حمله آمریکا و اسراییل به ایران پس از اینکه در عرصه نظامی به موفقیت چشمگیری برای آنها تبدیل نشد، با محاصره دریایی وارد مرحله فرسایشی شده است. در این مرحله مساله اصلی این است که کدامیک از طرفین زودتر زیر فشارهای اغلب اقتصادی به زانو در میآید. به همین دلیل چالش اصلی برای سیاستگذاران طرفین حفظ و تقویت تابآوری باشد.
با وجود اهمیت تابآوری، در ایران تفاهمی در این مورد وجود ندارد. بدنه کارشناسی و مسئولان دولتی هر کدام تصوری از تابآوری دارند؛ برخی فکر میکنند دولت با کاهش هزینههایش باید منابع مالی را حفظ کند و در مقابل عدهای دیگر معتقدند دولت ضمن کاهش هزینههای زائد، به تثبیت اقتصاد بپردازد تا زمینه آرامش اجتماعی را فراهم کند.
احسان فرزانه، تحلیلگر اقتصاد سیاسی، به خبرآنلاین گفت: دغدغه تابآوری ایران، دغدغهای اصولی است اما من فکر نمیکنم مشکل اصلی ما صرفا سیاستگذاری باشد. تابآوری نیازمند مقاومت در ساحات مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است. ما در جنگ اخیر بیش از همه در عرصههای غیراقتصادی توانستیم مقاومت کنیم. این در حالی است که افزایش تابآوری اقتصادی، شرط موفقیت نظامی ایران است.
او ادامه داد: تجاوز نظامی آمریکا که از اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، برخلاف تصور کاخ سفید یک انرژی عظیم مردمی آزاد کرد که میتواند به تمایل به تغییرات اساسی و رادیکال در داخل منجر شود. منظورم اتکا به موجی تودهای است که میتواند سرمایهداری وابسته و الیگارشی حاکم را دچار دگرگونی کند و کشور ما را از این وضعیت فعلی رها کند. هر چند کنار زدن این طبقه کار سادهای نیست و آنها هم به راحتی از منافع خود دست نمیکشند. به همین دلیل تمایل اصلی آنها خنثی کردن این انرژی است.
خواست ایران مطرح نیست؛ ترامپ ما را رها نمیکند
در حال حاضر دو جناح در رابطه با مذاکرات اخیر در کشور شکل گرفته است؛ یک جناح با تاکید بر قدرت نظامی آمریکا معتقد است باید به هر شکل ولو با پرداخت امتیازات زیاد، واشنگتن را راضی کرد تا جنگ خاتمه یابد. در مقابل عدهای دیگر معتقدند آمریکا در مقابل کوتاه آمدن ایران، متوقف نمیشود و خواستههای خود را افزایش میدهد و ایران تا زمانی که از ادامه جنگ از سوی واشنگتن مطمئن نشده، نباید سازشی انجام دهد.
فرزانه در اینباره توضیح داد: بحث «بدهیم برود» یا هر چه زودتر سازش کنید و به اصطلاح ایران باید نرمال و متعارف شود، همه در همین راستا است. هدف این بخش الیگارشی تبدیل ایران به یک رژیم بن سلمانی است ولی یک چالش بزرگتر از این حرفها وجود دارد؛ چه جناحهای داخلی بخواهند و چه نخواهند این ایالات متحده و دولت دست راستی ترامپ است که نمیخواهد ایران را رها کند، این نتانیاهو و اسراییل است که اجازه نمیدهد حساسیت روی ایران کم شود.
مفهوم تاکید این تحلیلگر بر «نرمالیزه» شدن، متعارف شدن به معنای حل شدن در نظم جهانی موجود و همسویی با منافع امپریالیسم است.
وی با اشاره به دور آخر مذاکرات پیش از جنگ گفت: در آن مذاکرات ایران به سطحی از انعطاف رسید که تعجب مقامات انگلیسی را هم بر انگیخت. دیپلماتهای ما حاضر به دادن امتیازات بزرگ و حیرت انگیزی شدند اما این سطح از امتیازات هم نتوانست طمع یورش به کشورمان را در امپریالیسم از بین ببرد و با وجود همه آن امتیازات، ایران برای دومین بار در یک سال مورد یورش نظامی واقع شد.
از نظر فرزانه آمریکا با توجه به وضعیت حاکم بر کشور، از جمله شوک ارزی و اعتراضات دی ماه، تصور میکرد با حمله، به سرعت جمهوری اسلامی فرو خواهد پاشید اما چنین نشد و حس مقاومت و میهن دوستی مردم بر نارضایتی عمومی چیره شد.
وی به آنهایی که مذاکره را تنها راه خروج کشور میدانند هشدار داد: زیاده خواهی آمریکا برجام را از بین برد، زیادهخواهیهای این دولت حاکم بر آن دو بار به کشورمان جنگ تحمیل کرد و الان هم اگر ما بخواهیم هم معلوم نیست واشنگتن حاضر باشد به کمتر از تسلیم تن بدهد. بستن با آمریکا به آن راحتی که برخی ادعا میکنند نیست و موضوع پیچیدهتر از تصورات ساده عدهای است.
تاکتیک آمریکا عوض شد اما ما آرایش جنگی نگرفتهایم
حمله آمریکا گرچه به شکل ضربتی و غافلگیرانه آغاز شد اما آن طور که واشنگتن انتظار داشت، پیش نرفت، به همین دلیل غرب در پی تغییر روند جنگ است.
در این رابطه فرزانه گفت: آنها اکنون بهدنبال این هستند که فشار در داخل را چنان در عرصه اقتصاد بالا ببرند که دوباره اعتراضات خیابانی دیگری مشابه وقایع دیماه در ایران رخ دهد. آنها امیدوارند که دوباره یک شوک ارزی را مسئولان به مردم تحمیل کنند تا زمینه همبستگی از بین برود. همین امروز وقتی به یک سوپر مارکت میرویم یا یک تعویض روغنی، قیمتها تکان دهنده هستند. خرید چهار قلم کالای معمولی میتواند معادل یک چهارم حداقل دستمزد شود. این فشار همزمان با محاصره دریایی موجب هم افزایی مشکلات مردم و اقتصاد ما میشود.
تحلیلگر اقتصاد سیاسی چالش ایران را آماده نشدن اقتصاد برای جنگ بود.
او ادامه داد: ما هنوز آرایش جنگی نگرفتهایم. انگار نه انگار ما کشوری هستیم که در یک سال گذشته دوباره مورد حمله قرار گرفته و سالها است زیر فشار تحریم ها قرار دارد. حتی دولتهای دست راستی مانند دولت روزولت در آمریکا یا چرچیل در بریتانیا هم در زمان جنگ دوم جهانی سراغ کنترل قیمتها رفتند و دولت در اقتصاد مداخلههای بسیاری کردند تا بتوانند شیرازه کشور را حفظ کنند. ما اما در کشورمان به جای این مسیر، اقتصاد را رها کردیم و هر کس هر قیمتی دوست دارد روی کالاها میگذارد.
دولت به جای مداخله، اقتصاد را رها کرده است
این طرف و آن طرف گاه پیشنهاداتی چون ایجاد قرارگاهی تازه برای اداره اقتصاد مطرح میشود. تجربه تشکیل قرارگاه، تجربه همیشه موفقی نبوده اما مدافعان این طرح معتقدند اداره اقتصاد در یک وضعیت جنگی نیازمند تمرکز حداکثری است.
فرزانه در این باره گفت: مساله تشکیل یک قرارگاه تازه یا اقدامات مشابه نیست، مساله سبک کار و شیوه عمل دولت در مدیریت اقتصاد است. در شرایط جنگی مداخله دولت در اقتصاد و کنترل قیمتها ضروری است، اینکه اقدام مزبور از طریق قرارگاه انجام شود یا وزارتخانههای فعلی، مساله ثانویه است زیرا در حال حاضر به نظر میرسد که بخش مهمی از مسئولان اقتصادی به این مساله اعتقاد ندارند. دولت به جای مداخله و تثبیت، اقتصاد را رها کرده است
وی با بیان اینکه برای مدیریت موفق اقتصاد جنگی، نمونههای روشن جهانی و تاریخی وجود دارد، افزود: ایران ۴۰ سال پیش تجربه اداره کشور در یک جنگ طولانی را داشت که میتوانیم آن را یک تجربه موفق از عملکرد دولت در حوزه اقتصادی به حساب آوریم. ما برای اداره موفق کشورمان هیچ بن بستی از نظر اقتصاد سیاسی نداریم و دلیل اینکه سراغ آن نمیرویم، اراده و منافع یک طبقه خاص است، نه نشناختن راههای موفق. مناسبات موجود ذی نفعانی دارد که در مقابل تغییرات مقاومت میکنند.
ارز فقط به نیازهای اساسی مردم و تولید اختصاص یابد
تغییر جهت جنگ از حملهای ضربتی به محاصره اقتصادی در حالی شکل گرفته که اخیرا ریچارد نفیو، نویسنده کتاب «هنر تحریمها» و از طراحان تحریمهای آمریکا علیه ایران در دولت اوباما، بر ادامه فشار اقتصادی تاکید کرده است. نفیو در مقالهای با عنوان «بگذار ایران خود را شکست دهد!» به جای بازگشت به جنگ، ضمن یک توافق محدود، فشار تحریمها را افزایش دهد، تا ایران در مشکلات داخلی خود تضعیف شود. درنتیجه افزایش تابآوری اقتصادی میتواند کلید موفقیت ایران در جنگ اقتصادی باشد که از سوی بخشی از هیات حاکمه آمریکا، توصیه میشود.
فرزانه درباره راهکارهای اساسی برای تاب آوری بیشتر اقتصاد گفت: باید در گام نخست جلوی هر گونه مالیسازی اقتصاد گرفته شود و از اقدامات بانکهای خصوصی جلوگیری شود. تولیدزدایی باید متوقف شود، کالاهای اساسی مردم باید با قیمتی ثابت تامین شود و در ماجرای ارز هم باید تمام ارز کشور صرف نیازهای اساسی مردم و نیازهای تولید اختصاص یابد.
وی درباره الگوی جنگ ۸ ساله برای امروز گفت: آن الگو بی عیب و نقش نبود اما دولت وقت موفق شد در شرایط بحرانی جنگ ۸ ساله، هم تا حدی زیرساختها را توسعه دهد و هم یک سطح معقول رفاه عمومی را تامین کرد و هم موفق شد ۸ سال نیازهای جنگ را تامین کند و به اصطلاح شرایطی را فراهم کند که کشور درازترین جنگ قرن بیستم را انجام دهد. بدون آن مدیریت اقتصادی، جنگ به شکل دیگری ممکن بود خاتمه یابد.