به گزارش اطلاعات آنلاین، هنگسازی تنها شغل چشم آذر نبود، بلکه زبان گویای احساساتش محسوب میشد؛ از این رو موسیقی با تمام تار و پود وجودش در آمیخته و سرنوشتی پرشور برای او رقم زده بود. همانطور که خود تأکید میکرد: «زندگی شخصی هر هنرمند تأثیر زیادی بر کارش دارد. اتفاقات و تجربیات زندگی هم بهطور مستقیم و هم بهطور غیرمستقیم در خلق آثار هنری دخیل هستند. موسیقی من بازتابی از لحظات زندگی من است.»
چشمآذر در مصاحبههای مختلف درباره کودکی و تجربیات اولیهاش در دنیای موسیقی صحبت کرده است؛ اینکه چگونه علاقه به موسیقی و هنر از دوران کودکی در او شکل گرفت و مسیر زندگیاش را بهطور عمیقی تحت تأثیر قرار داد. «من از بچگی علاقه زیادی به موسیقی داشتم. خانه ما همیشه پر از صداهای موسیقی بود. پدرم به موسیقی علاقه داشت و در خانهمان همیشه سازهایی مثل پیانو و سنتور پیدا میشد. همینها باعث شد که من از همان دوران کودکی به موسیقی علاقه پیدا کنم و به سمت یادگیری سازها بروم.»
او همچنین نقش خانواده را در علاقهمندی به هنر بسیار زیاد میدانست و میگفت: «پدر و مادرم همیشه حمایت زیادی از من داشتند و فضای خانه ما کاملاً فرهنگی بود. آنها نهتنها از من حمایت میکردند، بلکه به من یاد دادند که موسیقی را با عشق و احترام یاد بگیرم. این فضای حمایتی خیلی به من کمک کرد تا به مسیری که انتخاب کرده بودم، ادامه دهم.»
ناصر در ۱۲ سالگی بههمراه پدرش وارد ارکستر آذربایجانی رادیو ایران شد و در ۱۳ سالگی جایزه ویژه موسیقی را در مقطع دبیرستانی بهخاطر نواختن آکاردئون دریافت کرد. در ۱۷ سالگی رهبری کنسرت ترتیب داده شده در سفارت ایران در عراق را برعهده گرفت.
در ۲۰ سالگی برای گذراندن دوره جاز به آمریکا رفت و پس از بازگشت، سرپرستی ارکستر شوی تلویزیونی را به عهده گرفت. در محضر استادانی چون مرتضی حنانه و ملیک اصلانیان دورههای تکمیلی را سپری کرد. در سال ۱۳۵۷ به مدت ۵ سال جهت تکمیل دوره موسیقی جاز و موسیقی فیلم به آمریکا مسافرت کرد. پس از بازگشت به ایران، از سال ۱۳۶۳ و با ساخت موسیقی متن فیلم «تاراج» به کارگردانی ایرج قادری، فعالیت خود را در زمینه موسیقی فیلم آغاز کرد و پس از آن برای دهها فیلم سینمایی آهنگ ساخت که از آن جمله میتوان به اجارهنشینها، هامون، ای ایران، تاواریش، خواهران غریب و میکس اشاره کرد.
حکایت باران عشق
چشمآذر از پیشگامان سازهای الکترونیک در ایران به شمار میرفت، همین موضوع باعث شد که بتواند تجربیاتش را در آلبوم «باران عشق» بهصورت شاهکاری ماندگار به منصه ظهور بگذارد؛ اثری که با استقبال کمنظیر مردم در دهه هفتاد مواجه شد. این هنرمند درباره چگونگی شکلگیری این آلبوم در مصاحبهای توضیح میدهد: «آلبوم باران عشق هیچ چیز خاصی نداشت. من چشمهایم را بستم و فکر کردم. دیدم جنگ تمام شده و مردم به یک دوره آرامش نیاز دارند. مردم شهید دادهاند، اسیر دادهاند. معلولین و جانبازان برگشتهاند. و خیلی راحت با سرک کشیدن به فروشگاه بتهوون دیدم مردم آهنگهای جواد معروفی، ریچارد کلایدرمن و... را میخرند. متوجه شدم مردم چه نوع موسیقیای را میطلبند. با خودم گفتم باید کاری ارائه دهم که از بچه ۵ساله تا آدم ۵۰ ساله گوش کند و لذت ببرد. که نتیجه آن شد؛ باران عشق.»
او میافزاید: «شروع باران عشق با صدای دریا است که من خودم میکروفون و تجهیزات ضبط را کنار دریای خزر بردم تا صدای واقعی دریا را ضبط کنم. البته صدای آماده دریا یا هر صدای دیگری را میتوان خرید، اما من مخصوصاً میخواستم که شروع باران عشق با دروغ نباشد، بلکه با پاکی و راستی باشد. البته بماند که بعضیها از این صدا در فیلمهایشان بهجای صدای اجاق گاز و غیره استفاده کردهاند.»
چشمآذر درباره استقبال و اهمیتی که این اثر پیدا کرد، میگوید: «سالها پیش از من دعوت شد که به ژاپن در اوزاکا بروم تا این آلبوم را با ارکستر سمفونی ضبط کنم و همراه درخواستشان پیشنهاد ۲۰۰ هزار دلار را دادند. اما من همین شکلی که هست و در یک اتاقک کوچک ضبط شده را بیشتر دوست دارم تا اینکه این آلبوم با ارکستر سمفونی اوزاکا ضبط شود. این آلبوم متعلق است به مادران ایرانی که بر مزار فرزندانشان گریستند.»
ناصر چشمآذر بامداد ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ در ۶۸ سالگی بر اثر سکته قلبی در تهران درگذشت. مراسم تشییع پیکر ناصر چشمآذر صبح یکشنبه ۱۶ اردیبهشت در تالار وحدت تهران برگزار و پس از آن در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.