دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۱:۱۵
نظرات: ۰
۰
-
[سیدمحمدکاظم سجادپور] کنفرانس امنیتی مونیخ در ترازو

به نظر می‌رسد کنفرانس امنیتی مونیخ، آینه‌ای از بهم‌ریختگی نظم بین  المللی و شکاف‌های درون غربی باشد. ولی آیا این شکاف را می‌توان به منزله عدم وحدت نظر آنها در مسائل غیرآتلانتیکی دید؟ جواب مثبت نیست.

 سید محمدکاظم سجادپور - روزنامه اطلاعات: شصت‌ودومین کنفرانس امنیتی مونیخ در روزهای ۱۳ تا ۱۵ فوریه ۲۰۱۶ (۲۴ تا ۲۶ بهمن ۱۴۰۴) با حضور هزار نفر از مقامات سیاسی، نظامی، امنیتی، تحقیقاتی و رسانه‌ای دنیا برگزار شد. در میان چندین بحث و رویداد اصلی کنفرانس ـ و نه مطالب و سروصداهای مربوط به جلسه‌های فرعی ـ دو موضوع برجسته‌تر از بقیه مطالب بودند: اول گزارش سالانه کنفرانس امنیتی مونیخ و دوم سخنرانی مارکو روبیو وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا. عنوان گزارش سالانه کنفرانس امنیتی مونیخ «تخریب» می‌باشد و سخنرانی روبیو در مورد روابط اروپا و آمریکا، یعنی دو سوی اقیانوس اطلس که از آن با عنوان روابط فرا آتلانتیکی یاد می‌شود.

در واقع روح اصلی شصت‌ودومین کنفرانس امنیتی مونیخ را می‌توان در ورای این دو متن بررسی کرد که یکی کتبی و کار تحقیقاتی گروهی کنفرانسی است و دیگری اظهارات شفاهی وزیر خارجه پرچالش برانگیزترین کنشگر در روابط بین‌المللی. با توجه به این زاویه دید، چگونه می‌توان شصت‌ودومین کنفرانس امنیتی مونیخ را مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار داد؟ در پاسخ باید ابتدا ماهیت کنفرانس امنیتی مونیخ را مورد مداقه قرار داد، سپس موضوع تخریب در روابط بین‌المللی را ملاحظه کرد و سرانجام به چگونگی روابط فرا آتلانتیکی پرداخت.

کنفرانس امنیتی مونیخ صرفاً یک گردهمایی سالانه نیست و فراتر از یک اجلاس سالانه است. این کنفرانس، نهادی نسبتاً جاافتاده با اهداف و کارکردهای مشخص می‌باشد. در این خصوص باید گفت که کنفرانس امنیتی مونیخ، مجموعه و منظومه ای از فعالیت‌ها و کنش‌های امنیتی با ترکیبی از انتشار پژوهش‌ها، برگزاری کنفرانس‌های موضوعی و منطقه‌ای، چندین تشکل از «رهبران»، «جوانان» و «کارشناسان» است که هرکدام شبکه‌ها، دستور کار و چارچوب فعالیت خاص خود را دارند. البته اوج فعالیت‌ها در برگزاری کنفرانس امنیتی مونیخ است که هر سال در ماه‌های اولیه سال جدید میلادی برگزار می‌گردد. کنفرانس امنیتی مونیخ به مثابه نهادی تحقیقاتی در حوزه امنیت بین‌المللی، گزارش‌های تحلیلی متعدد چاپ و شاخصه‌هایی برای سنجش وضعیت امنیتی تدوین می‌کند و بخشی از تولید ادبیات مربوط به امنیت جهانی را این نهاد انجام می‌دهد.

نهاد کنفرانس امنیتی مونیخ، به لحاظ سیاسی، پدیده‌ای چند لایه است. لایه‌ای از آن، به ماهیت بظاهر غیررسمی آن برمی‌گردد. این کنفرانس، کنفرانسی بین‌الدولی نیست و قطعنامه و بیانیه ندارد. اما لایه دیگر آن، سیاسی بودن عمق آن است. کنفرانس امنیتی مونیخ، سازمانی آلمانی بوده و پیوند ناگسستنی با نظام سیاسی آلمان و مخصوصاً وزارت خارجه آن کشور دارد. کل کنفرانس در اختیار تحقق اهداف سیاست خارجی آلمان و تمامی نهادهای دولتی در خدمت موفقیت کنفرانس می‌باشد. در لایه دیگری، این کنفرانس دارای جنبه‌های نمادین قابل توجهی است. پیوسته در همان هتلی برگزار می‌شود که از شش دهه پیش محل برگزاری آن بوده است. تقسیم‌بندی و نوع جلسات نیز از جنبه‌های نمادین برخوردار می‌باشد و در نهایت این کنفرانس، نبض امنیتی جهان از دیدگاه غربی است.

و این همان بعدی است که گزارش سالانه کنفرانس امنیتی مونیخ را برجسته می‌کند. عنوان گزارش «تخریب» است. این گزارش، ترکیبی است و توسط چند کارشناس برجسته عمدتاً آلمانی در مورد شرایط بین‌المللی معاصر تدوین گردیده است. گزارش از زوایای مختلف به چندین منطقه دنیا توجه کرده است. اما روح اصلی گزارش آن است که هنجارها و بنیادها و نهادهایی که منجر به نظم بین‌المللی بعد از جنگ جهانی دوم شدند، در حال تخریب‌ هستند و جالب آنکه این تخریب و به‌هم ریختگی، عمدتاً توسط تفکر حاکم بر ایالات متحده انجام می‌گیرد. این به معنای از بین رفتن کامل مجموعه و منظومه نظم بین‌المللی نیست، ولی شکاف و ترک‌های ایجاد شده، جدی و در خور تعمق می‌باشند.

در این میان آنچه بیش از همه برای آلمان، اروپا و متحدین آمریکا مهم است، روابط فرا آتلانتیکی است. پایش اظهارات و رفتارهای آمریکای ترامپ، در چشم‌انداز کارشناسان اروپایی، روشن‌کننده نگاه متفاوت واشنگتن به اروپا نسبت به همه دوره‌های پیشین است. در تصویر استراتژیک آمریکا نسبت به اروپا، نوعی نادیده گرفته شدن استراتژیک قابل مشاهده است. اروپا عملاً از اصلی‌ترین چالش امنیتی خود یعنی مسأله تنش خونین روسیه و اوکراین، در حال کنار گذاشته شدن است و موضوع در بازی بین آمریکا و روسیه تعریف شده است، به گونه‌ای که در همین کنفرانس، زلنسکی رئیس جمهور اوکراین، زبان به شکوائیه گشود که از کشورش خواسته می‌شود به روسیه امتیاز دهد. 

فراتر از مسأله اوکراین، معمای گرینلند و حرف‌ها و سخنان ترامپ در این خصوص، زلزله‌ای بس سنگین در معماری امنیتی روابط فرا آتلانتیکی بوده و زخمی جدّی در پیکر آن روابط تلقی می‌شود. در این پهنا، به‌خصوص سخنان تحقیرآمیز جی‌دی‌ونس، معاون ریاست جمهور آمریکا در اجلاس سال گذشته کنفرانس امنیتی مونیخ هنوز پژواک قابل ملاحظه‌ای در اروپا دارد که شاید در جمله قابل خلاصه شدن است و آن اینکه اروپا از نظر استراتژیک، موجودی بی‌خاصیت است.

امسال دولت آمریکا، روبیو وزیر خارجه خود را فرستاد و در کنار او حدود پنجاه نفر از مقامات آمریکایی از هر دو حزب حضور داشتند. روبیو، در لحن نسبت به ونس در سال گذشته، آرام‌تر و مسالمت‌آمیزتر بود. او سعی کرد عمدتاً بر روابط تمدنی اروپا و آمریکا تکیه کند و جالب و در عین حال قابل ملاحظه، بر عنصر مسیحیت در پیوندهای فرا آتلانتیکی، داد سخن داد. آنچه در صحبت‌های به ظاهر نرم و آرام روبیو، نبود و توجه اروپایی‌ها را جلب کرد، دو موضوع روسیه و دموکراسی بود. باز در قضیه اوکراین، اروپا در حاشیه دیده شد و دموکراسی که برای اروپایی‌ها جنبه هنجاری دارد، مطرح نشد.به نظر می‌رسد کنفرانس امنیتی مونیخ، آینه‌ای از بهم‌ریختگی نظم بین  المللی و شکاف‌های درون غربی باشد. ولی آیا این شکاف را می‌توان به منزله عدم وحدت نظر آنها در مسائل غیرآتلانتیکی دید؟ جواب مثبت نیست.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

نظرسنجی

برنامه‌های تلویزیون در دهه فجر و نیمه شعبان مناسب بود؟

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی