محمدرضا نادری گیسور: سلسله ترورهای ناجوانمردانه و کشتاری که دستگاه آدمکشی نتانیاهو و ترامپ به راه انداخته، گویی سیریناپذیر است و از این کار لذت میبرند. ترامپ از کشتن دیگران به عنوان تفریح و سرگرمی سخن میگوید و قصاب تلآویو، نسلکشی و حذف انسانها را ضرورتی می داند که به هر حال باید رخ میداد و از آنها، جز اعدادی در تاریخ نخواهد بود.
با افرادی چنین شقی، جانی و دیوانه چه می توان گفت جز اینکه همه دعا کنیم خداوند هر سریعتر و به هر شیوه ممکن، شر آنها را از سر همه انسان ها دفع کند، وگرنه برای اینان، تبدیل غزه به ویرانه و آن همه جنایت و آدمکشی نه تنها شرم نیست که یک افتخار است و اگر بتوانند دیگر کشورها و شهرها را نیز به چنین سرنوشتی دچار کنند، از نظر خودشان چه بهتر، ولی زهی خیال باطل.
آنها در مورد ایران و ایرانیان کور خوانده اند و بد فهمیده اند. آنها نمی دانند که ایرانی ها تنها ملتی هستند که در همه کتاب های آسمانی از آنها به نیکی یاد شده است. کتاب «ایران و ایرانیان در متون مقدس» نوشته پژوهشگر و نویسنده ارجمند، آقای حمید یزدان پرست که به بررسی این موضوع در اوستا، تورات، انجیل، قرآن و حدیث پرداخته، در این باره نوشته است: « نکته شگفت انگیز و شایان تامل، یادکرد نیکوی همه این منابع مقدس از ایران و ایرانی است که با اطمینان می توان گفت نظیر دیگری ندارد. اگر در عهد عتیق (تورات و ملحقات آن) با دلدادگی خداوند به قوم یهود و گزینش آنان از میان عالم و آدم مواجهیم، در جاهای بسیاری نیز آنها را زیر رگبار حمله و ناله و نفرین او می بینیم که برایشان خط و نشان می کشد و به انواع و اقسام بلاها و فتنه ها گرفتارشان می کند. در عهد جدید (انجیل و ملحقاتش) نیز به نوعی این حملات ادامه می یابد و گاه بر آن افزوده هم می شود و آنها تا قومی سرکش، پیامبرکش و در خور عذاب نمایانده می شوند. در قرآن مجید نیز افزون بر ستایش موردی این قوم، در جاهای دیگر آشکارا از کوفتن مهر خواری و درماندگی بر پیشانی شان حکایت می شود و بارها و بارها، تهدید و توبیخ می گردند و سوای اینان، اعراب که مخاطب اصلی و اولیه وحی در قرآن هستند، به طرز بی سابقه ای نکوهش می شوند و به جز چند مورد، به بدی تمام از ایشان یاد می گردد؛ در متون روایی هم که جای خود دارد. اما، تنها گروهی که اشارات تلویحی چند باره قرآن در باره اش، جز نیکی و تحسین نیست و در کتب آسمانی پیشین نیز عمدتا چنین است و در متون حدیثی هم پیوسته ستوده شده و جز در چند مورد نقد نگردیده، ایران و ایرانی است.....»
حالا، آنها دکتر علی لاریجانی را که در این برهه یکی از مهمترین و خردمندترین رهبران حاکمیت و نظام سیاسی ایران بود، از ما گرفته اند، هرچند گویی او از قافله شهدا جامانده بود، به قول حافظ:
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویههای غریبانه قصه پردازم
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مهیمنا به رفیقان خود، رسان بازم
او مردی بزرگ، فاضل، خردمند، انساندوست، میهن پرست، مجاهد، سیاستمدار، دیپلمات و اهل فرهنگ بود که در چندین دهه فعالیت در عرصه ها و نهادهای مختلف، همه تلاش و همت خود را به کار بست تا از منافع ایران و ایرانی دفاع کند، از طریق صلح و مذاکره، راهی برای حل اختلافات بجوید و مشاوری امین برای رهبری شهید انقلاب و نماینده ای واقعی برای مردم ایران در مجلس و حاکمیت باشد.
همه کسانی که از نزدیک با این مرد بزرگ، فهیم، مودب و میهن پرست سر و کار داشته اند، از جمله خبرنگارانی چون من – که سال ها در مجلس یا شورای عالی امنیت ملی و در موضوعات هسته ای یا فرهنگی و سیاسی- با او جلسه یا گفتگو داشته اند، شیفته او و مرام و معرفت والایش و اخلاق انسانی و اسلامی اش بودیم. مردی که به دیگران احترام می گذاشت، با حوصله و صبوری سخنان آنها را می شنید، با خردمندی و میانه روی و ادبیاتی دیپلماتیک پاسخ می گفت و در همه حال، به حفظ ایران و دفاع از منافع ملی آن می اندیشید.
او به دلیل سوابق و تجربیات و نیز، مشی فکری و اخلاقی اش، به تعبیری، «حلقه وصل میدان و دیپلماسی» بود. او سیاست را نه ابزار قدرت بلکه میدان مسئولیت می دانست و از نگاه بسیاری از کارشناسان حوزه سیاست خارجی در کشورهای مختلف، نماد دیپلماسی ایرانی بود.
دکتر علی لاریجانی، دانشآموخته فلسفه و استاد فلسفه سیاسی دانشگاه تهران، یکی از برجستهترین مدیران و سیاستمداران ایران از ابتدای انقلاب تا هنگام شهادت بود. وی پس از پایان جنگ هشت ساله به ریاست صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد و سپس در مجلس شورای اسلامی، ریاست مجلس را بر عهده داشت. وی در دولت آیتالله هاشمی رفسنجانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و سال های طولانی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بود. در دهه ۸۰ و در اوج تلاش های غرب برای تبدیل مساله هسته ای ایران به عنوان یک مساله امنیتی در جهان ، به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی در سال های ۸۴ تا ۸۶، تلاش ها و مذاکرات بسیاری با نهادهای مسئول از جمله «محمد البرادعی» مدیرکل وقت آژانس بین المللی انرژی اتمی و «خاویر سولانا» کمیسر سیاست خارجی اتحادیه اروپا داشت. او پس از جنگ ۱۲ روزه بار دیگر با حکم رییس جمهوری در ۱۴ مرداد به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب شد و دو روز بعد هم به عنوان نماینده رهبر شهید انقلاب آیتالله سید علی خامنهای در شورا معرفی گشت.
دکتر لاریجانی یکی از خوشفکرترین سیاستمداران میانهرو و با تدبیر در کشور بود که از ابتدا با سپاه پاسداران و نیروهای رزمنده در ارتباط بود و سپس با مطالعه و پژوهش و کسب تجارب مدیریتی و سیاسی به مدارج عالی رسید. وی داماد شهید بزرگوار، استاد مرتضی مطهری بود و به یک معنا از شاگردان وی محسوب میشد. از شهید علی لاریجانی آثار و تالیفات چندی منتشر شده و آخرین کتاب او با عنوان «عقل و سکون در سیاست»، توسط انتشارات دانشگاه تهران به چاپ رسیده است.
ترور ناجوانمردانه دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، دکتر علی لاریجانی توسط دژخیمان صهیونی آمریکایی نه تنها برگ تازهای بر پرونده سیاه این تجاوزگران افزود و هیچ چیز را به نفع آنها تغییر نخواهد داد بلکه ملت ایران را در دفاع از امنیت و تمامیت ارضی خویش مصمم تر کرده و به تداوم مقاومت جانانه آنها، روحی دوباره بخشیده است.
چه بسا! شهادت دکتر علی لاریجانی باعث شود دولت های عربی و اسلامی، آخرین نامه او را که با امضای «بنده خدا»، یک روز قبل از شهادت نوشته بود، بخوانند و به خود آیند؛ آنجا که با تجلیل از مقاومت ملت ایران، خطاب به مسلمانان جهان و دولت های اسلامی نوشته بود:« ایران به راه مقاومت در مقابل شیطان بزرگ و کوچک ( آمریکا و اسرائیل) ادامه میدهد اما آیا رفتار دولتهای اسلامی با سخن پیامبر (ص) که فرمود: "اگر به فریاد مسلمانی تجاوب نکنید، مسلمان نیستید"، در تناقض نیست؟ این چه مسلمانی است؟!».
در اینجا لازم می دانم به عنوان سردبیر و به نمایندگی از همکارانم در روزنامه اطلاعات، شهادت و فقدان دکتر علی لاریجانی دبیر شورای امنیت ملی و سیاستمدار عالیرتبه کشورمان و فرزند ایشان را در این شرایط دشوار، به مقام رهبری و ملت بزرگ ایران تسلیت بگویم و اطمینان دهم که همکاران رسانه ای به تلاش های خود در جهت پاسداری از خون شهیدان، حفظ تمامیت ارضی ایران و تحقق آرمان های بزرگ انقلابی ملت سربلندمان، با جدیت ادامه خواهند داد.
یاد همه شهیدان، گرامی و راهشان، پر رهرو باد.
آن فرو ریخته گل های پریشان در باد
کز می باغ شهادت، همه مدهوشانند
یادشان زمزمه نیمه شب مستان باد
تا نگویند که از یاد، فراموشانند