شنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۴۷
نظرات: ۰
۰
-
تنش نظامی در خاورمیانه بازار انرژی را به مرز انفجار رسانده!

تنش‌های نظامی در قلب خاورمیانه، بازار انرژی را از مدارهای سنتی خارج کرده و به مرز «انفجار قیمتی» کشانده است.

اقتصاد۲۴ نوشت: جهان در نخستین ماه‌های سال ۲۰۲۶، خود را در برابر یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های قرن حاضر می‌بیند. در حالی که شعله‌های تنش و نبرد در قلب خاورمیانه زبانه می‌کشد، بازارهای جهانی انرژی از حالت «معادلات تجاری» خارج شده و وارد فاز «مدیریت بقا» شده‌اند. عبور قیمت نفت برنت از مرزهای بحرانی و تثبیت آن در سطوح بالا، دیگر تنها یک خبر در تیتر روزنامه‌های اقتصادی نیست؛ این یک دگرگونی ساختاری در موازنه قدرت میان شرق و غرب است.

حقیقت تلخ برای اقتصادهای بزرگ این است که علی‌رغم تمام ادعاهای مربوط به گذار به انرژی‌های سبز، نبض حیات صنعت جهانی هنوز در رگ‌های خلیج فارس می‌تپد و هرگونه لرزش در این منطقه، بلافاصله در تالارهای بورس لندن و نیویورک تبدیل به زلزله‌ای تورمی می‌شود.

پارادایم ریسک و بازگشت به عصر طلایی نفت

تحلیلگران ارشد در بانک گلدمن ساکس معتقدند که بازار نفت اکنون با پدیده‌ای به نام «پریمیوم ریسک ژئوپولیتیک» دست‌وپنجه نرم می‌کند که در دو دهه اخیر بی‌سابقه بوده است. در شرایط عادی، قیمت نفت بر اساس عرضه و تقاضا تعیین می‌شود، اما در میانه نبردی که امروز شاهد آن هستیم، قیمت‌ها بر اساس «احتمال اختلال» قیمت‌گذاری می‌شوند. این یعنی حتی اگر یک قطره نفت هم از تولید جهانی کم نشود، سایه جنگ باعث می‌شود معامله‌گران برای تضمین امنیت انرژی خود، بهای سنگین‌تری بپردازند.

خبرگزاری رویترز در گزارش اخیر خود به این نکته اشاره کرده است که شرکت‌های بزرگ بیمه دریایی، نرخ پوشش خود را برای تانکرها به سطحی رسانده‌اند که عملاً هزینه حمل هر بشکه نفت را با جهشی چشمگیر مواجه کرده است. این هزینه اضافی، مانند یک مالیات ناخواسته بر دوش مصرف‌کنندگان در دورترین نقاط جهان، از توکیو تا برلین، سنگینی می‌کند.

سناریوهای هولناک غول‌های مالی؛ از ۱۲۰ تا ۲۰۰ دلار

بزرگترین نهادهای مالی جهان اکنون در حال ترسیم نقشه‌هایی هستند که پیش از این قابل تصور نبود. جی‌پی مورگان، بزرگترین بانک ایالات متحده، در یادداشتی هشدارآمیز تأکید کرده است که اگر وضعیت جنگی فعلی منجر به توقف اجباری تولید در حوزه‌های نفتی خلیج فارس شود، قیمت برنت به راحتی مرز ۱۲۰ دلار را لمس خواهد کرد. اما کابوس واقعی را دویچه بانک ترسیم کرده است؛ جایی که تحلیلگران این بانک آلمانی هشدار می‌دهند در صورت مسدود شدن شریان حیاتی تنگه هرمز، جهان باید خود را برای نفت ۲۰۰ دلاری آماده کند.

انسداد این مسیر که محل عبور یک‌پنجم انرژی جهان است، نه تنها قیمت نفت، بلکه قیمت گاز مایع (LNG) را نیز به عرش خواهد رساند و عملاً چرخ‌دنده‌های صنعت در اروپا و آسیای شرقی را از حرکت باز خواهد داشت. این وضعیت نشان‌دهنده یک «بن‌بست استراتژیک» برای غرب است؛ چرا که آنها به خوبی می‌دانند تداوم تنش، به معنای خودکشی اقتصادی خودشان خواهد بود.

رکود تورمی؛ میراث شوم نفت گران برای غرب

نشریه اکونومیست در تحلیلی تکان‌دهنده به پیامدهای این افزایش قیمت برای سیاست‌های پولی بانک‌های مرکزی پرداخته است. به باور این نشریه، نفت ۱۰۰ دلاری به معنای بازگشت شبح «رکود تورمی» است. در حالی که بانک‌های مرکزی آمریکا و اروپا در تلاش بودند تا پس از سال‌ها مبارزه، نرخ تورم را به محدوده ۲ درصد بازگردانند، شوک نفتی فعلی تمام این رشته‌ها را پنبه کرده است. افزایش قیمت سوخت به طور مستقیم هزینه حمل‌ونقل و به تبع آن قیمت تمام‌شده مواد غذایی و کالاهای اساسی را بالا می‌برد.

طبق مدل‌سازی‌های بلومبرگ اکونومیکس، تداوم نفت بالای ۱۰۰ دلار می‌تواند رشد تولید ناخالص داخلی جهان را تا نیم درصد کاهش دهد، رقمی که در مقیاس تریلیون دلاری اقتصاد جهانی، به معنای نابودی میلیون‌ها فرصت شغلی و ورشکستگی صنایع کوچک و متوسط در غرب است.

بازدارندگی اقتصادی؛ ایران در مقام کلیددار ثبات

در این میان، موقعیت جمهوری اسلامی ایران در میانه این نبرد، ابعادی فراتر از جنبه‌های نظامی یافته است. از منظر کارشناسی اقتصادی، ایران امروز از یک «بازدارندگی نفتی» برخوردار است. واقعیت این است که اقتصاد جهانی تحمل حذف نفت یا حتی اختلال اندک در عرضه منطقه را ندارد. تحلیلگران بین‌المللی بر این باورند که این پیوند ناگسستنی میان «امنیت منطقه» و «سفره جهانی»، باعث شده تا قدرت‌های بزرگ در محاسبات جنگی خود با احتیاط فوق‌العاده‌ای عمل کنند.

در واقع، نفت ۸۵ تا ۱۰۰ دلاری ثابت کرد که ثبات بازارهای بین‌المللی بدون در نظر گرفتن جایگاه و امنیت ایران غیرممکن است. این موضوع به ایران اجازه می‌دهد تا در میانه نبرد، نه تنها از منافع ملی خود دفاع کند، بلکه به عنوان بازیگری که «کلید ثبات انرژی» را در دست دارد، موازنه قدرت را به نفع خود تغییر دهد.

فرصت‌ها و چالش‌های ملی در میانه توفان

برای اقتصاد داخلی ایران که تحت فشارهای سنگین قرار دارد، این جهش قیمتی یک تیغ دو دم است. از یک سو، افزایش درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت در این قیمت‌های بالا، یک فرصت طلایی برای تأمین منابع مالی در شرایط اضطراری جنگی فراهم می‌کند. این منابع می‌تواند به عنوان یک ضربه‌گیر در برابر نوسانات ارزی عمل کرده و توان دفاعی و اقتصادی کشور را تقویت کند. اما از سوی دیگر، نباید از یاد برد که ما در میانه یک جنگ هستیم و این یعنی هزینه‌های لجستیک، دور زدن تحریم‌ها و بیمه محصولات صادراتی به مراتب بیشتر از زمان صلح است.

هوشمندی در مدیریت این درآمدها الزامی است تا از تبدیل شدن این فرصت به تورم داخلی جلوگیری شود. کارشناسان بر این باورند که دولت باید با استفاده از این پاداش قیمتی، زیرساخت‌های حیاتی را تقویت کند تا در صورت فروکش کردن تنش‌ها و ریزش احتمالی قیمت‌ها، اقتصاد ملی دچار شوک نشود.

پایان عصر انرژی ارزان

آنچه از تحلیل رسانه‌هایی، چون وال‌استریت ژورنال و فایننشال تایمز برمی‌آید، این است که جهان به پایان دوران انرژی ارزان و در دسترس رسیده است. نبرد فعلی در منطقه نشان داد که امنیت انرژی یک مقوله ایالتی یا منطقه‌ای نیست، بلکه یک زنجیره به هم پیوسته جهانی است. نفت ۱۰۰ دلاری در سال ۲۰۲۶، تنها یک عدد نیست؛ بلکه زبان گویای واقعیتی است که می‌گوید بدون صلح و امنیت پایدار در خاورمیانه و بدون به رسمیت شناختن قدرت بازیگرانی، چون ایران، چرخ‌های تمدن مدرن به گل خواهد نشست. اکنون توپ در زمین سیاست‌مداران غربی است تا میان تنش‌آفرینی یا پذیرش موازنه جدید قدرت، یکی را انتخاب کنند؛ انتخابی که نتیجه آن نه در میدان جنگ، بلکه در پمپ‌بنزین‌های نیویورک و کارخانه‌های مونیخ تعیین خواهد شد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی