقویت موقعیت چانهزنی و اهرم فشار ایالات متحده در مذاکرات، وافزایش بازدارندگی جهت کاستن از خطر اشتباه محاسبه ایران است، نه مقدمهای برای جنگ و سرنگونی، آنگونه که خواست نتانیاهو بود. هزینه سنگین این لشکرکشی هم به یقین بر عهده متحدین منطقهای است.
هرچند ترامپ درصدد اجرای «صلح از طریق قدرت» است؛ یعنی آنقدر نیرو بیاورد که طرف مقابل احساس کند چارهای جز توافق و تسلیم ندارد، اما به نظر میرسد ترامپ تشنه یک «موفقیت دیپلماتیک سریع» با ایران است. همانگونه که از زمان اجرای آتشبس غزه، حملات اسرائیل به غزه همچنان ادامه دارد و ترامپ از «پایان جنگ» و «برقراری صلح» در غزه و خاورمیانه میگوید، در رابطه با ایران هم او میخواهد به دنیا نشان دهد که گرهی را که اوباما و بایدن نتوانستند باز کنند، او باز کرده است. شاید اگر او ببیند اصرار بر موضوع موشکی باعث بنبست کامل گفتگوها میشود، ضمن ادامه لشکرکشی و تهدید به حمله، احتمالاً به یک توافق محدودتر رضایت دهد و ممکن است تلاش کند از ایران امتیازی نمادین بگیرد؛ مثلاً محدود کردن بُرد موشکها به ۲۰۰۰ کیلومتر که به نظر میرسد در حال حاضر هم سیاست رسمی ایران است، اما ترامپ آن را با تبلیغات فراوان به عنوان «بزرگترین توافق تاریخ» معرفی و هر روز تکرار کند تا دهان منتقدان را ببندد و ادعا کند خطر موشکی ایران برای اروپا و آمریکا را رفع کرده است.
به دلایل مختلف،علیرغم لفاظیها و تقویت نظامی منطقهای، حمله گسترده آمریکا به ایران همچنان بسیار بعید است. اولویت اصلی سیاست خارجی آمریکا مهار چین است نه جنگ برای «تغییر رژیم» ایران. غیر از سیاست «آمریکا اول» و شعارهای انتخاباتی ترامپ در مخالفت با جنگ، موضوعات مالی و ترس و نگرانی کشورهای حوزه خلیج فارس و ترکیه، گزینه حمله به ایران را کمرنگ میکند.
ترامپ خوب میداند که ایران نه عراق است و نه ونزوئلا. کشوری با نزدیک به ۹۰ میلیون جمعیت، وسعت جغرافیایی، قابلیتهای نظامی بالا که توانایی خود را در جنگ ۱۲ روزه نشان داد، رهبری مقتدر و متحدین منطقهای با انگیزه در لبنان، عراق و یمن، طرح ترامپ برای حمله نظامی را به یک خطای راهبردی تبدیل میکند، تصمیمی که میتواند جان میلیونها نفر را به خطر بیندازد و آمریکا و متحدینش را در یک جنگ گسترده، طولانی و پرهزینه دیگر بدون پایان مشخص گرفتار کند. حمله به ایران منطقه را در خطر جنگی بیپایان قرار میدهد. نیروهای آمریکایی مستقر در سراسر منطقه در مخاطره قرار خواهند گرفت، و بازارهای جهانی انرژی متزلزل و پیامدهای اقتصادی جهانی آن باعث افزایش تورم، نوسانات بازار و مشکلاتی فراتر از میدان جنگ میشود.
بر همین أساس با توجه به «روانشناسی» ترامپ، ایران باید از مذاکرات پیش رو حداکثر بهره را ببرد و توطئههای دشمنان را خنثی کند.
