سید مسعود رضوی
مولانا جلالالدین در دفتر یکم مثنوی شریف، داستان و اشعار معروفی دارد. از جمله این بیتها را سروده است:
ای شهان کشتیم ما خصم برون
ماند خصمی زو بتر اندر درون
چونک واگشتم ز پیکار برون
روی آوردم به پیکار درون
باری، دیروز حاصل مذاکرات و پیامهای ایران و ایالات متحده به ناخرسندی و توقعات نامعقول طرف آمریکایی کشیده شد تا دوباره احساس تعلیق بر بازار و منطقه حاکم شود و صدای صلح و آتش بس، ضعیف و دورتر به گوش رسد. با این همه، نیروهای لشکری و کشوری ما از برای صلاح کشورعزیزمان و صلح در منطقه، همواره حرمت و همتی صادقانه داشتهاند و امیدواریم این نایرۀ شوم هرچه زودتر خاموش شود.
اخیراً ترکی فیصل، مرد صاحب تجربۀ عربستان در امور امنیتی و دیپلماسی، در جریدۀ الشرق الاوسط نوشته است که: «اسرائیل در تدارک توطئهای بود تا منطقه را در هرج و مرج و ویرانی وارد کند تا هژمونی خود را حفظ و قدرت نظامی و اتمی خود در منطقه را توجیه نماید.»
این مسئله را بسیاری از صاحب نظران و تحلیلگران سیاسی گفته و نوشتهاند و کوچکترین آنها صاحب این قلم است. نباید در تله رژیم صهیونیستی و عوامل و بازیگران دست دوم و چندم آن نظیر امارات وارد شویم. ایران ضمن حفظ بازدارندگی قوی، و پاسخ کوبنده به دشمنان اصلی، باید چتر امنیتی خود را برای دوستان منطقهای و همسایگان بگشاید و مقدمات شراکتِ زنجیرهای و همکاری میان کشورهای مؤثر در منطقه شامل ترکیه و مصر و عربستان و پاکستان با ایران را فراهم سازد.
مقاومت و اقتدار ایران، در شرایط صلح و پایداری برای هرگونه تفاهم و جلب مشارکت، ضمانت لازم را به صورت طبیعی در منطقه و خلیجفارس ارائه خواهد داد.
اما در حال حاضر به غیر از دشمن خارجی، نوعی فشار داخلی و افزایش مشکلات هم حس میشود و نباید با گزاف گویی، داستان بافی، یا خلاف گویی و انکار از آن گذشت. دولت به تنهایی قادر نیست تمام نیازهای جامعه را برطرف کند و صرفه جویی و درخواست از جامعه برای شکیبایی هم البته کاملاً بجاست، اما نقطه پایانی دارد و آن، جایی است که معیار دوگانه و بی عدالتی مشاهده شود و یا توجیه منطقی وجود نداشته باشد و از همه بدتر، گفتن واقعیت از مردم دریغ شود. بماند که طرح مسائل فرعی و غیر ضروری نظیر پوشش و ادعاهای متافیزیکی عجیب و غریب در برخی رسانه های عمومی، همراه با بزرگ نمایی در برخی امور، افکار عمومی را به تدریج بیاعتماد خواهد ساخت و به سوی شایعه و انفعال سوق میدهد.
مسئله این است که سایههای این جنگ، میتواند مدتها ادامه یابد و آمریکای آشفته در دوران ترامپ و هگست و روبیو، فاقد منطق و ادراک ژئوپولیتیکی در این منطقه تاریخی هستند. ایران هرچقدر تحت فشار قرار گیرد نمیتواند به خواستههایی تن در دهد که اقتدار و امنیت و منافع ملی و حتی تمامیت سرزمینیاش را تهدید میکند. همین امر نیاز به تابآوری را در لشکر و کشور و مردم الزام میکند و مردم مهمترین پایه و رکن در این میانه محسوب میشوند.
درباره مشکلات مالی و معیشت و غیره هر روز سخنها گفته شده و میشود، اما در اینجا به یک نکته اشاره میکنم، در غیاب اینترنت و شبکههای اجتماعی که قبلاً در دسترس عموم بود، اینک باید فکری به حال کسب و کارها و فراتر از آن تحقیقات و پژوهشهای علمی و آموزش و پرورش کشور هم کرد. محدودیت دسترسی به شبکههای اجتماعی، به غیر از ضرر مالی، ضرر علمی هم دارد و بیکاران بسیاری بر روی دست جامعه گذاشته است. مسئولان و تصمیمگیران ارتباطات قطعاً ملاحظات امنیتی دارند اما اولویتهای دیگری به غیر از درآمد زایی از طریق اینترنت پرو هم باید باشد تا اکثریت و عموم مردم هم احساس رضایت کنند. به هرحال توصیه میکنیم راه حل معقول و مردم پسندی یافته شود که مردم احساس بی عدالتی نکنند و کار فرهنگ و علم و عدالت هم بر زمین نماند!
یک موضوع دیگر، روشن کردن برخی مسائل جنگ و تداوم و طولانی بودن آن برای مردم است. بجز اجتماعاتی که در خیابانها برای اعلام حضور مردمی وجود دارد؛ باید واقعیتی دربارۀ جنگ به عموم مردم و ملت سربلند ایران گفته شود؛ این نبرد شاید دیر بپاید و نیاز به استقامت و صبر زیاد داشته باشد، خودی و غیر خودی در کار نیست. به کلمات روشن، به فصاحت و حقیقت و با صمیمیت باید واقعیتها و کمبودها و سختیها را گفت. به مسئولان و تصمیمگیران عرض میکنم خود را از مردم بدانید و مردم را از خود و همه جامعه را دریابیم. مردم صاحب مملکتاند.
قوت از خواهم و توفیق و لاف
تا به سوزن برکَنَم این کوه قاف
سهل دان شیری که صفها بشکند
شیر آن است، آن، که خود را بشکند
شما چه نظری دارید؟