یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۵۳
نظرات: ۰
۰
-
رضا شاهرودی و بهروز رهبری‌فرد

رضا شاهرودی، پیشکسوت پرسپولیس با مروری بر خاطرات گذشته‌اش از دوران بازی در تیم ملی و باشگاه محبوبش، نکات مهمی درباره اهمیت‌دادن هواداران به پیشکسوتان را یادآور شد.

بهروز رهبری‌فرد که پس از پایان فوتبال بازیگری را هم امتحان کرد، حالا از قاب «خبرورزشی» میزبان رفقای فوتبالی‌اش شده تا مـن‌تومـن، از رازهای مگو و خاطرات سال‌های خوب فوتبالمان بگویند.

رضا شاهرودی مهمان قسمت اول «من تو من» است؛ روزهای داغ فوتبال پرحاشیه و جنجالی دهه ۷۰، از دعوا با مایلی‌کهن تا درگیری فیزیکی با علی دایی! صحبت‌های شیرین ستاره اسبق تیم ملی و ازجمله پیشکسوتان محبوب پرسپولیس را در گفت‌وگو با مجری برنامه، بهروز رهبری‌فرد هم‌تیمی سابق او می‌خوانید.

باز هم شلوار گشاد مد شده
رضا شاهرودی در واکنش به تماشای یکی از عکس‌های قدیمی که در آن با شلوارهای پلیسه‌ای و گشاد کنار تعدادی از هم‌تیمی‌های سابقش ایستاده بود گفت: آن زمان این لباس‌ها مد بود و طبیعتا ما هم از این دست شلوارها می‌پوشیدیم. هرچند کم‌کم از مد افتاد اما الان می‌بینم باز پوشش‌ها دارد به همان سمت می‌رود؛ جوان‌ها در خیابان شلوارهای گشاد می‌پوشند که اصطلاحا آن را لانگ می‌نامند.

ماجرای لقب «رضا مالدینی»
شاهرودی در این باره که لقب مالدینی را از کجا به دست آورد گفت: یکی از کسانی که طرفدار من بود در استادیوم این لقب را به من داد. این فرد همین الان هم مربی فوتبال شده و در لیگ دسته ۳ فعال است. خودتان می‌دانید در استادیوم وقتی یک نفر را به اسمی صدا می‌زنند بلافاصله بعد از آن سایرین هم همان اسم را روی آن فرد یا بازیکن می‌گذارند و با همان نام صدایش می‌کنند. این فردی که گفتم یکی از لیدرهای هواداری بود که این لقب را به من داد و از آن زمان به بعد من به رضا مالدینی مشهور شدم.

وی درباره این شوخی هم که در دوران فوتبالش گفته می‌شد مالدینی را در ایتالیا به اسم «پائولو شاهرودی» صدا می‌زدند گفت: اتفاقا زمانی که برای بازی به ایران آمده بود هی مردم در استادیوم من را تشویق می‌کردند و او تصور می‌کرد که او را تشویق می‌کنند و من به او گفتم که آن‌ها در حال تشویق کردن من هستند نه شما!

رضا شاهرودی و پائولو مالدینی

آن حرف را به حاجی مایلی نزدم
شاهرودی درباره این شایعه که گفته شده بود او روزی در تمرین تیم ملی به محمد مایلی‌کهن گفته بوده «من رضا مالدینی هستم» توضیح داد: در واقع حاج‌آقا مایلی آمد تا با این صحبت به نوعی خودش را توجیه کند. اصل ماجرا این‌گونه بود که آن روز من دیر به تمرین رسیدم، البته دیر هم نرسیدم و شاید اصلا به خاطر من قرار بود تمرین ساعت ۳ برگزار شود که بعد از آن به امارات برویم و برای جام ملت‌های ۱۹۹۶ بازی کنیم. آن روز تمرین به جای ساعت ۳ از ۲:۳۰ شروع شد. اتفاقا من آن روز به خاطر آقای مجید نایینی خدابیامرز که از دوستان خود حاجی‌مایلی هم بود و در لیگ دسته ۳ بازی داشتند پیش آن‌ها رفته بودم تا به بازیکنانشان جایزه بدهم. وقتی برگشتم دیدم تمرین را زودتر شروع کرده‌اند. دیدم نعیم سعداوی هم در رختکن ایستاده و تمرین نمی‌کند که گفت من هم مثل تو دیر آمدم و مرا به تمرین راه ندادند. به او گفتم بیا برویم و خودم هم لباس عوض کردم و به محل تمرین رفتم. بعد حاجی‌مایلی گفت تو نمی‌توانی تمرین کنی چون دیر آمده‌ای. الان اسم نمی‌برم اما به او گفتم خیلی‌ها ۱۰ مرتبه دیر آمدند ولی تمرین کرده‌اند نظم و انضباط فقط برای ماست؟! همان زمان با او دست دادم و رفتم و دیگر برنگشتم اما چون حاجی‌مایلی می‌خواست این اقدامش را توجیه کند گفت شاهرودی به من گفته من رضا مالدینی هستم و ۵۰هزار طرفدار دارم در صورتی که در خصلت ما بچه‌های پایین شهر چنین رفتارهایی وجود ندارد.

شاهرودی در این باره که آیا محمد مایلی‌کهن با پشت موهای او در زمان فوتبالش مشکل داشته یا نه گفت: بله خوشش نمی‌آمد! حتی یک بار وقتی نتیجه نمی‌گرفت من به او گفتم «آقا ما تاکتیک نداریم اگر فکر می‌کنید که پشت موهای من تاکتیک است آن‌ها را بزنم»! البته من معتقدم مایلی‌کهن یکی از افراد سالم در همین فوتبال است.

خاطره زیر دوش با میناوند
وی درباره زنده‌یاد مهرداد میناوند گفت: ما رفیق بودیم و البته رقیب هم بودیم و با هم کل‌کل نمی‌کردیم. مهرداد خیلی از من جوان‌تر بود. در آن دوران ما داخل زمین به جوان‌ترها بها می‌دادیم اما بیرون از زمین آن بزرگی و کوچکی را حتما رعایت می‌کردیم. من چند تورنمنت مهم و حساس را از دست دادم که مهرداد توانست در مسابقات بدرخشد و به همین ترتیب شناخته شود.

شاهرودی خاطره‌ای هم درباره زمانی که مهرداد میناوند به پرسپولیس آمده بود گفت: یک روز قرار بود برای مصاحبه‌ای زودتر از بقیه محل تمرین را ترک کند. خدا رحمتش کند. خودش خیلی جالب تعریف می‌کرد. محل تمرین۲ دوش داشت که فقط از یکی از آن‌ها آب می‌آمد آن هم خیلی کم. من آمدم و دیدم که احمدرضا عابدزاده با حوله ایستاده و به او گفتم که چرا دوش نمی‌گیری که پاسخ داد دوش‌ها پر است. نگاه کردم و دیدم مهرداد داخل حمام است. در را باز کردم و به او گفتم بیا برو بیرون و به احمدآقا گفتم شما بفرمایید. آن زمان در پرسپولیس بزرگتری و کوچک‌تری کاملا رعایت می‌شد و مثل الان نبود. مهرداد را سر و صورت کفی از زیر دوش کشیدم بیرون (می‌خندد)

نقش قلعه‌نویی در خاطره اخراج در دربی
شاهرودی سپس درباره مسابقه دربی سال ۱۳۷۳ که در آن مسابقه از زمین اخراج شد توضیح داد: در نیمه اول محمود فکری و امیر قلعه‌نویی روی من خطا کردند که احتمالا داور مسابقه هم آقای ابهران بود که به من کارت زرد نشان داد. در واقع به نظرم می‌آمد که حق من نبود در آن صحنه کارت بگیرم. به همین خاطر در نیمه دوم تکلی زدم که منجر به اخراجم شد. آن‌زمان علی دایی بازیکن بزرگی بود ولی انصافا در آن مسابقه بازیکن هیچ‌کاره‌ای بود. محسن یوسفی هم توانش از دست رفته بود و من هم که اخراج شدم دیگر... جواد زرینچه که دفاع وسط بود را به دفاع راست بردند و آمد سانتر کرد و... آن روز ما باید می‌توانستیم مسابقه دو بر صفر برده را اداره کنیم.

این مطالب را از دست ندهید:

یک سگ مانع بازی‌ام در بوندس‌لیگا شد
ستاره سال‌های گذشته پرسپولیس در این باره که قرار بود لژیونر شود و به یک تیم آلمانی بپیوندد گفت: قرار بود به مونشن گلادباخ بروم. رفتم، تمرین کردم و بعد از یک جلسه تمرین فردای آن روز نزدیک هتلی که اقامت داشتم یک پارک بود که صبح اول وقت رفتم برای تمرین چون نمی‌خواستم شرایط بدنی‌ام از دست برود. هوا هم سر صبح یک مقداری گرگ و میش بود. یک‌مرتبه دیدم یک سگ دارد به سمت من حمله می‌کند و من هم فرار کردم. در حین دویدن مچم پیچ خورد و فردای آن روز ورم کرد. حاج‌آقا عابدینی به من گفت بدشانس‌تر از تو دیگر آدم وجود ندارد. این شد که شانسم را از دست دادم.

بی‌احترامی به مادرم دلیل درگیری با علی دایی شد
شاهرودی درباره یکی از خاطراتش در اردوی تیم ملی با علی دایی گفت: چون اردوها طولانی می‌شد معمولا از این دست خاطرات در خلال برگزاری اردو رقم می‌خورد. دور از خانواده بودیم و زیر فشار تمرینات، و البته آن‌زمان جوان هم بودیم. خود علی دایی هم می‌داند که من مادرم برایم هم پدر بوده هم مادر. او یک بی‌احترامی به مادرم کرد و من هم به همین خاطر یک برخورد فیزیکی با او داشتم که البته گذشت و بعد از آن هم با هم دوست شدیم و همدیگر را می‌بینیم. این اتفاق در کشور ایتالیا رخ داد و از آن‌جا قصد داشتیم به جام جهانی فرانسه برویم که بعد برای من بلیت گرفتند که نباید در تیم ملی باشم. جا دارد از همه بازیکنان وقت آن زمان تشکر کنم؛ جلسه‌ای برای خداحافظی تشکیل دادند که همه آن‌ها گفتند اگر آقای رضا شاهرودی برود ما هم می‌رویم. این شد که من هم در اردوی تیم ملی ماندم.

جر و بحث با دایی در بازی استرالیا
وی درباره جر و بحثی که در خلال برگزاری دیدار مقابل استرالیا در ملبورن بین او و علی دایی رخ داد گفت: ما روی برخی از حرکات کار کرده بودیم و قرار بود که علی دایی برود و ضربه سر بزند و اصلا نباید به سمت جایی برود که من می‌خواستم اوت را پرتاب کنم. کس دیگری باید می‌آمد اوت را پرتاب می‌کرد که من آن را برای بچه‌های خط حمله سانتر می‌کردم. نزدیک شد و یکی دو بار توپ را به او دادم و می‌توانست دوباره به من توپ را پس بدهد تا من سانتر کنم که این کار را نکرد و هی با توپ چرخید و توپ را از او گرفتند و انداختند سمتی که من بودم. من هم برای او توضیح دادم و... البته این‌ها همه برای دوران جوانی ما بوده است.

وی در این باره که آیا از کریم باقری هم خاطره‌ای دارد یا نه گفت: کریم وقتی که سبیلش را زد خاطره شد. به او گفتم کریم تو اگر با همان سبیلت باشی خیلی بهتر است! ما خودمان او را دوره کردیم و به او گفتیم اگر سبیلت را بزنی خوش‌تیپ می‌شوی که این کار را هم کرد.

رضا شاهرودی و محمد مایلی کهن

هم‌اتاقی همیشگی عابدزاده
ملی‌پوش اسبق کشورمان درباره خاطره‌ای که از احمدرضا عابدزاده در مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه داشت گفت: احمد یکی از رفقای خوب و قدیمی من است. کمتر کسی با احمدرضا عابدزاده هم‌اتاق می‌شد اما من همیشه در اردوها با او هم اتاق بودم. او ساعت ۱۰ شب می‌خوابید و ۶ صبح بیدار می‌شد و خیلی حرفه‌ای زندگی می‌کرد.

ماهی‌پلوی عجیب چینی‌ها
شاهرودی درباره دورانی که در کشور چین توپ می‌زد، راجع به غذاهای این سرزمین گفت: هر چیزی که روی زمین حرکت می‌کرد را می‌گرفتند و می‌خوردند! یک ماهی‌پلو داشتند که وقتی ماهی را روی میز می‌آوردند چشمان ماهی باز بود و به شما نگاه می‌کرد. شرایط خیلی سختی بود. البته خود شهر دالیان خوب بود و ما در فاصله ۴۰ کیلومتری شهر دالیان بودیم. شهر دالیان رستوران ایرانی هم داشت. فست‌فودهای خوبی داشت اما جایی که ما بودیم این چیزها را نداشت و من هم در هتل زندگی می‌کردم و باید هر چیزی که چینی‌ها می‌خوردند همان را می‌خوردم.

پروین برای پرسپولیسی‌شدنم پول خواست
رضا شاهرودی در این‌باره که آیا حقیقت دارد زمانی که می‌خواسته به پرسپولیس بیاید علی پروین از او درخواست پول کرده گفت: بله! من آن زمان تیم کشاورز بودم و یک موتورسیکلت داشتم. رفتم به نمایشگاه سورتمه و از من پرسید که تو چی داری؟ گفتم یک موتور دارم؛ گفت برو موتورت را بفروش و بعد بیا! من که بلند شدم بروم صدایم زد و گفت: «برگرد! آفرین من بازیکنانی مثل تو را دوست دارم».

او ادامه داد: اما الان فقط یک عده آمدند و دارند باشگاه پرسپولیس را می‌چاپند. بیچاره هواداران! اسمشان را هم نمی‌آورم که بزرگ نشوند چون اصلا در حد و اندازه من و احمدرضا عابدزاده و خیلی‌ها نیستند. این‌هایی که آمده‌اند جدیدند و ماندگار هم نیستند. فقط خواهشم از هواداران این است که این‌قدر زود تازه‌واردها را بزرگ نکنید. ما اگر الان اسم و رسمی داریم به خاطر این است که بالای ۱۰ سال برای پرسپولیس بازی کردیم و بازوبند کاپیتانی این تیم را بستیم. مچ پایمان را دادیم و همه عرق و تعصبمان را برای این تیم صرف کردیم. پرسپولیس هم دست آخر برای ماست که سال‌ها زحمتش را کشیدیم نه برای این‌هایی که یک سال می‌آیند و می‌روند.

رضا شاهرودی

همه‌کاره امروز پرسپولیس «بوتاکس» هم بلد است؟
شاهرودی در انتقاد به حضور برخی افراد در بدنه باشگاه پرسپولیس تاکید کرد: الان یک نفر را آورده‌اند که هم سخنگو است، هم معاون است و هم درباره آکادمی و همه‌جای پرسپولیس صحبت می‌کند! من که یک کلینیک زیبایی دارم از او می‌خواهم اگر درباره بوتاکس هم سررشته دارد بیاید آن‌جا و بوتاکس هم بزند! جالب است که این افراد ۶ ماه یا حداکثر یک سال بیشتر در پرسپولیس نبوده‌اند.

حمام آفتاب استاد اسدی در کرواسی
شاهرودی درباره خاطره‌ای که از استاداسدی -بازیکن اسبق تیم ملی فوتبال کشورمان- داشت گفت: زمانی که در کرواسی بودیم چون قرار بود بعد از ما تیم کرواسی تمرین کند ساعت تمرین را کمی جلو کشیدند. آن‌زمان زنده‌یاد ایویچ سرمربی تیم ملی بود. استاداسدی اردو را ترک کرد و برای خودش به ساحل رفته بود. زمانی که ما وسط تمرین بودیم دیدیم که او تازه دارد برمی‌گردد، سرخ شده بود و زیر لب آواز هم می‌خواند. تا او را دیدم به او گفتم تا الان کجا بودی چرا نیامدی سر تمرین؟ چرا قرمز شده‌ای و لااقل یکی کرم به خودت می‌زدی! پاسخ داد اتفاقا دیدم یک عده اطرافم به خودشان یک چیزهایی می‌مالیدند به خودم گفتم این چه چیزی است!

وی همچنین درباره خاطره‌اش از دوران حضور در تیم پرسپولیس و زمانی که علی پروین در تمرین حضور نداشته و محمد مایلی‌کهن تیم را برای تمرین آماده می‌کرده گفت: کشاله من در آن روز درد می‌کرد و حاجی‌مایلی به من گفت آقا رضا برو، من هم به او گفتم که کشاله‌ام درد می‌کند. همین بعدها توسط به ویژه زنده‌یاد ایرج جنگی سوژه و خاطره‌ای شد. اصرار حاجی‌مایلی که بلند شوم و تمرین کنم و این‌که من گفتم بابا این خرابه، خرابه.

امضای ناطق نوری برای موبایل
شاهرودی درباره گرفتن امضا از یکی از نمایندگان مجلس برای دریافت سیم‌کارت موبایل گفت: با حاج‌آقا ناطق کار داشتیم؛ همان‌کسی که رئیس فدراسیون بوکس بود. بهمن نکیسا پدر نیما نکیسا گفت من هماهنگ کرده‌ام برویم پیشش. بعد به محض این‌که به دفتر آقای نوری رسیدیم او سریع من را شناخت و جلو آمد و مرا به داخل برد. جالب بود که وقتی من را دید اصلا متوجه دوست مشترکمان یعنی پدر نیما نشد و من را به داخل برد و در اتاق را بست. بعد به او گفتم آقا ناطق، بهمن‌خان مانده پشت در، او خودش داور بوکس است... بعد گفت بگویید ایشان هم بیاید.

دری‌وری گفتن علی پروین به اصلانیان
پیشکسوت پرسپولیس خاطره‌ای هم درباره امیر اصلانیان در رختکن تیم پرسپولیس گفت: بازی در دقیقه ۹۰ یک بر یک شد. آن‌زمان ما طوری فوتبال بازی می‌کردیم که در ۲۰ دقیقه ابتدایی تقریبا ۲ یا ۳ بر صفر از حریف پیش می‌افتادیم مگر این‌که در برخی مسابقات بازی گره می‌خورد. این هم از همان مسابقات بود. امیر اصلانیان در دقیقه ۹۰ گزینه تعویض می‌شود تا به زمین بیاید و اصلا فرصت نشد که پایش را به توپ بزند. آن‌هایی که خاطرشان هست می‌دانند رختکن‌های استادیوم آزادی یک سونا داشت. ما بزرگترهای تیم چون می‌دانستیم علی‌آقا بعد از چنین مسابقاتی شاکی است و به محض این‌که در رختکن را باز کند اولین نفری که چشمش به آن بیفتد به او دری‌وری می‌گوید به سونا رفته بودیم. اصلانیان که در مسابقه اصلا پایش به توپ نخورده بود نشسته بود روبروی در، به محض این‌که علی‌آقا وارد شد و او را دید با عصبانیت گفت آقای اصلانیان... خدا رحمتش کند مهرداد میناوند را که این خاطره را خیلی خوب تعریف می‌کرد. علی‌آقا به او گفت همه این فحش‌هایی که می‌دهند با تو هستند! اصلانیان می‌گفت آقا به خدا اصلا توپ به پای من نخورد....

حاضرجوابی حمید استیلی به علی پروین
شاهرودی درباره خاطره دیگری از علی پروین گفت: بین دو نیمه یک مسابقه دیگر که گره خورده بود به رختکن آمدیم که علی پروین به محض ورود به رختکن گفت شما خجالت نمی‌کشید؟ این چه فوتبالی است که بازی می‌کنید؟ یک‌مرتبه حمید استیلی به او گفت علی‌آقا چه کار کنیم؟ پروین گفت زکی! من باید بگویم چه کار کنید؟ حمید هم که خاطرتان هست خیلی رک و روراست گفت پس چه کسی باید بگوید؟ اتفاقا رفتیم و در نیمه دوم سه گل هم زدیم. بعد خبرنگاران و مفسران گفتند علی پروین در رختکن چه کار کرد که تیمش زیر و رو شد در صورتی که نمی‌دانستند آن‌جا چه خبر بود!

بازیکن سال‌های گذشته پرسپولیس درباره خاطره دیگری از تمرین در تپه‌های داوودیه تهران گفت: امیر اصلانیان در یکی از روزهای تمرین ساعت ۲ بعدازظهر نهار قرمه‌سبزی خورده بود و ساعت ۳ باید از شیب تپه بالا و پایین می‌کردیم. اصلانیان دومین شیب را که رفت حالش بد شد. علی پروین به محض این‌که صحنه را دید گفت به‌به! این تمرینات است که بدن شما را درست می‌کند. به او گفتیم آقا به خدا این تازه نهار خورده بود که بالا آورد، ولی علی‌آقا قبول نمی‌کرد!

حضور کارآگاه در دبی برای دلارهای دزدیده‌شده
شاهرودی درباره خاطره اردوی دبی و گم‌شدن دلارهایش گفت: در آن اردو دلار من دزدیده شد و مجبور شدیم کاراگاه پلیس بیاوریم. گوشه پنجره باز بود نجم‌الدین بخشی گفت احتمالا دزد از اینجا آمده است. جمشید شاه‌محمدی گفت به خدا موش از لای این پنجره رد نمی‌شود چه برسد به این‌که یک آدم بیاید و دلارها را از این‌جا بردارد!

برای بازی در فیلم «سام و نرگس» عکاسی هم کردیم
شاهرودی درباره این‌که آیا تاکنون پیشنهاد بازی در فیلم سینمایی داشته یا نه گفت: پیشنهاد داشتم اما آن زمان تمرکزم بیشتر روی فوتبال بود و چون در روزهای اوجم بود نمی‌خواستم تمرکزم را از دست بدهم. یادم هست خانم پوران درخشنده، دو یا سه بار با من قرار گذاشت ولی من بدقولی کردم و آخرش هم گفتم که من به فوتبال برسم بهتر است. حتی دو یا سه بار هم با هم جلسه گذاشتیم. بعدها هم فیلم دیگری به من پیشنهاد دادند که اگر اشتباه نکنم اسمش سام و نرگس بود. حتی برای آن فیلم نقش مقابل من را هم آوردند و رفتیم عکاسی هم کردیم ولی گفتم شرمنده و من نمی‌توانم.

وی در این باره که اگر حالا و در این سن به او پیشنهاد شود که دوباره فیلم سینمایی بازی کند چه پاسخی خواهد داد گفت: حس می‌کنم اگر وارد این فضا بشوم ممکن است به محبوبیتم در فوتبال هم لطمه بزنم به همین خاطر نمی‌خواهم این کار را انجام بدهم.

شاهرودی درباره پژمان جمشیدی هم گفت: پژمان فوتبالش هم بد نبود و من هم خیلی او را دوست دارم. چون پژمان با علی‌آقا خیلی خوب ارتباط داشت او را بازی می‌داد. من را بیرون می‌گذاشتند و او را بازی می‌دادند!

او در واکنش به اصرارهای بهروز رهبری‌فرد که می‌گفت تجربه خوبی است و برعکسِ چیزی که فکر می‌کنی اتفاقا محبوبیتت را بیش‌تر می‌کند، و مگر برای پژمان از یک اتفاق شروع نشد، گفت: درست می‌گویی اگر پیشنهادی برسد به آن فکر کنم.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی