قلب من تکه تکه شد
درست مثل آینههای کاخ گلستان
آوار شد
یک تکهاش
کنار تنهای پاره پاره بچههای میناب جان داد
یک تکهاش
با کاشی مسجد شیخ لطف الله از هم پاشید
یک تکهاش
در فولاد مبارکه آتش گرفت
یک تکهاش
در کنار قلب بچهغزال خارک
از نفس افتاد
یک تکه دیگرش هم
در رقص بر روی آوارههای وطن
به حالت کما رفت.
قلب من تکه پاره است.
نفسهایم به شماره افتاده
آیههای قرآن را
-همچون اکسیژن -
به درونم می فرستم
تا زنده بمانم.
بهار امسال
نوروز و فطر یک روز شدند
تا قلبهای تکه پاره را سبز کنند
و آیه توحید بسرایند.
امسال تمام «سین»های ما
سرخ بود و سیاه.
اینک ای خورشید عالمتاب!
با نور جهانگیرت سپیدمان کن
تا سبز شویم....
شما چه نظری دارید؟