اقتصاد۲۴ نوشت: در میانه یک آتشبس شکننده که بیشتر به سکوت پیش از طوفان شباهت دارد، مسدود شدن هرمز از سوی ایران و محاصره متقابل بنادر ایران توسط نیروی دریایی آمریکا، بازار جهانی انرژی را به لبه پرتگاه کشانده است. در این میان، زمزمههای جدی برای گشودن جبهه دوم در دریای سرخ، نه یک مانور تبلیغاتی، که به عنوان یک استراتژی عملیاتی برای شکستن محاصره مطرح شده است.
پیشنهاد بستن بابالمندب، پاسخی مستقیم به تاکتیک خفگی اقتصادی است که واشنگتن علیه تهران به کار گرفته است. حسین شریعتمداری، چهره نزدیک به حاکمیت در یادداشتی صریح در روزنامه تحت مدیریتش یعنی کیهان، این اقدام را نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت دانسته و مینویسد: «محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا، نقض صریح آتشبس ادعایی است؛ بنابراین بستن بابالمندب به روی کشتیهای آمریکایی و کشورهای همپیمان با آمریکا... حق مسلم و عکسالعمل قانونی و پذیرفته شده جبهه مقاومت است. کدام توجیه قابل قبولی میتواند مانع بهرهگیری ما از اهرم قدرتمند و اشکآور بابالمندب باشد؟!»
این منطق که بر پایه «توازن وحشت» بنا شده، میگوید اگر ایران از حق تجارت دریایی محروم شود، امنیت انتقال انرژی برای متحدان آمریکا نیز نباید تضمین شده باشد. بروجردی، نایبرئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز با تایید این نگاه، بر آمادگی نیروهای همسو در یمن تاکید کرده و اهمیت این تنگه را «کمتر از تنگه هرمز» نمیداند.
واکنش بازار جهانی؛ شوک نفت ۱۲۶ دلاری و کابوس رکود
اثرات این تنش همین حالا هم در بازارهای جهانی نمایان شده است. قیمت نفت برنت در روزهای اخیر به ۱۲۶ دلار در هر بشکه رسیده که بالاترین میزان از زمان آغاز درگیریها در فوریه ۲۰۲۶ است. روزنامه گاردین در گزارشی به نقل از تحلیلگران اقتصادی هشدار میدهد که تداوم این وضعیت میتواند جهان را به کام یک رکود عمیق فرو ببرد.
وارن پترسون، مدیر استراتژی کالا در بانک ING، در مصاحبه با گاردین میگوید: «شکست مذاکرات میان ایران و آمریکا و گزارشهایی مبنی بر رد پیشنهاد ایران برای بازگشایی مشروط تنگه هرمز توسط ترامپ، بازار را نسبت به هرگونه ازسرگیری سریع جریان نفت ناامید کرده است.»
همچنین پل کروگمن، اقتصاددان برنده نوبل، در یادداشتی هشدار داده است که «اگر تنگه هرمز و متعاقب آن بابالمندب برای سه ماه بسته بمانند، وقوع یک رکود کامل جهانی بیش از هر زمان دیگری محتمل است.» این در حالی است که سید حمید حسینی، فعال صنعت نفت در داخل کشور، پا را فراتر گذاشته و معتقد است در صورت تحقق سناریوی انسداد بابالمندب، قیمت نفت به راحتی از مرز ۱۵۰ دلار عبور خواهد کرد.
بابالمندب؛ «سلاح روز قیامت» یمنیها
برخلاف تنگه هرمز که بستن آن نیازمند استقرار سنگین نیروی دریایی است، بابالمندب به دلیل عرض بسیار کم و اشراف انصارالله یمن بر سواحل آن، پتانسیل بالایی برای ناامنسازی دارد. رسانههای خارجی این تهدید را بسیار جدی ارزیابی میکنند. نیروهای مسلح یمن تهدید کردهاند که اگر آمریکا و اسرائیل از دریای سرخ برای حمله به ایران استفاده کنند، این آبراه راهبردی را به طور کامل مسدود خواهند کرد. انصارالله اکنون قدرت نظامی لازم برای کنترل عملیاتی بر بابالمندب را داراست.
برای درک بهتر از اهمیت این تنگه کافی است توجه داشته باشیم که براساس آمار اداره دادههای انرژی آمریکا که در روزنامه بیزنیس انسایدر منتشر شده، روزانه ۳.۸ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از طریق تنگه باب المندب به اروپا، آسیا و ایالات متحده آمریکا صادر میشود و این تنگه حدود ۶.۱ درصد از تجارت نفت جهان را در اختیار دارد و سالانه ۲۱ هزار کشتی از آن عبور میکنند.
کارشناسان حمل و نقل دریایی میگویند که ما بین ۹۶ تا ۹۸ درصد حجم تجارت جهانی که کانال سوئز میگذرد، از تنگه باب المندب میآید یا به این تنگه میرود. این بدان معناست که ۹۸ درصد کشتیهایی که از کانال سوئز میگذرند، مقصد یا مبدأ آنها تنگه باب المندب است.
لازم به ذکر است که اسرائیل برای مقابله با این تهدید، به دنبال اتحاد امنیتی با مناطق تجزیهطلب نظیر سومالیلند است تا بتواند از بنادر آنجا برای دور زدن تهدیدات یمنی استفاده کند. کانالهای ۱۲ و ۱۴ اسرائیل نیز با رصد تحولات داخلی ایران، مدعی شدهاند که تهران هنوز از «سلاح روز قیامت» خود یعنی بابالمندب استفاده نکرده و حضور فعال آیتالله مجتبی خامنهای در صحنه تصمیمگیریهای کلان را نشانهای از آمادگی برای یک تقابل سخت میدانند.
عملیاتی بودن انسداد؛ پهپادها در برابر ناوگانها
سوال اصلی این است که آیا بستن بابالمندب واقعاً عملیاتی است؟ گزارشهای نورفولک (مرکز فرماندهی دریایی ناتو) نشان میدهد که برای فلج کردن تجارت در این منطقه، نیازی به غرق کردن تمام کشتیها نیست.
امیلی هلند، مدیر برنامه اوراسیا در موسسه تحقیقات سیاست خارجی، در گفتوگو با مجله تایم توضیح میدهد که «تاکتیک یمنیها بر اساس ارسال سیگنالهای بازار است. آنها نیازی ندارند به هر کشتی شلیک کنند؛ همین که ثابت کنند توانایی هدف قرار دادن هر شناوری را دارند، باعث میشود شرکتهای کشتیرانی از عبور منصرف شوند و نرخ بیمه به قدری بالا برود که مسیر دور زدن آفریقا (دماغه امید نیک) توجیه بیشتری پیدا کند.»
در حال حاضر، ترافیک دریایی در دریای سرخ ۶۰ درصد نسبت به سال ۲۰۲۳ کاهش یافته است و هرگونه تشدید تنش میتواند این رقم را به نزدیکی صفر برساند.
از محاصره دریایی تا «جنگ دزدان دریایی»
تحولات اخیر باعث شده است که ادبیات دیپلماتیک جای خود را به کلمات تندی بدهد. دونالد ترامپ در اظهارنظری جنجالی صراحتاً اعلام کرد که نیروی دریایی آمریکا اکنون مانند «دزدان دریایی» عمل میکند تا محمولههای نفتی ایران را توقیف و مصادره کند.
ترامپ خطاب به مدیران نفتی گفته است: «این محاصره از بمباران موثرتر است. آنها (ایرانیها) در حال خفه شدن هستند.»
در مقابل، ایران نیز با تاکید بر کنترل خود بر تنگه هرمز، اعلام کرده است که حتی پس از پایان درگیریها، ترتیبات امنیتی این آبراه باید کاملاً تغییر کند. ایران اکنون در حال وضع «عوارض عبور» از تنگه هرمز برای کشتیهای کشورهای غیردوست است؛ اقدامی که پیش از این سابقه نداشته است. مجلس شورای اسلامی نیز درصدد تدوین قوانین تازه برای اداره تنگه هرمز در دوره پساجنگ است.
عبور از خط قرمز انرژی
در این شرایط، بسته شدن بابالمندب دیگر یک فرضیه دور از ذهن نیست. اگر آتشبس فعلی به یک قرارداد پایدار برای لغو محاصره دریایی ایران منجر نشود، تهران و متحدان منطقهایاش نشان دادهاند که ابزارهای لازم برای فلج کردن شریانهای اقتصادی غرب را در اختیار دارند.
انسداد همزمان هرمز و بابالمندب، به معنای حذف حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد از ترانزیت نفت و گاز جهان است. این نه تنها یک فاجعه اقتصادی برای اروپا و آسیا، بلکه یک خودکشی جمعی برای امنیت بینالملل خواهد بود. در این شطرنج خونین، بابالمندب مهرهای است که اگر حرکت کند، کیش و مات بزرگی در انتظار اقتصاد جهانی خواهد بود. حالا باید دید آیا دیپلماسی در دقیقه نود میتواند مانع از کشیده شدن ماشه در «دروازه اشک» شود یا خیر.