ایران دارای ۱۵ همسایه آبی ـ خاکی و ۲۵ همسایه پیرامونی است که در امتداد تاریخ دارای روابط فرهنگی، تمدنی و اقتصادی با ما بودهاند. با افزایش وزن ژئوپلیتیک ایران به دنبال جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل و محاصره دریایی توسط ایالات متحده، بازتعریف سیاست خارجی در حوزه همسایگان امری کتمانناپذیر است.
متاسفانه اکثریت قریب به اتفاق همسایگان ما فاقد مولفههای قدرت ـ عمق استراتژیک، جمعیت کافی، اقتصاد قوی، توانمندی نظامی و امثال آن هستند و در نتیجه، در میدان تعریف شده قدرتهای فرامنطقه نقش بازی میکنند. بنابراین نباید از این همسایگان انتظار رویکرد مستقل از قدرتهای بینالمللی و هماهنگ با ایران را داشت. رویکرد سنتی ایران مبنی بر مذاکرات حداکثری با این همسایگان با وجود انعقاد قراردادهای اقتصادی، امنیتی و نظامی متعدد، تاکنون ره آوردی نداشته و همچنان آنها را در طبقه امنیتی قدرتهای فرامنطقهای مخالف ایران ـ همانند همسایگان جنوبی، شمال غربی و اقلیم کردستان عراق ـ نگه داشته است.
در این راستا لزوم خروج سریع از سیاست بحرانمحوری ریشهدار در دستگاه متولی امر سیاستگذاری، کارشناس محور نمودن تصمیمات با استفاده از همه پتانسیلهای موجود و عبور از سیاست انفعالی و پدافندی گذشته، مورد انتظار است.توجه به افزایش مولفههای قدرت ایران برای ارتباط با همسایگان ضروری به نظر میرسد. نظر به این که تمامی همسایگان در امتداد تمدنی ـ فرهنگی ما قرار دارند، «یارگیری فرامرزی» از گزینههای تقویت قدرت معنوی ایران است. تا قبل از جنگ ۴۰ روزه شائبههایی مبنی بر عدم ضرورت این رویکرد در جامعه ایران مطرح بود ولی اقدامات بازدارنده لبنانیها، یمنیها، عراقیها و دیگران خلاف این عقیده را اثبات کرد. از نمونه های بینالمللی قهرآمیز یارگیری فرامرزی، می توان به رفتارهای ایالات متحده در قاره آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در اروپای شرقی اشاره نمود.
ایران با تکیه بر قدرت تمدنی ـ فرهنگی، با جذب ملتهای منطقه و حتی جهان به مهمترین چالش در این حوزه برای لیبرال دمکراسی غربی به رهبری آمریکا تبدیل شده است، و گرنه از نظر اقتصادی و نظامی ـ با بودن چینیها و روسها ـ ایران رقیب ایالات متحده به شمار نمیرود. تکیه بر این حوزه (تمدنی ـ فرهنگی) با کمترین هزینه، برای ایران قدرت معنوی فراوان تولید نموده و این در حالی است که ملت های همسایه و منطقه که از اقدامات و مواضع غرب در غزه و رفتارهای شنیع و ضد حقوق بشری اپستینیها و غیره سرخورده شده اند نیز به سوی ایران گرایش معنوی پیدا کردهاند.
با افزایش قدرت بیشتر، قلمرو امنیتی پیرامونی نیز باید وسیعتر و فراتر از مرزهای سیاسی کشور باشد، در غیر اینصورت مبارزه با دشمنان قسمخورده در مرزهای سیاسی، هزینههای سنگین و غیرقابل پیشبینی ضدامنیتی داخلی را به همراه خواهد داشت.
با توجه به قرارگرفتن همسایگان فاقد مولفههای قدرت در کمربند امنیتی ایران که دهه هاست میزبان پایگاههای نظامی - اطلاعاتی دشمنان شده اند، ضرورت تقویت توانایی های امنیتی – نظامی در کنار توجه ویژه به مبحث تمدنی ـ فرهنگی، به همراه تلاش برای شکوفایی اقتصاد داخلی بیش از پیش احساس می شود. مرتبط کردن این مولفه ها با همسایگان برای دو طرف امنیتآور است و مجاری تنفسی مطلوب و متعدد را برای ما فراهم خواهد کرد. طبیعتاً افزایش این عمق راهبردی و استراتژیک، قدرت چانهزنی منطقهای و بینالمللی ایران را افزایش خواهد داد.
فروریختن هیمنه و هیبت ایالات متحده در جنگ تحمیلی علیه ایران، کشورهای دنیا را با سرعت بیشتری به سوی چندجانبهگرایی و تشکیل بلوکهای اقتصادی جدید سوق خواهد داد. برای ایجاد یک همپوشانی اقتصادی با توجه به نیازهای همسایگان، سرمایهگذاری در حوزههای داخلی برای جلوگیری از حذف ایران از مبادلات تجاری جهانی، امری ضروری به نظر میرسد.
گره خوردن و تنیدگی اقتصاد ایران با همسایگان، امنیتآفرینی دوجانبه را به دنبال خواهد داشت. در این راستا باید گفت که اتصال خطوط مواصلاتی در حوزه های جادهای، ریلی، دریایی و هوایی برای حمل و نقل کالا و تردد اتباع، ضرورتی مهم است. همچنین تسهیل تردد اتباع با لغو روادید - حتی یک طرفه - در این رابطه مثمرثمر خواهد بود.
تقویت کریدورهای شمال ـ جنوب و شرق ـ غرب در داخل ایران برای مقابله با کریدورهای ایجاد شده اطراف ایران شامل کریدورهای جنوبی قفقاز، لاجورد، آیمک، راه توسعه و «داود» بسیار با اهمیت است .به این موارد باید ضرورت انعقاد پیمان های پولی دوجانبه با همسایگان، گسترش تجارت کالا به کالا (تهاتر)، تقویت و گسترش بازارچههای مرزی، حذف متولیان متعدد جذب حوزه گردشگری، ایجاد مدیریت واحد با مشارکت بیشتر بخشهای خصوصی و همچنین مرتبط کردن همسایگان با سازمانهای اقتصادی مانند اتحادیه اقتصادی اوراسیا و امثال آن را افزود.
از طرفی بازبینی عمیق در موضوع صادرات و سوآپ نفت، گاز و برق و همچنین بازار حوزه دریای کاسپین با توجه به محاط بودن این منطقه و منحصربهفرد بودن موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، ضروری به نظر می رسد. با توجه به جمعیت جوان، متخصص و جویای کار داخلی و نظر به نیازهای همسایگان، ایجاد و فعال کردن هلدینگهای مرتبط با اعزام نیروی کار می تواند کارگشا باشد. همچنین مطابق متدهای بینالمللی، خطوط ریلی قطارها باید دو طرفه و سرعت آنها نیز بیشتر و سریعتر شوند. از طرفی، کیفی کردن زیرساخت جادههای ترانزیتی و افزایش سرعت جابجایی حمل بار را نیز باید امری با اهمیت قلمداد کرد.